پليس 110 شهرداري 137
تعميرات برق آقاي بختياري 09121713699-44426318
آتش نشاني 125 بازرسي شهرداري 1888
لوله كشي آب و تعميرات آقاي ابوئي 09121400453- 44426906
اورژانس 115 امداد برق 121
لوله بازكني آقاي كياني 09121340612 – 44125683
خرابي تلفن 117 كنترل از راه دور كولر 88281469
لوله بازكني آقا بيژن 09121050663 - 77811035
امداد گاز 194 قفل سازي آقاي همت 09121893774
درمانگاه شبانه روزي و داروخانه وليعصر 44414442
یکی از قراردادهایی که اشخاص در جامعه تنظیم می کنند قرارداد اجاره است که قوانین مربوط به آن هر از چند گاهی دچار تغییر و تحولات اساسی شده که در این مختصر به آخرین مقررات مربوطه و نحوه تنظیم قرارداد اجاره مطابق با آن و راه های پیشگیری از بروز اختلاف و در صورت وقوع اختلاف نحوه مراجعه به دستگاه قضایی می پردازیم.
اما قبل از بررسی قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 26/5/1376 تعریف قانونی اجاره و بعضی کلمات حقوقی به زبان ساده را ارایه می کنیم.
تعریف اجاره
اجاره عقدی است که برابر آن اجاره کننده مالک منافع عین مال موضوع اجاره می شود.
اجاره ممکن است نسبت به اشیا مانند اتومبیل، خانه یا حیوان یا انسان باشد مانند آنکه شخصی بخواهد از منزل دیگری استفاده کند و آن را برای مدتی اجاره کند.
مستاجر: اجاره کننده
موجر: اجاره دهنده
عین مستاجر: مورد اجاره
مال الاجاره: اجاره بها
اجرت المثل: اجرت و بهایی که برای یک کالا یا خدمات بر مبنای قیمت کالا یا خدمات مشابه آن تعیین می شود بدون آنکه طرفین قرارداد از قبل برای آن توافقی کرده باشند.
اجرت المثل در مقابل اجرت المسمی یعنی اجرت توافق شده قرار می گیرد.
*20 نکته در مورد اجاره اماکن مسکونی
1- در اجاره مسکن باید مدت اجاره معین باشد و الا اجاره باطل است.
معمولا مدت اجاره ها یکسال تعیین می شود.
مدت اجاره از روزی شروع می شود که بین موجر و مستاجر توافق شود و اگر در عقد اجاره ابتدای مدت ذکر نشود، از زمان انعقاد قرارداد محسوب خواهد شد.
2- لازم نیست که موجر مالک عین مستاجره باشد، ولی باید مالک منافع آن باشد. پس اگر الف خانه ای را از دیگری اجاره کرد چون مالک منافع آن است قادر به انتقال منافع در مدت اجاره به دیگری است، مگر آنکه در قرارداد اجاره خلاف آن شرط شده باشد.
3-اگر بعد از قرارداد معلوم شود که عین مستاجره در حال اجاره معیوب بوده، مستاجر حق فسخ دارد.
البته اگر موجر رفع عیب کند به نحوی که به مستاجر ضرری وارد نشود، مستاجر حق فسخ نخواهد داشت.
اگر عیب در مدت استفاده از مورد اجاره حادث شود، مستاجر نسبت به بقیه مدت اجاره حق فسخ خواهد داشت.
4- موجر نمی تواند در مدت اجاره در عین مستاجره تغییر دهد که با استفاده مستاجر از آن در تعارض باشد و اگر مورد اجاره نیاز به تعمیراتی داشته باشد که تاخیر در آن موجب ضرر به موجر شود، مستاجر نمی تواند مانع این تعمیرات شود حتی اگر این امر مانع استفاده او از مورد اجاره شود. در این حالت مستاجر می تواند از حق فسخ استفاده کند.
5- تعمیرات و کلیه مخارجی که در مورد اجاره برای امکان بهره برداری از آن لازم است به عهده مالک است، مگر آنکه در اجاره نامه خلاف آن قید شود و نیز پرداخت هزینه های مربوط به اسباب و لوازمی که برای استفاده از مورد اجاره ضروری است بر عهده مالک است مانند: نصب آبگرمکن یا شوفاژ و …
6- اگر مستاجر خارج از حدود متعارف از مورد اجاره بهره برداری کند و موجر نتواند مانع او از این امر شود، حق فسخ برای موجر بوجود می آید. برای مثال به جای استفاده و مصرف خانگی از برق، مصرف صنعتی از برق داشته باشد.
7- مستاجر باید در زمان های تعیین شده در قرارداد، اجاره بها را پرداخت کند و در مقابل از موجر رسید دریافت کند.
8- اگر مستاجر از مورد اجاره در غیر موردی که در اجاره نامه آمده استفاده کند، موجر حق فسخ اجاره را خواهد داشت.
برای مثال در قرارداد اجاره آمده که این مکان برای استفاده مسکونی به اجاره داده می شود ولی مستاجر از آن استفاده تجاری کند.
9- عقد اجاره به محض پایان مدت اجاره، برطرف می شود و اگر بعد از پایان مدت اجاره مستاجر آن را در تصرف خود نگهدارد باید به موجر اجاره بهایی که معادل اجاره بها مکانی که شبیه آن مکان است، بپردازد حتی اگر از آن استفاده نکند.
10- عقد اجاره با فوت موجر یا مستاجر باطل نیست اما اگر موجر تنها تا زمان حیات خود مالک منافع مورد اجاره باشد با فوت او اجاره باطل خواهد شد و نیز اگر در قرارداد اجاره مباشرت مستاجر در استفاده از مورد اجاره شرط شود با فوت مستاجر عقد اجاره باطل می شود.
11- اگر مستاجر مورد اجاره را به دیگری اجاره دهد اجاره باطل یا فسخ نمی شود، مگر آنکه موجر در قرارداد اجاره برای خود به هنگام تحقق این امر حق فسخ را شرط کرده باشد.
12- اگر مستاجر بدون اجازه موجر در مورد اجاره تعمیراتی کند حق مطالبه آن را از موجر ندارد.
13- اگر مستاجر بدون اجازه موجر در خانه یا زمینی که اجاره کرده ساخت و ساز کند یا درختی بکارد موجر حق دارد که آن را از بین ببرد و اگر در اثر این عمل نقصی به بنا یا زمین مورد اجاره وارد شود بر عهده مستاجر خواهد بود.
14- تنظیم قرارداد اجاره هم به صورت عادی و هم رسمی ممکن است. معمولا اشخاص به صورت عادی در آژانس های مسکن مبادرت به تنظیم قرارداد می کنند.
باید توجه داشت که اولا برای تنظیم قرارداد اجاره به صورت عادی حتما دو نفر به عنوان گواه ذیل سند اجاره را امضا کنند تا طرفین از مزایای قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1376 بهره مند شوند.
ثانیا، صرف تنظیم قرارداد در فرم های چاپی یا تایپ مفاد قرارداد موجب رسمی شدن آن نمی شود و تاثیری در ماهیت آن ندارد.
15-قراردادهای عادی اجاره باید با قید مدت اجاره در دو نسخه تنظیم شود و به امضا موجر و مستاجر برسد و به وسیله دو نفر افراد مورد اعتماد طرفین به گواهی برسد.
هر گاه موجر یا مستاجر به نمایندگی از دیگری قرارداد تنظیم کند باید توجه داشت شخصی که خود را به عنوان نماینده معرفی می کند، دلیل نمایندگی او باید به رویت طرف مقابل رسیده و پیوست قرارداد شود.
پس اگر الف خود را وکیل همسرش به عنوان موجر معرفی می کند باید وکالت نامه رسمی مبنی بر وکالت در انعقاد عقد اجاره از سوی او ارایه دهد.
16- پس از پایان مدت اجاره اگر مستاجر از تخلیه مورد اجاره امتناع کند به درخواست موجر تخلیه صورت خواهد گرفت.
برای تخلیه اگر سند عادی باشد باید نکات زیر رعایت شود.
درخواست برای تخلیه به شوراهای حل اختلاف یا حسب مورد دادگاه محل ارائه و مشتمل بر نام و نام خانوادگی و محل اقامت مستاجر و مشخصات عین مستاجره مشخصات و تاریخ سند اجاره و کپی برابر اصل شده قرارداد اجاره و کپی برابر اصل شده سند مالکیت ملک، است.
نمونه درخواست:
احتراما اینجانب…. فرزند …. مقیم ….. یک باب منزل مسکونی را واقع در خیابان…. به پلاک ثبتی …. به موجب قرارداد عادی اجاره مورخ …. به آقای …. فرزند…. از تاریخ ….. لغایت ….. به اجاره دادم. اکنون با توجه به تاریخ پایان مدت اجاره و عدم تخلیه عین مستاجره تقاضای تخلیه آن را مطابق قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1376 دارم. کپی مصدق سند مالکیت و سند اجاره پیوست است.
17- شورای حل اختلاف یا دادگاهی که به درخواست رسیدگی می کند با احراز مالکیت یا ذینفع بودن موجر دستور تخلیه را صادر خواهد کرد.
پس از ابلاغ این دستور توسط مامورین به مستاجر، او مکلف است ظرف سه روز پس از ابلاغ دستور دادگاه نسبت به تخلیه اقدام کند.
18- اگر موجر مبلغی به عنوان ودیعه یا تضمین یا قرض الحسنه و … از مستاجر دریافت کرده باشد تخلیه و تحویل مورد اجاره، موکول به استرداد آن سند یا وجه به مستاجر است.
19- اگر سند اجاره رسمی باشد برای تخلیه مورد اجاره درخواست صدور اجرائیه از دفتر خانه ای که قرارداد اجاره را تنظیم کرده به عمل می آید و دفترخانه پس از احراز هویت و صلاحیت موجر اوراق اجراییه را ظرف 24 ساعت و در سه نسخه با قید تخلیه محل مورد اجاره به دایره اجرای اسناد رسمی اداره ثبت اسناد و املاک محل می فرستد و اداره ثبت ظرف 24 ساعت نسبت به تشکیل پرونده و صدور ابلاغ و تخلیه به مامور اقدام می کند و مامور اجرا نیز مکلف است ظرف 48 ساعت اجراییه را به مستاجر ابلاغ و مستاجر ظرف سه روز از تاریخ ابلاغ نسبت به تخلیه اقدام کند.
20- اگر موجر مدعی ورود خسارت به مورد اجاره از سوی مستاجر یا عدم پرداخت اجاره بها یا بدهی شارژ و … باشد نمی تواند راسا نسبت به برداشت این مبلغ از ودیعه ای که نزد اوست اقدام کند بلکه می تواند برای رسیدن به حق خود به دادگاه مراجعه (البته مبالغ ودیعه تا سقف 000/000/10 ریال در صلاحیت شورای حل اختلاف است) و با تقدیم دادخواست مطالبه ضرر و زیان به میزان مورد ادعا کند./06/110
موجر و مستاجر
موجری مستاجری دید و گریبانش گرفت
گفت مستاجر که : این پیراهن است افسار نیست
گفت : می باید کنی افزون اجاره خانه را
گفت : وسع من برادر بیش از این مقدار نیست
گفت : بالا رفته نرخ ارزهای خارجی
گفت : پول ما دلار و درهم و دینار نیست
گفت : افتاده عقب چندی اجاره خانه ات
گفت : بیکارم من و دانی که جایی کار نیست
گفت : فرش خانه ات جای اجاره می برم
گفت : پوسیده است "جز نقشی ز پود و تار نیست
گفت : رو اندر بیابان خیمه و چادر بزن
گفت : آنجا ایمن از دزدان و از اشرار نیست
گفت : بسیار است خانه ی خالی اندر شهر ما
گفت : آری " لیک پول جیب ما بسیار نیست
گفت : گیرم حکم و ریزم کوچه اسباب تو را
گفت : ای بابا " اثاثی بنده را در کار نیست
گفت : از یاران و غمخواران مدد خواهی بکن
گفت : ما بیچارگان را هیچ کس غمخوار نیست
حقوق و تكاليف آپارتمان نشينان
• مالكان آپارتمانها، مكلف به پرداخت هزينه هاي مشترك و نيز هزينه هاي اداري و حق الزحمه مدير يا مديران آپارتمان هستند.
براساس ماده نخست قانون تملك آپارتمــانها (مـصوب ۱۳۴۳/۱۲/۱۶) مالكيت در آپارتمانهاي مختلف و محلهاي كسب و پيشه، شامل دو قسمت يعني مالكيت قسمتهاي اختصاصي ومالكيت قسمتهاي مشترك است: مهمترين مشكلات فيمابين آپارتمان نشينان مربوط به تعهدات حاصله ازمالكيت نسبت به قسمتهاي مشترك است و چون مالكيت نسبت به قسمتهاي يادشده، به صورت مشاع است و حقوق مالكين متعدد در آن قسمتها به طورمشترك، تجلي مي يابد. بنابر ماده (۲) قانون مذكور، قسمتهاي مشترك عبارت از قسمتهايي از ساختمان است كه حق استفاده از آن، منحصر به يك يا چند آپارتمان يا محل پيشه مخصوص نيست و به كليه مالكين به نسبت قسمت اختصاصي آنها، تعلق مي گيرد بطور كلي قسمتهايي كه براي استفاده اختصاصي تشخيص داده نشده است يا در اسناد مالكيت، ملك اختصاصي يك يا چند نفر از مالكين تلقي نشده، از قسمتهاي مشترك محسوب مي شود در قانون تملك آپارتمانها اين حقوق و تعهدات ذكر شده اند و اين تكاليف كه مربوط به قسمتهاي مشترك آپارتمان است، به واسطه، عدم آگاهي آپارتمان نشينان از مشترك بودن يا نبودن آنها، باعث بروز اختلاف مي شود. براساس ماده (۴) آيين نامه اجرايي قانون تملك آپارتمانها، اين قسمت ها، عبارتند از: الف ـ زمين زيربنا، خواه متصل به بنا باشد يا بنا به وسيله پايه، روي آن قرار گرفته باشد.
ب) تأسيسات قسمتهاي مشترك از قبيل، چاه آب و پمپ، منبع آب، مركزحرارت تهويه ،رخت شويخانه، تابلوهاي برق، كنتورها، تلفن مركزي، انبار عمومي ساختمان، اتاق سرايدار در هر قسمت بنا كه باشد، دستگاه آسانسور و محل آن، چاههاي فاضلاب، لوله ها از قبيل (لوله هاي فاضلاب، آب، برق، تلفن، حرارت مركزي، تهويه مطبوع، گاز، نفت، و….
پ) اسكلت ساختمان
ت) درها و پنجره ها، راهروها، پله ها، پاگردها كه خارج از قسمت اختصاصي قرار گرفته اند. ث) تأسيسات مربوط به راه پله از قبيل وسايل تأمين كننده روشنايي، تلفن و وسايل اخبار و همچنين تأسيسات مربوط به آنها، به استثناي تلفن هاي اختصاصي، شيرهاي آتش نشاني، آسانسور و محل آن، محل اختتام پله ها و ورود به بام و پله هاي ايمني.
ج) بام و كليه تأسيساتي كه براي استفاده عموم شركا يا حفظ بنا در آن احداث گرديده است.
ح) نماي خارجي ساختمان.
خ) محوطه ساختمان، باغ ها و پاركها كه جنبه استفاده عمومي دارد و در سند قسمت اختصاصي نيز ثبت نشده باشد.
بنابر اين، با شناخت قسمت هاي مشترك ساختمان، بسياري از اختلافات موجود حل مي شود. زيرا در قسمتهاي مشترك، حقوق همه مالكان به شكل مشاع استقرار يافته است و نمي توان حق انحصاري بر آن قايل شد. به عبارت ديگر تصرف در قسمتهاي مشترك، تصرف در حقوق ديگر شركا است. اكنون كه شناخت مختصري از قسمتهاي مشترك آپارتمان به دست آمد، تكاليف و حقوق مربوط به آنها را شرح مي دهيم.
الف) تغييرات و تعميرات در قسمتهاي مشترك با اذن همگي مالكان ميسر است:
از اين اصل در حقوق آپارتمان نشيني چند نكته استنباط مي شود. نخست آنكه هرگونه تعمير در قسمتهاي مشترك از قبيل راه پله ها، لوله هاي آب، فاضلاب، گاز، سيم كشي برق، تلفن و… تنها در صورت اتفاق آراي مالكان ميسر است. براي نمونه مالكان آپارتمان ها بدون اذن ديگر مالكان نمي توانند در مسير ورودي به آپارتمان اختصاصي خود در راه پله ها، درب اختصاصي نصب كنند. اين موارد بيشتر درمواردي كه آپارتمان نشين در طبقه زيرين ساختمان ساكن است، مشهود است. همچنين انجام تغييرات در نماي خارجي آپارتمان باوجود اينكه در نظر اول، ملك اختصاصي مالك محسوب مي شود، به علت مشاع بودن نماي كلي آپارتمان ـ ممنوع است. ماده (۹) قانون تملك آپارتمانها اشعار مي دارد «… هيچ يك از مالكين حق ندارند بدون موافقت اكثريت ساير مالكين، تغييراتي در محل يا شكل در، يا سردر، يا نماي خارجي در قسمت اختصاصي خود كه درمرئي و منظر [ديدعام] باشد، بدهند» البته اين اصل داراي يك استثنا است و آن اين است كه انجام تغييرات يا تعميرات در ساختمان ضروري باشد و كسب اكثريت مطلق آرا ميسر نباشد. ماده (۳) قانون «اصلاح قانون تملك آپارتمانها (مصوب ۱۳۷۶) اشعار مي دارد «در صورتي كه به تشخيص سه نظر از كارشناسان رسمي دادگستري، عمر مفيد ساختمان به پايان رسيده و يا به هر دليل ديگر، ساختمان دچار فرسودگي كلي شده باشد و بيم خطر يا ضرر مالي وجاني برود و اقليت مالكان قسمتهاي اختصاصي در تجديد بناي آن موافق نباشند، آن دسته از مالكان كه قصد بازسازي مجموعه را دارند، مي توانند براساس حكم دادگاه، با تأمين مسكن استيجاري مناسب براي مالك يامالكان كه از همكاري خودداري مي ورزند، نسبت به تجديد بناي مجموعه اقدام نمايند…» و در صورت امتناع مالك يا استفاده كننده از پرداخت سهم خود از هزينه هاي مشترك، از طرف مدير يا هيأت مديران به وسيله اظهارنامه، مراتب قيد مي شود و در صورت امتناع مجدد مالك در دادگاه تعيين تكليف خواهد شد. البته در مورد بازسازي آپارتمان، دريافت هزينه هاي انجام شده پس از انجام عمليات بازسازي، در قانون جديد پيش بيني شده است. ماده (۳) قانون فوق (اصلاحي ۱۳۷۶) مي گويد: «…پس از اتمام عمليات بازسازي و تعيين سهم هريك از مالكان از بنا و هزينه هاي انجام شده، سهم مالك يامالكان يادشده را به اضافه اجوري كه براي مسكن اجاري ايشان پرداخت شده است، از اموال آنها، از جمله همان واحد، استيفا كنند. در صورت عدم توافق در انتخاب كارشناسان، وزارت مسكن وشهرسازي با درخواست مدير يا هيأت مديره، اقدام به انتخاب كارشناسان ياد شده، خواهد كرد.» اين نحوه، اخذ مخارج در نظام حقوقي كنوني، امكان پذير نيست. زيرا كه براساس ماده ۵۲۴ قانون آيين دادرسي مدني، مسكن از جمله مستثنيات دين محسوب مي شود واخذ دين از مستثنيات دين طبق ماده ۵۲۳ همان قانون، غيرقانوني است و تنها از ساير اموال او در صورتي كه از مستثنيات دين نباشد، مي توان استيفاي دين نمود.
ب) پرداخت مخارج قسمتهاي مشترك:
مخارج قسمتهاي مشترك باتوجه به ارتباط يا عدم ارتباط آن با مساحت زيربناي آپارتمان، تفاوت مي كند. هزينه هاي مشترك آن قسمت كه با مساحت زيربناي قسمت اختصاصي دارد، از قبيل آب، گازوييل، آسفالت پشت بام، براساس ماده (۴) قانون تملك آپارتمانها، متناسب با نسبت مساحت قسمت اختصاصي به مجموع مساحت قسمتهاي اختصاصي تمام ساختمان است. اما مخارج قسمتهاي مشترك كه ارتباطي به ميزان مساحت زيربنا ندارد، از قبيل هزينه هاي مربوط به سرايدار، نگهبان، متصدي آسانسور، هزينه نگهداري تأسيسات، باغبان، تزيينات قسمتهاي مشترك و… براساس ماده ۲۵ آيين نامه قانون مذكور بطور مساوي بين مالكين يا استفاده كنندگان تقسيم مي شود.
بنابر اين، مالكان آپارتمانها، مكلف به پرداخت هزينه هاي مشترك فوق و نيز هزينه هاي اداري و حق الزحمه مدير يا مديران آپارتمان هستند. در صورتي كه مالك آپارتمان از پرداخت سهم خود باوجود دريافت اظهارنامه از سوي مدير يا مديران، امتناع كند باتوجه به امكانات، هيأت مديران يا مدير، حق دارند از دادن خدمات مشترك از قبيل شوفاژ، تهويه مطبوع، آب گرم، برق، گاز و… به او خودداري نمايند و اگر بازهم امتناع نمايد، از طريق اداره ثبت محل وقوع آپارتمان (به تقاضاي مدير) و براساس مقررات اجراي اسناد رسمي وجوه مذكور، مطالبه مي شود. براساس تبصره (۱) الحاقي ماده (۱۰) مكرر به قانون تملك آپارتمانها (مصوب ۱۳۷۶)، در صورتي كه عدم ارايه خدمات مشترك ممكن يا مؤثر نباشد، مدير يا مديران مجموعه مي توانند به مراجع قضايي شكايت كنند و دادگاهها، موظف اند اينگونه شكايات را خارج از نوبت رسيدگي كنند و واحد بدهكار را از دريافت خدمات دولتي كه به مجموع ارايه مي شود، محروم و تا دو برابر مبلغ بدهي به نفع مجموعه جريمه كنند.
ج) انتخاب مدير يا هيأت مديران:
از آنجايي كه قانون تملك آپارتمان و آيين نامه آن از جمله قوانين آمره است انتخاب مدير يا هيأت مديران نيز كه در قانون پيش بيني شده هم حق و هم تكليف مالكين است كه توسط مجمع عمومي مالكين (در صورتي كه بيش از سه نفر باشند) تعيين مي شود. مدير يامديران، امين مالكان و مسؤول حفظ و اداره ساختمان و اجراي تصميمات مجمع عمومي اند و نمي توانند فرد ديگري را به جاي خود انتخاب نمايند وظايف و تكاليف مديران درمواد ۲۰ تا ۲۴ آيين نامه اجرايي قانون تملك آپارتمانها ذكر شده اند. اين وظايف عبارتند از: ۱) بيمه كردن تمام بنا به عنوان يك واحد، در مقابل آتش سوزي ۲) اعلام ميزان هزينه هاي مستمر و مخارج متعلق به هر شريك و نحوه پرداخت آن به نشاني تعيين شده از طرف شريك ۳) حل و فصل اختلافات شركا در مورد ميزان هزينه هاي آپارتمان و نيز رسيدگي به اعتراض هر شريك در مورد ميزان هزينه مربوط به او ۴)استخدام دربان براي حفظ و نگهداري و نظافت قسمتهاي مشترك و… (در صورتي كه آپارتمان بيش از ده واحد داشته باشد.)
همچنين مديران در صورت اخذ اختيار از سوي مجمع عمومي براي انعقاد قراردادهاي لازم براي اداره ساختمان مكلف به انجام آن هستند. براساس ماده ۲۷ آيين نامه فوق، مدير يا مديران به ترتيبي كه مجمع عمومي تصويب مي كند به منظور تأمين هزينه هاي ضروري و فوري، وجوهي به عنوان تنخواه گردان از شركا دريافت مي دارند.
بنابر اين شركا، بايد به تصميمات مديران احترام گذاشته و با آنها در جهت ايجاد نظم و سامان دادن به امور آپارتمان، همكاري ومساعدت كنند.
|
دردسرهاي آپارتمان نشيني |
|
|
|
نويسنده : مرجان حاجي حسني |
|
خسته و کوفته از سر کار آمده بود و مي خواست بعد از يک روز پرکار حسابي استراحت کند اما سرش را که روي بالش گذاشت صداي گوپ گوپ ضبط همسايه روبه رويي روي اعصابش چنان فشاري وارد کرد که ناچار شد يک بالش ديگر روي گوش هايش بگذارد تا شايد صدا کمتر به گوشش برسد. اما فايده اي نداشت. صدا آنقدر نافذ بود که بالش هم فايده اي نداشت. به هر بدبختي که بود خودش را قانع کرد تا به همين وضع عادت کند و سعي کند بخوابد. تازه چشمش گرم شده بود که يک سر و صداي مهيب او را از جا پراند. خوب که گوش کرد فهميد صداي خداحافظي کردن همسايه طبقه پايين با مهمان هايشان است اما اين خداحافظي کردن آنقدر طولا ني و پر سر و صدا بود که به يک پديده آزار دهنده تبديل شده بود. آن طرف تر پسرکي که گويا بچه مهمان ها بود داخل ماشين پدرش نشسته بود و دستش را روي بوق گذاشته و تا جايي که توان داشت روي بوق فشار مي آورد. خانواده اش آنقدر غرق صحبت هاي قبل از خداحافظي بودند که يادشان رفته بود تقريبا نيمه شب است و ممکن است همسايه ها در خواب باشند. خلا صه مهمان هاي همسايه با تمام سر و صداها و هياهوهايشان رفتند و فضا کمي آرام تر شد اما هنوز صداي ضبط همسايه روبه رويي قطع نشده بود، اما هرچه بود بهتر از سر و صداي مهمان هاي طبقه پاييني بود. تصميم گرفت که ديگر هر طور شده بخوابد و به سر و صداهاي اطراف توجه نکند چرا که فردا صبح ساعت 6 بايد سر کار مي رفت. انسان و مسکن انسان موجودي اجتماعي است که کمال او در ارتباط با جامعه وبرقراري روابط مناسب با افراد جامعه رقم مي خورد. متاسفانه در دنياي امروزي به دليل پيشرفت علم و ماشيني شدن بسياري از خدمات افراد اشتغالهاي کاذبي براي خويش بوجود آورده اند و در عوض از بسياري از ضروريات باز مانده اند. امروزه افراد کمتر به برقراري ارتباط عاطفي با يکديگر مي پردازند وبيشتر اسير ظواهر شده اند لذا بسياري از حقوق انساني به دست فراموشي سپرده شده است چرا که بيشتر خواسته ها بر محور خويشتن مي چرخد. امروزه بر خلاف گذشته همسايگان با يکديگر ارتباط کمي دارند و چه بسا پس از سالها حتي نام فاميل يکديگر را نمي دانند واين در حالي است که ما انسانها هميشه به يکديگر نيازمند هستيم. کمترين مرتبه اين نياز همان ارتباطات عاطفي ميان شهروندان است که امروزه بسيار مورد بي توجهي قرار گرفته است. سکونت انسان در اينکه انسان اجتماعي است و زندگي او بايد به صورت اجتماع و دسته جمعي باشد شکي نيست زيرا نيازمندي هاي انسان ايجاب مي کند که با همکاري ساير هم نوعان خود به رفع آنها بپردازد، هر فردي عهده دار کاري شود وهر گروهي مشکلي را حل کند تا زندگي براي همه سعادت بخش و دلپذير گردد. اما آنچه در اين پژوهش به آن خواهيم پرداخت پيرامون مساله مسکن، همان عاملي که بدون وجود آن امکان جمع شدن افراد در يک جامعه کوچک يا بزرگ منتفي خواهد بود. لذا در ابتدا بطور اجمال به انواع مسکن و محاسن و مشکلات هر يک خواهيم پرداخت. خانه هاي تک واحدي مسکن به معناي محل سکونت جايي است که انسان درآن زندگي مي کند وانواع متفاوتي دارد. خانه هاي تک واحدي يکي از انواع مسکن بوده و غالبا از يک محيط باز مانند حياط تشکيل شده و همچنين مشتمل بر محلي بسته مي باشد که داراي سقف بوده و افراد در آنجا زندگي مي کنند. البته امروزه بدليل افزايش جمعيت کمتر شاهد چنين خانه هايي مي باشيم خصوصا در شهرهاي بزرگ غالبا خانه هاي جديد را بصورت آپارتماني بنا مي کنند. منافع خانه هاي تک واحدي اين خانه ها منافع بي شماري دارد که به چند مورد محدود آن اشاره مي کنيم. از جمله اينکه حريم خانواده در آنها محفوظ مي ماند و آزادي و استقلال خانواده نيز خدشه دار نمي شود چرا که منازل تک واحدي با فاصله از يکديگر مجزا شده اند و هر قطعه از زمين به يک خانواده مشخص اختصاص پيدا مي کند بر خلاف منازل آپارتماني که در هر قطعه از زمين منازل زيادي احداث مي شود. تامين آرامش يکي ديگر از ويژگي هاي مثبت اين منازل مي باشد چون ارتباط منازل با يکديگر اندک مي باشد لذا همسايه ها کمتر از آلودگي هاي صوتي ناشي از خانه هاي مجاور رنج مي برند. از طرفي حياط جاي مناسبي براي بازي کودکان است و به آنها اجازه مي دهد باآرامش خاطر در حياط به بازي بپردازند خصوصا که نظارت والدين نيز بر آنان به آساني صورت مي گيرد. حياط جاي مناسبي براي پرورش گل وگياه است و استفاده از منظره زيباي حياط و استفاده از هواي مطبوع بدون مزاحمت ديگران از مشخصات خانه هاي ويلايي است. زنان خانه دار نيز در اين خانه ها آزادانه تر مي توانند کارهاي روزانه خود را انجام دهند چرا که وجود حياط امکانات ويژه اي را براي آنان فراهم مي کند. البته مواردي که ذکر شد تنها گوشه کوچکي از منافع منازل تک واحدي بود اما از آنجايي که بيشتر هدف ما در اين پژوهش پيرامون ارتباط همسايه ها ست لذابيش از اين به آن نمي پردازيم.
يکي از معايب اين خانه ها عدم استفاده بهينه از امکانات زمين است. همانطور که قبلا ذکر کرديم در اين خانه ها قطعات گسترده اي از زمين تنها به يک خانواده اختصاص مي يابد. لذا افراد کمتري را در خود جاي مي دهد و هزينه زياد ساخت تاسيسات زير بنايي به شهر تحميل مي شود. هزينه ساخت خيابان، لوله هاي آب، فاضلابها، تلفن، برق، لوله گاز، کابل تلويزيون، تامين روشنايي خيابان، نظافت و نگهداري خيابان همگي چند برابر خواهد شد چرا که تعداد خانه ها در هر واحد زمين افزايش پيداکرده و وسعت شهر افزايش مي يابد. يکي از مهمترين مشکلات اينگونه از منازل پراکندگي مراکز جمعي است. در واقع دور شدن از مراکز خريد و تفريح و اداره ها و... بدليل فاصله زياد خانه ها با آن اماکن استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي را غير اقتصادي مي کند. چرا که عمومااين فواصل بيش از آنست که پياده طي شود. آپارتمان آپارتمان خانه اي است داراي چندين پرت (منزل) خانه با چندين آشکوب (طبقه) خانواده ها در يک قلمرو معين همسايگي زندگي مي کنند ولي خدمات عمومي و فضاهاي تفريحي بطور مشترک در دسترس آنان قرار مي گيرد. محاسن خانه هاي آپارتماني فراهم شدن محيط اجتماعي شايسته براي تربيت بهتر کودکان. چرا که در اينگونه از منازل افراد ارتباط نزديکي با يکديگر دارند. لذا محيطي مساعد براي برخوردهاي اجتماعي مناسب کودکان فراهم خواهد آمد و اين مساله شامل حال بزرگسالان نيز مي شود. خانواده ها به طور طبيعي شبکه روابط اجتماعي خود و فرزندانشان را گسترش مي دهند و آنها به عضوي از يک خانواده بزرگ تبديل مي شوند. در اين خانواده بزرگ افراد مختلف با مهارتهاي ويژه و گروه هاي سني متفاوت زندگي مي کنند که هر يک مي توانند اين مهارتها را به ديگران منتقل کنند. به دليل ارتباطات نزديک عاطفي که بين ساکنين آپارتمان بوجود ميآيد افراد در کارها به کمک يکديگر شتافته و همه مشتاقند که از کودکان يکديگر مراقبت کنند. هر شخصي همواره حق انتخاب بين زندگي خصوصي در واحد مسکوني خود يا شرکت در فعاليتهاي اجتماعي را در فضاهاي عمومي مجموعه دارد. زندگي در اينگونه مجموعه ها حس همکاري داوطلبانه و مسووليت پذيري اجتماعي را به خوبي ترويج مي کند. زندگي در اين مجموعه ها تجربه زندگي هماهنگ گروهي و اشتراکي مبني بر روشهاي دموکراتيک را براي همه ساکنان فراهم مي کند. استفاده بهينه از زمين بر پايه حداقل سطح اشغال و تراکم جمعيت بالا يکي از فوايد اين مجموعه ها است چرا که از پي آن هزينه هاي بسياري کاهش مي يابد از جمله نظافت خيابانها به دليل کم شدن وسعت شهر، تامين روشنايي و... نزديک شدن مراکز تفريحي و عمومي بدليل اينکه منازل مسکوني سطح کمتري از شهر را اشغال مي کنند. لذا فاصله اين مراکز نيز کمتر خواهد شد که خود کم شدن هزينه هاي اقتصادي و حمل ونقل را در پي دارد. استفاده از مناظر زيباي اطراف و دورنماي شهر نيز از منافع اين مجموعه ها ست که به ساکنان خود عرضه مي دارد. آپارتمان معايب زيادي دارد که در اينجا به موارد محدودي از آن اشاره مي کنيم. آپارتمان براي خانواده هاي بچه دار ايده آل نيست زيرا والدين براي عدم ايجاد مزاحمت براي ساير همسايه ها از بازي بچه ها در درون واحدهاي مسکوني جلوگيري مي کنند. اين محدوديت کودکان را از حرکات طبيعي مورد نيازشان محروم مي کند که در نتيجه سبب بوجود آمدن رفتارهاي غير اجتماعي گوشه گيري و تماشاي بيش ازحدتلويزيون در آنها خواهد شد. همچنين والدين ممکن است مانع بازي کودکان در حياط شوند زيرا نظارت بر آنها ممکن نيست زيرا پنجره تمام خانه ها مشرف به حياط نمي باشد. سايه اين آپارتمانها بر روي ساختمانهاي اطراف افتاده لذا ساکنان اين ساختمانها از دريافت تابش خورشيد محروم مي گردند. فرم فيزيکي اين محيطهاي مسکوني نقش اساسي در ارتکاب جرم بازي مي کنند. به علت عدم نظارت بر فضاهاي عمومي در ورودي ساختمان برروي هر کسي باز بوده و در نهايت ساکنان نسبت به جرم و خشونت هاي اجتماعي آسيب پذير هستند.
عباس جليلوند يک شهروند تهراني است. او که مدتهاست در يک آپارتمان 60 متري اجاره اي زندگي مي کند در اين باره مي گويد: در واقع آپارتمان در حکم يک خانه است که مالکيت آن در انحصار چندين نفر است چون همه افراد يک آپارتمان با يک کليد در را باز مي کنند و وارد مي شوند اما آيا به راستي فرهنگ آپارتمان نشيني در کشور ما جاافتاده و آيا قوانين آپارتمان نشيني رعايت مي شود؟
مينا سعادتمند شهروند ديگري است که در اين باره مي گويد: ما هم مثل اکثر مردم تهران آپارتمان نشين هستيم اما اي کاش نبوديم. اي کاش آن قدر توانايي مالي داشتيم که يک خانه از آن خودمان داشته باشيم حتي يک خانه 40 متري!
يک شهروند ديگر در اين باره مي گويد: نظافت آپارتمان از ديگر مسائلي است که بايد رعايت شود اما متاسفانه در هر آپارتمان افرادي هستند که به اين مساله اهميت نمي دهند و با بي توجهي خود ساير همسايه ها را ناراحت مي کنند. |
نشانى آپارتمان نشينى
داوود پنهانى
گلايه هاى هميشگى آقاى همسايه راه به جايى نمى برد. ساعت نزديك ۱۲ شب را نشان مى دهد و صداى آهنگ تند و تيز ساكنان يكى از واحدها به واحدهاى ديگر ساختمان سرايت كرده است. كسى در راهرو فرياد مى زند: «كمش كن» صدا اوج بر مى دارد و ميان نواى تند موسيقى گم مى شود. لحظه هايى بعد در اين آپارتمان دعوايى ديگر اتفاق مى افتد. سهمى از اين قيل و قال به من مى رسد و سهمى ديگر نصيب تو خواهد شد. كسانى در كارند تا آسايش نيمه شبى را از ما بگيرند. همان كه به حكم همزيستى مسالمت آميز در چارچوب آپارتمان هاى قوطى كبريتى امروزى بخشى از حق و حقوق شهروندى ما محسوب مى شود و به شمار مى آيد. با اين حال و هر بار به بهانه هاى ساده خوشبختى از طرف يكديگر نقض شده، انكار مى شود. ساده و آسان. به شيوه هاى مختلف. تو از سر و صداى ميهمانان هميشگى واحد روبرويى در عذابى، من از نواى بلند موسيقى پسر جوان طبقه بالا. همسايه طبقه پايين از شيطنت هاى پسرك من و مدير ساختمان از پرداخت نشدن بموقع شارژ ساختمان از طرف همه ما. اينجاست كه زندگى در اين چارديوارى، در اين كوچه و محله چيزى جز بازتوليد دائمى تنش و درگيرى نيست. هر بار به بهانه اى.
به اعتقاد كارشناسان مشكلات آپارتمان نشينى و اختلاف هاى ميان همسايگان در نتيجه عوامل مختلفى به وجود مى آيد. آنها در يك جمعبندى ساده از توافق نداشتن ساكنان در نحوه استفاده از مشاعات، وجود سلايق، فرهنگ ها و اختلاف هاى محسوس اجتماعى ميان ساكنان، نبود ضوابط و مقررات مدون براى طراحى، ساخت و بهره بردارى از اين مجتمع ها، بى توجهى ساكنان به حقوق همسايگان و الزام نداشتن آنها به جبران خسارت هاى احتمالى به عنوان بخشى از اين مشكلات يا مسبب مشكلات ياد مى كنند. شايد از اين روست كه يك كارشناس مسائل شهرى ترجيح مى دهد با بيان اين جمله كه «زندگى شهرى در حصار خانه هاى قوطى كبريتى گرفتار شده است » به تحليل وضعيت فرهنگ آپارتمان نشينى در شهرهاى بزرگ ايران بپردازد.
در اين شكل از زندگى بدن ما به نظمى ديگر عادت مى كند. توجه به فرهنگ آپارتمان نشينى از اين زاويه به معناى توجه به آداب، قواعد و الزامات زندگى در محيط جمعى آپارتمان هاى امروزى است. اين قواعد همانگونه كه از عنوان آن پيداست، مفهومى امروزى است كه در ساختار جوامع پيشين كه زندگى آپارتمان نشينى وجود نداشت، اهميت پيدا نمى كرد. در جوامع پيشين حق همسايگى وجود داشت. در جوامع شهرى امروزى، اين حق به بحثى با عنوان فرهنگ آپارتمان نشينى تبديل شده است. كارشناسان بر اين اعتقادند كه اين فرهنگ و رعايت آن به معنى توجه به الزامات خاصى است. آنها اين الزامات را به آداب و قواعدى تفسير مى كنند كه در مجموع فرهنگ آپارتمان نشينى را به وجود مى آورند. به عنوان مثال رعايت سكوت و آرامش نكته اى است كه بسيارى از خانواده هايى كه در آپارتمان زندگى مى كنند، به آن نياز دارند. توجه به سكوت و آرامش در قالب زندگى هاى اينچنينى از اهميت فراوانى برخوردار است. دكتر «فريده علوى» كارشناس مسائل شهرى در توضيح اين بخش از زندگى شهرى پيش از هر تحليلى يك مثال ساده مى آورد و مى گويد:
« زندگى آپارتمان نشينى علاوه بر حوزه خصوصى به حوزه عمومى نيز تعلق دارد. اين حوزه عمومى، محدوده اى است كه به همه اعضا تعلق دارد. توجه به همين حوزه عمومى در ميان آپارتمان نشين هاى امروزى نقش هاى تازه اى را براى آنها به وجود آورده است. يكى از اين نقش ها مدير ساختمان است. خانواده ها براى رعايت نظم بيشتر در هزينه هايى كه براى ساختمان مى شود يا براى اعمال مديريت صحيح، اين نقش را به وجود آورده اند كه با استفاده از آن بتوانند بهتر به مشكلات خود رسيدگى كنند». وى مى افزايد: «از سوى ديگر موضوع آپارتمان نشينى براى ما و مردم ما موضوعى تقريباً تازه تعريف شده است. در قديم ما آپارتمان نشينى به معناى امروزى نداشتيم. همسايگى بود يا در نهايت اجاره نشينى در يكى از طبقات منزلى شخصى. پس طبيعى است كه مردم ما با اين موضوع آشنايى فراوانى نداشته باشند. جا انداختن چنين فرهنگى زمان مى برد. خيلى از مردم ما با همان قواعد و مناسكى كه در منازل غير آپارتمانى وجود دارد، در محيط هاى آپارتمانى زندگى مى كنند. به همين علت بيشتر كسانى كه در آپارتمان زندگى مى كنند، از سر و صداى همسايه ها يا بى توجهى به مسائل بهداشتى از سوى آنها شكايت دارند. البته در نهايت فكر مى كنم براى جا انداختن فرهنگ به زمان نياز داريم. » وى از واكنش مردم به بى توجهى ديگران و گلايه هاى روز افزون آنها به اين بى توجهى ها به عنوان يكى از جدى ترين مشكلات موجود در زندگى آپارتمانى ياد مى كند.
«شهريار حيدرى» كارمندى ۴۰ ساله كه آپارتمان نشين است در اين باره مى گويد:« وقتى ما در آپارتمان زندگى مى كنيم، ناچاريم براى نظم بيشتر در زندگى آپارتمان نشينى به برخى قواعد تن دهيم. ما بايد ياد بگيريم كه كمتر سر و صدا كنيم. چون به هر حال واحدها كوچكند و سر و صداى ما در چارچوب منزل خودمان موجب آزار ديگران مى شود. به نظر من چارديوارى اختيارى ديگر نمى تواند تضمين محكمى براى رفتارهاى ما در خانه مان باشد».
«معصومه جمالى» معلم نيز مى گويد:«رفتارهاى ما كه ممكن است در نظر خودمان كاملاً پسنديده هم باشد، گاهى موجب آزار ديگران مى شود. ما بايد مواظب باشيم كه رفتارمان را براساس يك عادت جمعى در آپارتمان ها و منازلمان با روحيه همسايه ها مطابقت بدهيم، به گونه اى كه رفتارمان باعث آزار ديگران نشود».
زندگى شهرى و آپارتمان نشينى
تحت تأثير الزامات نوينى كه در زندگى شهرى وارد شده، بسيارى از كارشناسان مسائل اجتماعى از شكل گيرى و گسترش مفاهيم تازه در حيات اجتماعى ما سخن مى گويند. فرهنگ آپارتمان نشينى و گسترش ابعاد آن در زندگى شهرى يكى از اين موارد است. به اعتقاد بسيارى از جامعه شناسان، زندگى شهرى اين فرهنگ را با خود به همراه مى آورد. آنها اين قواعد را به حوزه خصوصى و عمومى زندگى اجتماعى مربوط مى دانند. رعايت مسائل ترافيكى به عنوان يكى از قواعد عمومى نظم شهرى و رعايت فرهنگ آپارتمان نشينى به عنوان يكى از قواعد خصوصى اين نظم، مصاديقى از فرهنگ نوين زندگى شهرى در مطالعات اجتماعى است. «محمد كريم زاده»، كارشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعى در اين باره مى گويد: در گذشته مردم در منازل ويلايى و بزرگ زندگى مى كردند. فاصله خانه ها از هم زياد و محيط جغرافيايى شهرها كوچك تر بود. گاهى چند خانواده كنار هم در يك منزل زندگى مى كردند. پس همه يكديگر را مى شناختند و لزومى نداشت كه در رفتار با يكديگر جانب احتياط را نگه دارند. حتى مى شد ساعت ۱۲ شب به خانه ديگرى رفت و آمد كرد، زير كرسى نشست، حرف زد و گفت، اما امروزه شرايط فرق كرده است. چارچوب خانه ها كوچك تر شده و خانواده ها پاره پاره شده اند. گاهى دو تا همسايه در يك آپارتمان تا سال ها با هم مراوده و نشست و برخاست نمى كنند. معلوم است كه اينها براى ايجاد نظم در محيط زندگى به يكسرى قواعد پايبند هستند. اين پايبندى از ساده ترين امورى چون رعايت نظم و مقررات ساده اى مثل نريختن آشغال در راهروى آپارتمان شروع مى شود و تا مسائل پيچيده ترى مثل رعايت آرامش و كاهش سروصدا در ساختمان نيز گسترش مى يابد. پايبندى به نظام هنجارى اين رفتارها اندك اندك نقش هاى جديدى را به حيات اجتماعى ما وارد كرده كه عرف نيز بر حضور آنها انگشت تأييد گذاشته و آنها را پذيرفته است.
«شهين زندى»، كارمند ۴۵ ساله در اين باره مى گويد: آپارتمانى كه مدير نداشته باشد، بى نظم مى شود. ما بايد بپذيريم كه يك محيط آپارتمانى يك خانواده بزرگ تر است كه براى اجراى برنامه هايش به مدير نياز دارد. اگر مدير در آپارتمان وجود نداشته باشد، تكليف قبوض آب و گاز ساختمان ها كه معمولاً هم اشتراكى است، چگونه حل مى شود؟ مى بينيد كه ما بايد برخى رفتارها و نقش هاى تازه را بپذيريم. به نظر من اين نقش ها اختيارات گذشته را در چارچوب منازل امروزى كمتر مى كند. اما اين كمتر شدن فقط و فقط به خاطر آرامش و راحتى بيشتر خود ماست. در بسيارى از آپارتمان ها بى توجهى به اين مسائل مشاهده مى شود. هنوز هم كسانى هستند كه فرهنگ آپارتمان نشينى برايشان موضوعى بى معناست. هنوز هم كسانى وجود دارند كه شب و نيمه شب سروصدا مى كنند. آرامش ساختمان را به هم مى ريزند و ديگران را مجبور به كنار آمدن با اختيارات خود مى كنند.
الگوهاى جديد
پذيرش قواعد زندگى شهرنشينى امروز به معنى پذيرش تغييراتى در الگوهاى زيستى در اطراف ماست. اين تغييرات در رفتارهاى ما نيز وارد شده، علايق و قوانين جديد را به زندگى ما تحميل مى كند. بر اثر اين علايق و رفتارهاى جديد شيوه برخورد با آدميان اطرافمان چون پدر، مادر، برادر، خواهر، همسايه و هم محل تغيير مى كند و عوض مى شود. براى ما حتى اگر بخواهيم خلاف اين قاعده عمل كنيم ، تحمل شرايط كارى سخت و طاقت فرساست. ما حتى اگر بخواهيم به فرض سر موعد هميشگى به قرارها و كارهايمان برسيم، ترافيك مانعمان مى شود. پس قرارهايمان را نه با زمان خاص كه با احتساب وقت ترافيك مى سنجيم. اين قواعد درباره اطرافيانمان نيز صدق مى كند. زن و مرد كار مى كنند، از صبح تا شب. پس مفهوم خانه از قالب كهن و ديروزى خود كه در آن همه امور اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى در چارچوب آن حل مى شد، تغيير معنا مى دهد. اين تغييرات به قالب زندگى اجتماعى ما با ديگران نيز سرايت كرده، اما به همين محدود نمانده است. ما در قالب زندگى امروز برخى اختياراتمان محدود مى شود و نقش هاى تازه اى به نقش هايمان در زندگى اضافه مى شود. در چنين شرايطى آيا مى توان از «چارديوارى اختيارى» سخن راند؟
اعتراض هاى همسايه ها با گفتن اين جمله كه «چارديوارى اختيارى» است، در گلوى ما خفه مى شود. براى من و تو اتفاق افتاده كه همسايه اى با رفتارش آزارمان دهد يا خود باعث آزار ديگرى شويم. كسى به در واحدمان كوبيده كه يعنى كمتر سروصدا كنيد. در اين حالات توجه به يك نكته ضرورى است و آن اين كه زندگى شهرى، آپارتمان نشينى به همراه دارد. آپارتمان نشينى از فرهنگ خاص خود برخوردار است. در چنين حالتى حتى در كوچه و خيابان نمى توان زياده از حد به اختيار خود رفتار كرد. نمى توان با موتوسيكلت در كوچه ويراژ داد يا با بچه محل ها در گوشه اى ايستاد و حرف زد، چون در همان حالت ما زير پنجره ساختمان همسايه اى ايستاده ايم و صدا از روزنه هاى ديوار به آسانى عبور مى كند و مى گذرد. پس وضع تغيير كرده است.
طراحى نامناسب مبلمان شهرى
فارغ از جنبه هاى اجتماعى و فرهنگى موضوع مى توان از زواياى ديگرى نيز به زندگى آپارتمان نشينى توجه كرد. بى توجهى به اين بخش كه مى توان با ذكر يك عنوان كلى از آن به عنوان طراحى نامناسب مبلمان شهرى ياد كرد، در واقع ناديده گرفتن عوامل ديگرى است كه سهم آنها در شكل نگرفتن فرهنگ درست آپارتمان نشينى فراوان ارزيابى مى شود. مهندس «حسين آذر» معمار شهرى درباره بخشى از اين مشكلات چنين مى گويد: «فارغ از نقايصى كه به نحوه مديريت ساختمان ها برمى گردد. بخشى ديگر از مشكلات وجود دارد كه به عقيده من نتيجه مستقيم بى توجهى به طراحى و ساخت اصولى بنا است. اين مشكلات به مرحله ساخت بر مى گردد و با كمى توجه قابل حل و پيشگيرى است. در اين زمينه الزام طراحان و سازندگان به رعايت خصوصيات كيفى استعدادهاى فضايى مشاعات در ساختمان ها و فضاهاى مشترك اهميت فراوانى دارد. به عبارتى طراح و سازنده يك بنا در هنگام ساخت آن بايد با دقت در اين نكته متوجه باشد كه فضاى اختصاص داده شده به راهرو، و نحوه چينش اضلاع مختلف آن ساختمان بايد چگونه باشد. اتاق ها، ديوارها و مصالح به كار رفته بايد چگونه باشند تا در مقابل فلان حجم از سر و صدا ايستادگى كنند. طراح بايد بداند كه هر چه تعداد واحدهاى يك مجتمع انبوه تر مى شود به تبع حجم سر و صدا نيز افزايش پيدا مى كند.
نگاهى به فرهنگ بلندمرتبه نشينى
غربت در آپارتمان
از وقتى كه زندگى ها و ساختمان ها از حالت افقى به عمودى تبديل و قرار شد مردم روى سر يكديگر زندگى كنند زمان زيادى نمى گذرد.
ابتدا خانه ها دو طبقه، سه طبقه و كم كم به ،۱۰ ۲۰ و بالاتر رسيدند. اگر سابقاً خانه ها بزرگ و داراى باغچه ، حوض، تخت و ... بودند حالا با بازشدن درب اصلى ساختمان پله است و آسانسور و در و زنگ و چشمى...
اگر سابقاً در يك زمين ،۲۰۰ ۳۰۰ مترى يك خانه با چند اتاق و آشپزخانه و انبارى ساخته مى شد، الان در ۱۵۰ مترزمين چيزى بيش از ۱۰ خانواده بايد زندگى كنند، آن هم در خانه هايى قوطى كبريتى كه نه سقفش مال صاحبخانه است و نه كف آن، نه حياطى در اختيار است و نه پشت بامى و از همه مهم تر هر رفت و آمدى بايد چنان آرام و بى سروصدا صورت گيرد كه همسايه ها نرنجند.
اين زندگى فرهنگ خاص خود را مى طلبد. آرى! فرهنگ آپارتمان نشينى.
محمد رضا هاديلو
امروزه ميليون ها نفر از مردم در آپارتمان ها زندگى مى كنند و براى داشتن يك زندگى راحت و بى سروصدا بايد به قوانينى پايبند و از آموزش ها و مهارت هاى خاصى آگاهى داشته باشند.
در هيچ آپارتمانى نمى توان مراسمى را- چه عروسى براى شادى و چه ترحيم براى عزا- برگزار كرد، زيرا نه مساحت خانه ها چنين اجازه اى مى دهند و نه در فرهنگ آپارتمان نشينى پذيرفته است كه يك خانواده در طول روز صدها ميهمان- آن هم با سروصدا- داشته باشد.
از ابتداى ورود به آپارتمان بايد تمام خواسته ها و خاطرات زندگى در منزل پدرى آن هم از نوع خانه هاى ويلايى را از سر بيرون كرد.
قبل از هر چيز بايد با تمام ساكنين بر سر تمام مسايل توافق كرد.
پس توافق ركن اصلى حضور در آپارتمان است.
آقاى شادمهر كه مدير يكى از آپارتمان هاى منطقه مهرآباد است در اين مورد مى گويد: «حتى براى اين كه بدانيم چه كسى مدير ساختمان است بايد جلسه تشكيل بدهيم و به توافق برسيم، پول شارژ، نظافت، مراعات سكوت، استفاده صحيح از امكاناتى همچون آسانسور و پاركينگ هم جزو مهمترين مسايلى هستند كه بايد تمام ساكنين روى آن ها به توافق برسند.
بدترين چيز در آپارتمان اين است كه كسى بخواهد لجبازى كند و حق شارژ را نپردازد؛ همه چيز به هم مى خورد، اينجاست كه جنگ اعصاب شروع مى شود.»
در اكثر آپارتمان ها جملاتى همچون «نظافت را رعايت فرماييد» يا «با سكوت به همسايگان احترام بگذاريد» ديده مى شود. همين مسأله نشانگر اين است كه نظافت و سكوت از جمله دغدغه هاى ساكنين بلندمرتبه ها هستند.
شايد اولين قربانيان عدم وجود آرامش و تميزى در آپارتمان ها ساكنين طبقات پايين باشند.
خانم ميرمحمدى كه در يك آپارتمان ۴ طبقه، ۲۰ واحدى در طبقه اول ساكن است مى گويد: «باور كنيد سرسام گرفته ام، اصلاً مراعات نمى كنند مثلاً ساعت ۱۲ شب ميهمان بالايى ها مى خواهد برود، در راهرو و راه پله ها از آن بالا تا اين پايين حرف مى زنند، شوخى مى كنند، خداحافظى مى كنند و يكديگر را براى روزهاى آينده به شام و ناهار دعوت مى كنند.
بچه ها هم كه جاى خود را دارند، چنان از پله ها بالا و پايين مى كنند كه در منزل ما فكر مى كنيم زلزله آمده. نمى شود ساعت بخصوصى را براى رفت و آمد تعيين كرد، به همين خاطر از ،۴ ۵ صبح تا ،۱۲ ۱ شب اين بازى ادامه دارد، البته پاركينگ و باز و بسته كردن درب حياط و روشن ماندن ماشين ها در زمستان براى گرم شدن و گاز دادن هاى رفت و برگشت هم حكايت خاص خودشان را دارند.»
فضاى بسته آپارتمان ها بدون اغراق مثل يك زندان است. بچه ها نبايد بازى كنند. شلوغ كنند و بدوند. ديگر از بازى هايى همچون «گرگم به هوا»، «لى لى» و «هفت سنگ» خبرى نيست.
در چنين فضاهايى متقابلاً به جاى واژه هاى «شلوغ»، «شيطون» و «بازيگوش» صفت هايى همچون «افسرده»، «گوشه گير» و «كم حرف» به بچه ها چسبيده.
با اين كه در آپارتمان ها تمام ساكنين از راه پله ها و راهروها استفاده كرده و به قول معروف اين قسمت از ساختمان «مشاع» است اما در هنگام نظافت هر كس سعى مى كند به نوعى از زير آن شانه خالى كند.
در سعادت آباد و ساختمانى ۱۸ واحده مشكل نظافت دامن همه را گرفته. سجاد مرسلى كه خود را كارمند و ساكن طبقه دوم اين آپارتمان معرفى مى كند، مى گويد: «متأسفانه ساختمان ما به سيستم «شوتينگ»- مسير ويژه خروجى زباله- مجهز نيست. به همين خاطر هر شب همسايه ها بايد زباله هايشان را در كيسه زباله به كوچه انتقال دهند و بدون استثنا راه پله ها به آب هايى كه از زباله ها مى چكد آلوده مى شود. ما هنوز نتوانسته ايم به همسايه ها تفهيم كنيم كه يا زباله هايشان را درست جمع آورى كنند تا آبدار نشود يا در هنگام حمل طورى بياورند كه راهروها كثيف نشوند.»
او در مقابل اين سوال كه چه كسى مسوول نظافت راه پله هاست، مى گويد: «هر بار كه تصميم گرفتيم يك سرايدار استخدام كنيم به توافق نرسيده ايم. الان ماهى دوبار يك نفر مى آيد و نظافت مى كند اما خودتان حساب كنيد هر دو هفته يك بار نظافت چه بر سر ساختمان مى آورد. متأسفانه جلسه هايمان به نتيجه نمى رسد و بعضى وقت ها كه كسى حق شارژ را نمى پردازد مدير تهديد مى كند ماهى يكبار نظافت صورت خواهد گرفت.»
پول شارژ كه معمولاً براى كارهايى همچون پرداخت بهاى گاز، آب و برق كنتور مشترك صرف مى شود، هميشه يكى از موضوعات اختلاف برانگيز در آپارتمان هاست.
ساكنين ترجيح مى دهند فقط براى ۳ مورد بالا حق شارژ بپردازند اما مديران ساختمان مى گويند، نظافت، تعميرات كوچك، شوفاژ خانه، موتورآب و بعضاً نگهبان نيز هزينه بر هستند.
ميزان پول شارژ در آپارتمان هاى مختلف بسته به مساحت و امكانات موجود فرق مى كند كه از ماهى ،۷ ۸ هزار تومان در جنوب تهران تا ۱۴۰ هزار تومان در شمال شهر متغير است.
آپارتمان هايى كه حتى استخر و سونا و جكوزى شان نياز به نگهدارى و تعمير دارد حتماً حق شارژ بالايى خواهند داشت.
اگر از تمام مشكلات و معضلات آپارتمان نشينى بگذريم، به يك فاجعه مى رسيم.
بدون شك بايد گفت آپارتمان نشينى، مرگ عاطفه هاست.
در اكثر آپارتمان ها همسايه ها كمتر يكديگر را مى شناسند و آشنايى ها شايد فقط به همسايه هاى ديوار به ديوار آن هم در حد يك سلام و خداحافظ برسد.
در آسانسور و راه پله ها ساكنان بدون هيچ حرف و كلامى از كنار يكديگر مى گذرند، آنقدر بى تفاوت كه حتى فكرش هم مشكل است.
بسيارى از مردم جامعه ما زمان زيادى از وقت زندگى خود را در آپارتمان ها به سر مى برند و متأسفانه به علت ناتوانى در برقرارى ارتباط درست و صادقانه، به مرور ساكنين اين آپارتمان ها دچار اختلاف با يكديگر شده و كم كم چنين محيط هايى را تبديل به مكان هايى اضطراب آور و ناراحت كننده مى كنند.
ناتوانى در برقرارى ارتباط درست، در گذر زمان باعث مى شود، مردم به سوى رفتارهاى رياكارانه به همراه دروغ و نيرنگ پناه ببرند.
يادگيرى درخصوص نحوه برقرارى ارتباط درست در يك زندگى جمعى از اهميت بسيار فراوانى برخوردار است. آيا ما در برقرارى ارتباط با ديگران، به آن ها مى آموزيم كه رياكارانه با ما برخورد كنند و يا اين كه به آن ها ياد مى دهيم صادقانه برخورد كنند؟ گاهى اوقات در محيط هاى مسكونى جمعى، افراد رفتارهاى نادرست زيادى را انجام مى دهند، نظير سروصداى فراوان، رعايت نكردن بهداشت و پاكيزگى، بى انضباطى و شلختگى، عدم امانت دارى و...، اگر شما رفتار نادرستى را انجام داده ايد كه يكى از همسايگان آن را به شما تذكر داده و شما ناراحت شده ايد، به خاطر داشته باشيد كه شما به ديگران مى آموزيد كه در آينده بايد با رياكارى، دروغ و عدم صداقت با شما رفتار نمايند.
امروزه در ايران، روز به روز به تعداد كسانى كه آپارتمان نشين مى شوند، اضافه مى شود و متأسفانه آموزش هاى لازم جهت زندگى جمعى به مردم ارايه نمى شود. لذا بسيارى از موارد شاهد وقوع مشكلات فراوان در مجتمع هاى مسكونى هستيم كه يكى از مهمترين آن ها بى تفاوتى افراد در مشاركت نمودن و پذيرش مسووليت در زندگى جمعى در آپارتمان هاست كه مهمترين عوارض ناشى از آن بى تفاوتى افراد نسبت به سرنوشت يكديگر است كه سبب عواقب ناخواسته اى مى شود و اخبار منتشره در مطبوعات مبنى بر وقوع فوت افراد در آپارتمان ها و گذشت چندين روز و بى اطلاعى ساكنين، وقوع انفجار و آتش سوزى، نشت آب و تخريب منازل، وقوع ناراحتى و بيمارى هاى حاد نظير سكته و... از آن جمله هستند.
از طرف ديگر آپارتمان هايى كه فاقد مقررات و قوانين بوده و ظاهرى نازيبا دارند سبب مى شود كه افراد با فرهنگ و منضبط با اولين نگاه از ساكن شدن در اين گونه آپارتمان ها خوددارى نموده و لذا چنين مكان هايى مستعد آن دسته از افرادى مى شوند كه زير بار هيچ گونه نظم و انضباطى نمى روند كه در نهايت چنين آپارتمان هايى تبديل به مكان هاى بسيار آزاردهنده اى براى زندگى مى شوند.
به هر حال با رواج زندگى آپارتمانى اگر به فكر فرهنگ سازى در كنار حفظ فرهنگ هاى زيباى ايرانى نباشيم فرداى اسفبارى در انتظار زندگى شهرنشينان است.
برای دانلود روی لینک دانلود راست کلیک کرده و گزینه Save Target as را انتخاب نمائيد
لینک دانلود: X-plore_S60_3rd_v1.22.zip
برای دانلود روی لینک دانلود راست کلیک کرده و گزینه Save Target as را انتخاب نمائيد
لینک دانلود: آنتي ويروس موبايل JiangminVirusKiller.sis
برای دانلود روی لینک دانلود راست کلیک کرده و گزینه Save Target as را انتخاب نمائيد
لینک دانلود: ديكشنري جاوا Persian Mobi V2.0
حقوق شهروندى و حقوق آپارتمان نشينى
حقوق آپارتمان نشين ها
حتما تا به حال شما كه در آپارتمان زندگى مى كنيد با مشكلات عديده اى مواجه شده ايد كه متاسفانه بيشتر آنها ناشى از عدم رعايت حقوق شما به عنوان يك همسايه در يك آپارتمان است.
چقدر اتفاق افتاده كه در ساعت هاى استراحت و يا ديروقت و بى وقت ناگهان صداى پخش موسيقى يك واحد آپارتمان شما را آزرده است و متاسفانه هنگام مراجعه اعتراض با برخوردى نامناسب مواجه شده ايد؟
تصور كنيد كه بعد از يك روز تلاش و زحمت و خستگى حالا مى خواهيد در واحد شخصى خود استراحت كنيد غافل از اين مطلب كه همسايه شما براى خود يا فرزندش جشن تولد گرفته و حضار و ميهمانان در حال شادى و فريادند. عكس العمل شما چه خواهد بود؟
از اين مسايل كه بگذريم شايد اتفاق افتاده باشد كه با ديگر واحدها بر سر يك موضوع مشترك در ارتباط با آپارتمان دچار اختلاف شده ايد و اين اختلافات حتى به دادگاه كشيده شده است. فرض كنيد بناى ساختمان به علل مختلف فرسوده شده و احتمال خطر جانى ساكنين مى رود ولى همه واحدها با تجديد بنا موافقت نمى كنند. تكليف شما چيست؟ نگهدارى حيوانات از بلبل و قنارى و كبوتر گرفته تا خرگوش و سگ و... امروزه از جمله مسايل مهم در آپارتمان نشينى است. از مسايل دينى و فرهنگى گرفته تا مسايل بهداشتى، همه و همه شما را تحت فشار قرار مى دهد. اگر نتوانيد همسايه خود را راضى كنيد در اين واويلاى مسكن و قيمت زمين شما چه تصميمى خواهيد گرفت.
اگر وسايل منزل و وسايل شخصى يكى از واحدها راه ديگران را مسدود كند به طورى كه ديگر واحدها در رفت وآمد دچار مشكل شوند آيا به نظر شما راه حلى براى فيصله دادن به اين مشكل وجود خواهد داشت؟
بچه هاى شيطون اين روزها و در ايام تعطيلات شب و روز نمى شناسند. اگر سروصداى بازى بچه ها و توپ بازى آنها مانع آرامش خاطر شما باشد، شما چگونه با آنها برخورد خواهيد كرد تا هم بچه ها را آزرده خاطر نسازيد و هم تضمينى براى آرامش آينده خود داشته باشيد و هم روابطتان با ديگر واحدها كدر نشود؟
ده ها مشكل ديگر هر لحظه ممكن است در زندگى آپارتمان نشينى به سراغ شما بيايد. سكونت در مجتمع هاى مسكونى و زندگى تنگاتنگ با ديگر شهروندان، ادبيات و فرهنگ خاصى مى طلبد كه عدم آشنايى و رعايت آنها موجب بروز كدورت ها و اختلاف هاى فراوان بين ساكنين مى گردد. البته يكى از علت هاى بروز اين اختلاف ها، ناآشنايى برخى از ساكنين با حقوق و تكاليف شان است.
در اين نوشتار كوتاه با ارايه مختصرى از دانش حقوقى شهروندان عزيز، اميدواريم زمينه همزيستى مسالمت آميز هر چه بيشتر بين آنها فراهم گردد.
تعريف آپارتمان
در قانون از آپارتمان تعريفى به عمل نيامده است ولى در اصطلاح مى توان گفت: آپارتمان عبارت است از يك واحد مستقل در ساختمان چند طبقه كه از آن براى سكونت يا جهت كسب و پيشه استفاده مى شود. مالكيت در آپارتمان ها شامل دو قسمت است:
۱ـ مالكيت اختصاصى
۲ـ مالكيت مشترك
قسمت اختصاصى
به بخشى از ملك گفته مى شود كه فقط صاحب آپارتمان حق استفاده از آن را دارد مثل بالكن.
قسمت مشترك
قسمت هايى از ساختمان است كه كليه مالكين حق استفاده از آن را دارند كه شامل اين مكان ها مى باشد: زمين زيربنا (خواه متصل به بنا باشد يا بنا به وسيله پايه روى آن قرار گرفته باشد). تاسيسات قسمت هاى مشترك از قبيل چاه آب، پمپ، منبع آب، مركز حرارت و تهويه، رختشوى خانه، تابلوهاى برق، كنترها، تلفن مركزى، انبار عمومى ساختمان، اتاق سرايدار در هر قسمت بنا كه واقع شده باشد، آسانسور، چاه هاى فاضلاب، لوله ها از هر قبيل مانند لوله هاى فاضلاب، برق و تلفن، گذرگاه هاى شوت زباله، اسكلت ساختمان، تاسيسات مربوط به راه پله، وسايل تامين كننده روشنايى، تلفن، زنگ اخبار، شيرهاى آتش نشانى، پشت بام و تاسيساتى كه در پشت بام براى استفاده عمومى احداث گرديده است، نماى خارجى ساختمان، محوطه ساختمان، باغ ها و پارك ها كه جنبه استفاده عمومى دارند و در سند اختصاصى قيد نگرديده اند. پله هاى ورود به پشت بام و پله هاى ايمنى، درها و پنجره ها، راهروها و پاگردها كه در قسمت هاى غيراختصاصى باشند. ديوارهاى حدفاصل بين قسمت هاى اختصاصى چنانچه جزو اسكلت ساختمان نباشند، بين آن قسمت ها مشترك هستند.
اداره امور ساختمان
در صورتى كه تعداد مالكين آپارتمان ها از سه نفر بيشتر باشد مجمع عمومى مالكين تشكيل مى شود و در اولين جلسه مدير يا هيات مديره را انتخاب مى كند. مدير مى تواند از اعضاى ساختمان باشد يا از خارج انتخاب شود. براى رسميت مجمع عمومى، حضور بيش از نصف مالكين آپارتمان ها ضرورى است و در صورت عدم حصول اكثريت در جلسه سوم با راى اكثريت حاضر در جلسه تصميمات به تصويب مى رسد و آراى اتخاذ شده توسط حاضرين در جلسه توسط مدير به ساكنين غايب اطلاع داده مى شود.
اختيارات و وظايف مديران
مدير آپارتمان مسوول حفظ و اداره ساختمان است و در واقع تصميم هاى مجمع عمومى را به اجرا درمى آورد. مدير براى مدت دو سال انتخاب مى شود. البته ممكن است مجمع براى سال هاى بعد هم او را انتخاب كند. مجمع عمومى علاوه بر انتخاب هيات مديره يك خزانه دار نيز انتخاب مى كند كه نسبت به تنظيم هزينه و درآمد و گزارش به مجمع اقدام نمايد.
هيات مديره موظف است تمام ساختمان را در مقابل آتش سوزى بيمه كند و هزينه بيمه را بين شركا تقسيم نمايد. در صورت عدم بيمه و وقوع آتش سوزى هيات مديره مسوول جبران خسارت ها است.
چنانچه تعداد واحدها بيش از ۱۰ آپارتمان باشد انتخاب يك دربان براى مجموعه ضرورى است.
هزينه آپارتمان ها
مالكين آپارتمان ها موظفند هزينه هاى مشترك و مستمرى را كه براى قسمت هاى مشترك ساختمان ضرورى است مانند آب، برق، گازوييل، گاز و غيره پرداخت نمايند. هزينه هاى قابل پرداخت يا بستگى به مساحت و زيربناى آپارتمان ها دارد مثل هزينه آب، گاز، گازوييل و غيره و برخى به زيربنا و مساحت ارتباطى ندارند مانند هزينه تاسيسات، سرايدار، دربان، دستمزد هيات مديره و غيره.
پرداخت هزينه آپارتمان توسط مالك يا مستاجر آن، بستگى به قرارداد تنظيم شده بين آنها دارد. چنانچه مالك طبق قرارداد از پرداخت هزينه خوددارى نمايد، مستاجر مى تواند آن را از اجاره بها كسر كند. چنانچه مستاجر از پرداخت هزينه خوددارى نمايد، هيات مديره حق دارد براى دريافت آن به مالك مراجعه كند.
هيات مديره مى تواند براى تامين هزينه مبلغى را از صاحبان آپارتمان ها به عنوان تنخواه گردان اخذ نمايد.
وظايف دفاتر اسناد رسمى
دفاتر اسناد رسمى موظفند هنگام تنظيم هر نوع سند انتقال، اجاره، رهن، صلح، هبه و... گواهى تسويه حساب هزينه هاى مشترك را كه به تاييد هيات مديره يا مدير ساختمان رسيده باشد، از مالك دريافت نمايند.
تعميرات آپارتمان ها
چنانچه سه نفر از كارشناس هاى رسمى دادگسترى فرسودگى كامل بنا و بيم خطر جانى و مالى ناشى از آن را گواهى نمايند ساختمان قابل تجديد بنا خواهد بود.
چنانچه اقليتى از صاحبان واحدها نسبت به تجديد بنا رضايت ندهند، مالكين موافق تجديدبنا مى بايست با اخذ مجوز از دادگاه خانه مناسبى براى آنها اجاره كنند تا به مكان جديد منتقل شوند. در صورتى كه مخالفين از انتقال به خانه اجاره اى خوددارى كردند، هيات مديره يا مدير به دادگسترى يا مجتمع قضايى مراجعه مى كند و با اخذ دستور تخليه آن واحدها، نسبت به اين كار اقدام مى نمايد.
قراردادى بين ساكنان آپارتمان
ساكنين قسمت هاى اختصاصى مجتمع ها موظفند در جهت رعايت حسن همجوارى، بعضى بايدها و نبايدها را مورد توجه قرار دهند و به آنها عمل نمايند. هر چند اين موارد در قانون پيش بينى نشده است ولى رعايت آنها توسط آپارتمان نشين ها موجب مى گردد كه از بروز اختلاف ها و تنش هاى گوناگون جلوگيرى شود. بنابراين براى آگاهى بيشتر شهروندان، نمونه اى از يك قرارداد فرضى تقديم مى گردد. در تنظيم اين قرارداد بيشتر سعى شده كه مسايل مشترك در همه آپارتمان ها مورد توجه قرار گيرد.
۱ـ ايجاد سروصداى غيرمتعارف از ساعت يك تا چهاربعدازظهر و نه شب تا نه صبح روز بعد ممنوع مى باشد. صداى راديو، تلويزيون و ديگر وسايل پخش موسيقى نيز در ساعت فوق مى بايد فقط در داخل آپارتمان محل استقرار آنها قابل شنيدن باشد.
۲ـ هرگونه كارى به خصوص كارهاى ساختمانى كه ايجاد صداى ناهنجار مى نمايد بايد با هماهنگى مديريت ساختمان فقط در ساعت ۳۰/۸ دقيقه تا ۳۰/۱۳ دقيقه و همچنين ۳۰/۱۵دقيقه تا ۳۰/۱۸ دقيقه روزهاى غيرتعطيل انجام پذيرد.
۳ـ پاركت هاى چوبى و كف پوش هاى پلاستيكى را فقط مى توان پوليش نموده و نبايد آنها را با سنگ يا سراميك و ديگر پوشش هايى كه صدا را تشديد مى نمايند، تعويض كرد.
۴ـ در مواردى كه كف آپارتمان سنگ، سراميك يا چوب باشد و راه رفتن و كشيدن اجسام بر روى آنها در طبقه پايين صداهاى ناهنجار ايجاد كند، توصيه مى شود حداقل ۷۵ درصد كف با قالى يا موك پوشانده شود.
۵ـ كف سايى سنگ قسمت هاى اختصاصى بايد با اجازه كتبى مالك و مديريت ساختمان صورت گيرد و هنگامى انجام شود كه امكان بازديد از طبقه زيرين وجود داشته باشد. كليه مواد حاصله از كف سايى مى بايد به سرعت جمع شود و در محل مناسبى در خارج از ساختمان دفع گردد. مديران ساختمان مى بايد توجه نمايند كه ريختن مواد اسيدى حاصل از كف سايى به داخل فاضلاب ساختمان موجب گرفتگى و فرسايش لوله هاى فاضلاب مى شود همچنين نفوذ اين مواد به سطح زيرين سنگ باعث خوردگى لوله هاى مستقر در كف و تركيدگى، به خصوص در محل اتصالات مى شود. بنابراين توصيه مى شود هنگام كف سايى و پس از اتمام آن سقف طبقه پايين بازرسى شود.
تا حد امكان مى بايد ساكنين محترم را از كف سايى منصرف نمود و تميزكارى با روش هاى ديگر را به آنها توصيه نمود. ضمن اين كه به آنها يادآورى شود كه در اين مورد جبران زيان هاى احتمالى به طبقه زيرين بر عهده مالك طبقه بالاست.
۶ـ هرگونه تغيير در نما، سردر يابالكن هاى اختصاصى ممنوع است مگر با توافق اكثريت مالكين.
۷ـ تعميرات و تغييرات داخلى و خارجى كه موجب صدمه به اسكلت ساختمان مى شود به هيچ وجه مجاز نمى باشد.
۸ـ ساير تعميرات و تغييرات داخلى آپارتمان ها و بخش هاى اختصاصى مانند انبار مى بايد با اجازه كتبى مالك و تاييد مديريت ساختمان در حد معقول انجام شود.
۹ـ ساكنين هر واحد مسوول جبران خسارت وارد شده در اثر گرفتگى لوله هاى فاضلاب، سررفتن آب وان يا سينك مى باشند.
۱۰ـ سايبان، نرده حفاظ، بند (براى آويزان نمودن لباس) كه از بيرون ساختمان قابل رويت باشند، كولر و وسايل ديگرى نبايد در بالكن ها نصب يا آويزان گردند مگر با اجازه كتبى مديريت و برحسب ضرورت.
۱۱ـ نصب هرگونه آنتن قابل رويت بر روى نما يا در بالكن ساختمان بدون اجازه مديريت ساختمان قدغن مى باشد.
۱۲ـ هيچ گونه وسايل شخصى نبايد بيرون از پنجره در پاگردهاى عمومى، پاسيو، جلوى در ورودى آپارتمان، در محوطه و پاركينگ قرار داده شود. به خصوص ساكنين طبقه همكف كه معمولا فقط راه به پاسيو دارند.
از گذاشتن مواد آتش زا، ماشين لباسشويى و ديگر تجهيزات، قفس پرنده و هرگونه جسم خطرناك كه باعث ايجاد سروصدا است خوددارى شود اگرچه اين بخش تنها از طريق آپارتمان همكف قابل دسترسى باشد. حفظ و نگهدارى آن به عهده مالك قسمت هاى اختصاصى آن واحد مى باشد ولى استفاده از آن نبايد موجب سلب آسايش ديگران گردد.
۱۳ـ چنانچه خردكن زباله در سينك آشپزخانه تعبيه نشده است، از نصب آن در سينك خوددارى گردد. از پرتاب آشغال به بيرون از آشپزخانه بايد پرهيز نمود. زباله مى بايست به طور صحيح در داخل شوت زباله قرار گيرد يا در ساعت جمع آورى زباله در محل مقرر بيرون از ساختمان گذاشته شود.
۱۴ـ نگهدارى سگ، كبوتر، قنارى، خرگوش و به طور كلى حيوانات در قسمت هاى مشترك مانند پاسيو، هال، بالكن، تراس و محوطه ممنوع است اگرچه استفاده از آن مختص يك يا چند واحد باشد. مديران ساختمان نبايد در اين مورد چشم پوشى نمايند زيرا ممكن است علاوه بر نارضايتى ساير ساكنين، آن حيوان عامل بيمارى نيز باشد.
۱۵ـ هيچ گونه صداى ناهنجارى مثل صداى كشيدن صندلى بر روى كف هاى سنگى، صداى توپ بازى و دويدن بچه ها و صداهاى تحريك آميز نبايد در طول شبانه روز ايجاد گردد. صداى مته كارى و كوبيدن ميخ به ديوار جهت نصب وسايل تزيينى مى بايد در ساعت مناسب روزهاى غيرتعطيل انجام شود.
۱۶ـ از مصرف آب خارج از حد معمول مى بايد خوددارى شود. در غير اين صورت نصب كنتور بر روى ورودى آب آپارتمان توصيه مى شود.
۱۷ـ استفاده همزمان از اتو، ماشين لباسشويى، جوجه سرخ كن برقى و ديگر وسايل الكتريكى با مصرف بالا موجب داغ شدن سيم ها گرديده خطر آتش سوزى را افزايش مى دهد. بنابراين از استفاده اين وسايل به طور همزمان بايد خوددارى گردد. مديران ساختمان مى بايد كنترل فيوزهاى داخلى آپارتمان ها و وضعيت تابلوهاى برق داخل واحدها را حداقل يك بار در سال مورد بازديد قرار دهند. بارها مشاهده گرديده كه فيوزهاى داخلى دستكارى شده اند. در نتيجه هنگام افزايش بار الكتريكى جريان برق قطع نمى شود و آتش سوزى، جان و مال كليه ساكنين را در معرض خطر قرار مى دهد.
۱۸ ـ مسدود نمودن راه ديگر ساكنان ممنوع است. همچنين نمى توان مانع استفاده از قسمت هاى مشترك توسط ساير ساكنين شد مگر آن كه رفت و آمد يا استفاده از آن قسمت مستلزم عبور از ملك اختصاصى باشد.
۱۹ـ مواد آتش زا نبايد در داخل آپارتمان نگهدارى شوند بلكه با اجازه و اطلاع مديريت مى بايد در انبار قرار گيرند.
۲۰ـ انبار آپارتمان ها مختص نگهدارى وسايل شخصى ساكنين است. استفاده تجارى و اجازه آن به ديگران ممنوع مى باشد مگر با اجازه ساكنين مجتمع و با اطلاع مديريت.
۲۱ـ هرگونه دستكارى تجهيزات مشترك بدون اطلاع مديريت ساختمان ممنوع مى باشد.
۲۲ـ در مجتمع هاى فاقد نگهبان، باز و بسته كردن درب ورودى محوطه يا ساختمان توسط آيفون مى بايد به وسيله افراد بالغ، پس از شناسايى انجام پذيرد. گاهى ديده مى شود بچه ها دكمه آيفون را حتى پس از ورود، دوباره فشار مى دهند و در نتيجه در باز مى ماند.
۲۳ـ بازى كردن بچه ها در قسمت هاى مشترك در صورت تاييد هيات مديره فقط در ساعت هاى تعيين شده و در محل هاى مقرر مجاز مى باشد.
۲۴ـ مسوول حركات و رفتار فرزندان اولياى آنها مى باشند و در قبال هرگونه عمل خلاف، آنها بايد جوابگو باشند.
۲۵ـ مراسم آيينى، جشن و سوگوارى مى بايست با اجازه مديريت و پس از اطلاع به همسايه ها در سالن اجتماعات مجتمع برگزار شود. در صورت عدم وجود اين سالن، در داخل آپارتمان و با حداقل سروصدا انجام گيرد. از نصب بلندگو و چادر خوددارى گردد. بهتر است مراسم از ساعت ۱۵ تا حداكثر ۲۲ انجام پذيرد.
هرگونه پخت و پز در قسمت هاى مشترك ممنوع مى باشد و در داخل بخش هاى اختصاصى فقط در حد معقول مجاز است.
۲۶ـ سروصداى ميهمانى در حد معمول (به طورى كه موجب آزار ديگر ساكنين نشود) حداكثر تا ساعت ۲۴ مجاز مى باشد. در ايام هفته حداكثر تا ساعت ۲۳ و در شب هاى تعطيل وآخر هفته مراسم بدرقه و خداحافظى مى بايد در داخل آپارتمان ـ نه در راه پله يا هال عمومى ـ انجام شود. از ميهمان ها نيز درخواست گردد در حين عبور از راه پله و محل هاى مشترك رعايت آرامش ديگران را نموده و از دويدن بچه ها و ايجاد سروصدا ممانعت به عمل آورند.
۲۷ـ استفاده از وسايل گازى و نفتى براى افراد جوان تر از ۱۲ سال، مسن تر از ۷۰ سال و معلولين جسمى و ذهنى كه به صورت انفرادى زندگى مى كنند يا در اكثر ساعات شبانه روز تنها هستند، ممنوع مى باشد. تعبيه كپسول هاى اطفاى حريق ضرورى است. ضمن آن كه مى بايد نحوه استفاده از آنها به ساكنان آموزش داده شود.
۲۸ـ ساكنين مى بايد از كثيف كردن فضاى عمومى خوددارى نموده و در حفظ تميزى آن كوشا باشند.
۲۹ـ اتومبيل، موتورسيكلت يا دوچرخه ساكنين مى بايد فقط در محل هاى از پيش تعيين شده پارك گردند. ورود هرگونه وسيله نقليه مهمان، شست شو، تعمير و تعويض روغن وسايط نقليه در داخل مجتمع ممنوع است.
۳۰ـ در مجتمع هاى فاقد نگهبان درهاى ورودى به مجتمع مى بايد پس از ورود يا خروج از ساعت ۲۲ به بعد قفل گردند. كليد ورودى به مجتمع، پاركينگ و تراس نبايد به غير از ساكنين مجتمع داده شود.
۳۱ـ رعايت شوون اسلامى در بخش هاى مشترك الزامى است و حضور آقايان با پيژامه و زيرپيراهن در خارج از بخش اختصاصى ممنوع مى باشد.
|
آنچه بايد درباره آپارتمان نشيني و حريم خصوصي ديگران بدانيم |
|
نزديک هم، اما غريبه |
|
|
|
با توجه به افزايش جمعيت، گسترش شهر نشيني و از همه مهمتر گراني بيش از حد خانه هاي ويلا يي درندشت، که زماني محل اسکان خانواده هاي معمولي بود، امروزه اغلب مردم، مجتمع هاي مسکوني و آپارتماني را براي زندگي انتخاب کرده اند و قطعا اگر شرايط زندگي در چنين مکان هايي را به درستي ندانسته باشند، با مشکلا ت فراواني مواجه خواهند شد. فرهنگ آپارتمان نشيني يکي از موارد مهمي است که هر فرد آپارتمان نشين بايد آن را بداند و از اصول روابط با همسايگان نيز اطلا ع جامع داشته باشند، تا بتوانند مانند اعضاي يک خانواده درکنار ديگر ساکنان مجتمع مسکوني زندگي کنند. البته بهتر است افرادي هم که آپارتمان نشين نيستند با فرهنگ آن آشنايي داشته باشند تا هنگامي که به عنوان ميهمان به چينن خانه هايي دعوت مي شوند، لحظاتي که در کنار ميزبان خود هستند، بتوانند با رعايت اصول فرهنگ آپارتمان نشيني مطلوب، مرتکب رفتاري نشوند که باعث آزار ديگران شوند. به منظور آشنايي بيشتر با فرهنگ آپارتمان نشيني و ارائه اطلا عات لا زم در اين باره، توجه خوانندگان گرامي را به مجموعه اي از مقالا ت مندرج در کتاب «آموزش هاي شهروندي» که از سوي مرکز آموزش سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران تهيه و تنظيم شده است، جلب مي کنيم و اميدواريم مطالعه اين مطلب در زندگي تان تاثيربسزايي بگذارد. مشکلا ت آپارتمان نشيني در گذشته مردم در خانه هاي مستقل که حياط داشت، زندگي مي کردند و به راحتي مي توانستند آن گونه که مي خواهند زندگي کنند. آن ها قادر بودند با صداي بلند حرف زده و در صورت تمايل در هر زماني، رفت و آمد کنند; بچه ها هم آزاد بودند با صداي بلند فرياد بزنند و بازي کنند. اگر چه برخي از اين کارها نادرست بود، ولي کمتر زياني به ديگران وارد مي کرد; در حالي که در زندگي آپارتمان نشيني به دليل فشردگي مکاني نبايد تنها به خودت فکر کني; لذا همنوايي; همسويي و همگرايي با ديگران، انعطاف پذيري در محيط جديد، تحمل، خويشتن داري و احترام به حقوق ديگران که جزئي از ضرورت هاي زندگي آپارتمان نشيني است نيازمند تکرار، تمرين و ممارست است تا در زمره عادات روزانه قرار گرفته و در نهايت تبديل به فرهنگ شود. خيلي از اختلا فات و تنش ها در زندگي آپارتماني به دليل نبود سابقه زندگي جمعي است. حال اين سوال مطرح مي شود که مشکلا ت آپارتمان نشيني کدام ها هستند؟ و چگونه پيش مي آيند؟ در زير به برخي از آنها اشاره مي شود. عادت هاي ناهمگون يکي از مشکلا ت عمده آپارتمان نشيني، تفاوت فرهنگي ساکنين آن هاست. معمولا ساکنين مجتمع هاي مسکوني در سال هاي اوليه به عادت هاي زندگي غيرجمعي انس داشته، هنوز به شرايط زندگي جديد عادت نکرده اند. تصور کنيد خانواده اي را که تا چندي پيش، فرش خانه اش را در حياط يا فضاي باز مي شسته و حالا بخواهد همين کار را در پارکينگ آپارتمان يا پشت بام انجام دهد; حال آن که اين اعمال با زندگي آپارتمان نشيني سازگار نيست و براي ديگر ساکنين که به شيوه جديد انس گرفته اند، غيرقابل تحمل به نظر مي رسد. تغيير مکرر همسايه ها يکي ديگر از مشکلات آپارتمان نشين ها، تغيير مکرر همسايه ها است. اقشار کم درآمد اجاره نشين که هر سال ناگزير به تغيير مکان هستند نمي توانند ارتباط مستمري را با همسايگان خود ايجاد کنند و در نتيجه مشکلاتي همچون انزوا، نبود ارتباط عاطفي و افسردگي همواره فرزندان آنها را تهديد مي کند. نبود مشارکت و روحيه جمعي گاهي اوقات در زندگي آپارتمان نشيني، عدم احساس مسووليت و نبود روحيه جمعي مشاهده مي شود. بي تفاوتي افراد نسبت به يکديگر (همسايه ها در آپارتمان) سبب ايجاد عواقب ناخوشايندي مي شود; مثلا فردي تنها در آپارتمانش فوت مي کند و ساکنين مجتمع تا چند روز از آن بي خبر مي مانند. از طرف ديگر، عدم مشارکت در امور و فرار از مسووليت مثل عدم پرداخت هزينه هاي مشترک و بي توجهي به بهداشت ساختمان، موجب اختلاف بين ساکنان و هرج و مرج در محيط زندگي مي شود. عدم اطلا ع از قوانين عدم اطلا ع از قوانين و مقررات زندگي آپارتمان نشيني، منشا برخي مشکلا ت است. تعمير و بازسازي پشت بام، نگهداري از تاسيسات، خريد تجهيزات ايمني، پرداخت شارژ ماهيانه، تعمير آسانسور، نظافت قسمت هاي مشترک ساختمان و... معمولا موضوع کشمکش هاي ميان ساکنان يک آپارتمان است. زمينه هاي بروز مشکلا ت چرا بين همسايه هاي آپارتماني اختلا ف و تنش پيش ميآيد، اين مشکلا ت از کجا نشات مي گيرد؟ در زير به برخي از علل شکل گيري اختلا فات آپارتماني اشاره مي شود. پرداخت به موقع احتمالا در آپارتماني که زندگي مي کنيد برخي امکاناتش عمومي است مثل آسانسور، روشنايي، راه پله ها، گاز، آب، برق و... طبيعي است وسايل ياد شده هزينه هايي دارد که به مقدار بهره مندي و استفاده از امکانات بايستي به موقع و طبق توافق قبلي مثلا براساس تعداد جمعيت هر واحد به طور مساوي پرداخت شود، بر سر اين که واحد بغلي چون جمعيت بيشتري دارد، بايد هزينه بيشتري بپردازد، چانه نزنيم يا در صورت محدوديت درآمد، طوري مخارج خانه را تنظيم کنيم که پرداخت هزينه هاي اشتراک در اولويت اصلي و در صدر ليست هزينه ها قرار گيرد ضمنا براي ايجاد محيطي سالم و زيبا و براي حل مشکلا ت ساختماني، بايد همکاري و مشارکت فعال و جدي داشت، مثلا در جلسات مجمع عمومي شرکت نمود، به تصميمات جمع احترام گذاشت و در اجراي آنها کوشا بود. آموزش کودکان براي براي حفظ تميزي و زيبايي ساختمان به کودکان خود آموزش دهيم تا از کشيدن خط، نقاشي و اثر کفش بر روي ديوار يا نصب تصاوير نامربوط خودداري کنند. حق همسايه رعايت حق همسايه ها و تلا ش در جهت برآورده کردن خواسته هاي منطقي وي، همواره پسنديده است. |
قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1376
فصل اول – روابط موجر و مستاجر
ماده 1- از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون، اجاره کلیه اماکن اعم از مسکونی ، تجاری، محل کسب و پیشه، اماکن آموزشی، خوابگاههای دانشجویی و ساختمانهای دولتی و نظایر آن که با قرار داد رسمی یا عادی منعقد می شود تابع مقررات قانون مدنی و مقررات مندرج در این قانون و شرایط مقرر بین موجر و مستأجر خواهد بود.
ماده 2- قرار دادهای عادی اجاره باید با قید مدت اجاره در دو نسخه تنظیم شود و به امضای موجر و مستأجر برسد و به وسیله دو نفر افراد مورد اعتماد طرفین به عنوان شهود گواهی گردد.
ماد 3- پس از انقضای مدت اجاره بنا به تقاضای موجر یا قایم مقام قانونی وی تخلیه عین مستأجره در اجاره با سند رسمی توسط دوایر اجرای ثبت ظرف یک هفته و در اجاره با سند عادی ظرف یک هفته پس از تقدیم تقاضای تخلیه به دستور مقام قضایی در مرجع قضایی توسط ضابطین قوه قضاییه انجام خواهد گرفت.
ماده 4- در صورتی که موجر مبلغی بعنوان ودیعه یا تضمین یا قرض الحسنه و یا سند تعهد آور و مشابه آن از مستأجر دریافت کرده باشد تخلیه و تحویل مورد اجاره به موجر موکول به استرداد سند یا وجه مذکور به مستأجر و یا سپردن آن به دایره اجراست. چنانچه موجر مدعی ورود خسارت به عین مستأجره از ناحیه مستأجر و یا عدم پرداخت مال الاجاره یا بدهی بابت قبوض تلفن، آب، برق و گاز مصرفی بوده و متقاضی جبران خسارات وارده و یا پرداخت بدهی های فوق از محل وجوه یادشده باشد موظف است همزمان با تودیع وجه یا سند، گواهی دفتر شعبه دادگاه صالح را مبنی بر تسلیم دادخواست مطالبه ضرر و زیان به میزان مورد ادعا به دایره اجرا تحویل نماید. در این صورت دایره اجرا از تسلیم وجه و یا سند به مستأجر به همان میزان خودداری و پس از صدور رأی دادگاه و کسر مطالبات موجر اقدام به رد آن به مستأجر خواهد کرد.
ماده 5- چنانچه مستأجر در مورد مفاد قرار داد ارایه شده از سوی موجر مدعی هرگونه حقی باشد ضمن اجرای دستور تخلیه شکایت خود را به دادگاه صالح تقدیم و پس از اثبات حق مورد ادعا و نیز جبران خسارات وارده حکم مقتضی صادر می شود.
فصل دوم – سر قفلی
ماده 6- هرگاه مالک، ملک تجاری خود را به اجاره واگذار نماید می تواند مبلغی را تحت عنوان سرقفلی از مستأجر دریافت نماید. همچنین مستأجر می تواند در اثناء مدت اجاره برای واگذاری حق خود مبلغی را از موجر یا مستأجر دیگر به عنوان سرقفلی دریافت کند، مگر آنکه در ضمن عقد اجاره حق انتقال به غیر از وی سلب شده باشد.
تبصره 1- چنانچه مالک سرقفلی نگرفته باشد و مستأجر با دریافت سرقفلی ملک را به دیگری واگذار نماید پس از پایان مدت اجاره مستأجر اخیر حق مطالبه سرقفلی از مالک را ندارد.
تبصره 2- در صورتیکه موجر به طریق صحیح شرعی سرقفلی را به مستأجر منتقل نماید، هنگام تخلیه مستأجر حق مطالبه سرقفلی به قیمت عادله روز را دارد.
ماده 7- هرگاه ضمن عقد اجاره شرط شود، تا زمانیکه عین مستأجره در تصرف مستأجر باشد مالک حق افزایش اجاره بها و تخلیه عین مستأجره را نداشته باشد و متعهد شود که هر ساله عین مستأجره را به همان مبلغ به او واگذار نماید در این صورت مستأجر می تواند از موجر و یا مستأجر دیگر مبلغی بعنوان سرقفلی برای اسقاط حقوق خود دریافت نماید.
ماده 8- هرگاه ضمن عقد اجاره شرط شود که مالک عین مستأجره را به غیر مستأجر اجاره ندهد و هر ساله آن را به اجاره متعارف به مستأجر متصرف واگذار نماید، مستأجر می تواند برای اسقاط حق خود و یا تخلیه محل مبلغی را به عنوان سرقفلی مطالبه و دریافت نماید.
ماده 9- چنانچه مدت اجاره به پایان برسد یا مستأجر سرقفلی به مالک نپرداخته باشد و یا این که مستأجر کلیه حقوق ضمن عقد را استیفاء کرده باشد هنگام تخلیه عین مستأجره حق دریافت سرقفلی نخواهد داشت.
ماده 10- در مواردی که طبق این قانون دریافت سرقفلی مجاز می باشد هرگاه بین طرفین نسبت به میزان آن توافق حاصل نشود با نظر دادگاه تعیین خواهد شد.
تبصره – مطالبه هرگونه وجهی خارج از مقررات فوق در روابط استیجاری ممنوع می باشد.
ماده 11- اماکنی که قبل از تصویب این قانون به اجاره داده شده از شمول این قانون مستثنی و حسب مورد مشمول مقررات حاکم بر آن خواهند بود.
ماه 12- آئین نامه اجرائی این قانون ظرف مدت سه ماه توسط وزارتخانه های دادگستری و مسکن و شهر سازی تهیه و به تصویب هیات وزیران خواهد رسید.
ماده 13- کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون لغو می شود.
قانون فوق مشتمل بر دو فصل و سیزده ماده و سه تبصره در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ بیست و ششم مرداد ماه یکهزار و سیصد و هفتاد و شش مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 29/5/1376 به تایید شورای نگهبان رسیده است.
رئیس مجلس شورای اسلامی - علی اکبر ناطق نوری
--------------------------------------------
آئین نامه اجرائی قانون روابط موجر
و مستاجرشماره 69145/ت 19845ه 17/3/1378
وزارت مسکن وشهرسازی -وزارت دادگستری
هیات وزیران درجلسه مورخ 19/2/1378بنابه پیشنهادشماره 05/110/932مورخ 28/2/1377وزارتخانه های مسکن وشهرسازی ودادگستری وبه استنادماده (12)قانون روابط موجرومستاجر-مصوب 26/5/1376- آیین نامه اجرایی قانون یادشده رابه شرح زیرتصویب نمود:
ماده 1-منظور ازواژه قانون در این آیین نامه قانون روابط موجرو مستاجرمصوب 26/5/1376-می باشد.
ماده 2-موارد زیر مشمول مقررات قانون نمی باشد:
1-روابط استیجاری قبل از اجرای قانون .
2-روابط ناشی ازانتقال حقوقی قانونی مستاجرجدید بااجراه موجر در صورتیکه قرارداد اجاره قبل از لازم الاجرا شدن قانون باشد.
3-روابط ناشی ازصلح منافع یا هرعنوان دیگرونیزتصرفات برحسب تراضی شفاهی با موجربه عنوان اجاره .
4-مواردتخلیه اماکن استیجاری قبل از انقضای مدت مندرج در قرارداد
5-در صورتی که سند عادی اجاره بر طبق ضوابط مقرر در ماده (2) قانون تنظیم نشده باشد.
تبصره -رابطه استیجاری در اماکنی که ابتدائا از تاریخ لازم الاجراشدن قانون به اجاره واگذارشده یا می شودیا پس ازتاریخ یادشده توسط طرفهای قرارداداجاره تمدیدمی گردد،مشمول مقررات قانون مورداشاره خواهد بود.
ماده 3-رسیدگی به درخواست تخلیه درموردسندعادی موضوع ماده (2) قانون بدون تقدیم دادخواست و با ابطال تمبر مربوط به دعاوی غیرمالی وبدون رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی به عمل خواهدآمد.
ماده 4-رییس حوزه قضایی یا دادگاه مرجوع الیه با احراز مالکیت یا ذی نفع بودن موجرحسب موردمبادرت به صدور دستورتخلیه خواهد نمود.
ماده 5-ابلاغ اوراق قضایی و یا اوراق اجراییه به مستاجردرمحل عین مستاجره وبه موجردرمحل مندرج درقرارداد صورت می گیرد،مگراینکه طرفین ترتیب دیگری رامقررنموده باشند.
ماده 6- اجرای دستورتخلیه صادره توسط مقام قضایی نیازبه صدور اجراییه نداردوتوسط مامور،ابلاغ و اجرامی گردد.مامور مکلف است آن را ظرف (24)ساعت به شخص مستاجرابلاغ ودرنسخه ثانی رسیددریافت کند و درصورت امتناع مستاجرازدادن رسید،مراتب را در ابلاغ نامه قید و ظرف (3)روزنسبت به اجرای مفاددستوراقدام نماید.
ماده 7-چنانچه مستاجردرمحل حضورنداشته باشد،مفاددستورتخلیه به یکی ازبستگان یاخادمان وی که سن ظاهری وی برای تمییزاهمیت موضوع کافی باشد،ابلاغ می شود.
ماده 8-هرگاه اشخاص مذکور در ماده قبل درمحل حضورنداشته باشندیااز دادن رسیدامتناع ورزند، مامور مراتب رادراعلامیه ای قید و به محل الصاق می نماید.
تبصره -در اعلامیه مراتب مراجعه مامور و استنکاف اشخاص و یا عدم حضور آنان و نیز مفاد دستور مقام قضایی درج شده و همچنین این مطلب قید خواهدشدکه چنانچه ظرف (3)روز مستاجراقدام به تخلیه محل و تحویل آن به موجر یا نماینده قانونی وی و یا دفتر دادگاه ننماید، امر تخلیه در روز و ساعت معین توسط ماموراجرا انجام می پذیرد.
ماده 9-درمورداسنادرسمی اجاره ، درخواست صدور اجراییه جهت تخلیه مورداجاره از دفترخانه تنظیم کننده سند به عمل خواهدآمد.
ماده 10-درخواست نامه برای اسناد عادی اجاره درفرم مخصوص تنظیم می شود و شامل نکات زیرخواهدبود:
الف -نام و نام خانوادگی و نام پدر و محل اقامت موجر یا نماینده قانونی و یا قایم مقام وی ،
ب-نام و نام خانوادگی و محل اقامت مستاجر یا قایم مقام قانونی وی ،
پ-مشخصات عین مستاجره ،
ت-مشخصات و تاریخ سند اجاره .
تبصره 1-تصویر مصدق قرارداد باید پیوست درخواست نامه یاد شده باشد.
تبصره 2-درصورت فوت موجریا مستاجر، وراث آنها و در صورت انتقال عین از ید موجر و یا منافع از ید مستاجر ، ایادی منتقل الیهم و در صورت حجر موجر یا مستاجر،نماینده قانونی آنها، قایم مقام قانونی آنان می باشند.
ماده 11-سردفتر پس از احراز هویت و صلاحیت درخواست کننده ،اوراق اجراییه را ظرف (24)ساعت در(3)نسخه با قیدتخلیه محل عین مستاجره موضوع سند تهیه و به مهر ویژه اجرا منقوش و جهت اقدام به دایره اجرای اسناد رسمی ثبت محل ارسال می نماید.
ماده 12-اجرای ثبت موظف است با وصول اوراق اجراییه ازدفترخانه ظرف حداکثر(24)ساعت نسبت به تشکیل پرونده و صدور دستورابلاغ و تخلیه به ماموراقدام نموده و مامورمکلف است ظرف (48)ساعت توراق اجراییه را ابلاغ و طبق قسمت اخیرماده (6)ومواد(7)و(8)این آیین نامه عمل نماید
ماده 13-چنانچه در زمان اجرای دستورتخلیه مراجع قضایی و دوایر اجرای ثبت ،به علت وقوع حوادث غیرمترقبه ،مستاجرقادر به تخلیه مورداجاره نباشدواستمهال نماید،مراتب درخواست وی توسط ماموراجرابه مقام قضایی دستوردهنده گزارش می شود.مقام قضایی صالح مربوط می تواند با استمهال مستاجربرای یک نوبت به مدت حداکثر یک ماه موافقت کند
ماده 14-دفاتراسنادرسمی علاوه بررعایت شرایط عمومی تنظیم اسناد اجاره مکلفند در سند اجاره اماکن باکاربری تجاری واماکنی که بارعایت قوانین ومقررات مربوط به منظوراستفاده تجاری واگذار می شوند، تصریح کنندکه عقداجاره با سرقفلی یابدون سرقفلی واقع شده است و درقراردادهای عادی اجاره نیز،طرفین مکلفندسنداجاره را با قید همین مطلب تنظیم نمایند.
ماده 15-اجرای مقررات ماده (7)قانون ،ناظر به مواردی است که در عقد اجاره شرط شده باشدکه موجر هر ساله مکلف به تمدیدمدت اجاره بدون افزایش اجاره بهامی باشد.
ماده 16-مستاجر اماکن تجاری در مدت اجاره ،چنانچه حق انتقال به غیر او سلب نشده باشد،می تواندبااخذمبلغی به عنوان سرقفلی ،مورداجاره رابرای همان شغل وبارعایت سایرشرایط مندرج دراجاره نامه به دیگری منتقل نماید.
ماده 17-در غیر از موارد مذکور در ماده (4)قانون ،چنانچه مستاجر مدعی حقی باشد می تواندطبق مقررات از دادگاه عمومی محل وقوع ملک درخواست احقاق حق کنداین امرمانع اجرای دستورتخلیه نمی باشد، فقط دادگاه پس از ثبوت ادعا،به تامین حقوق مستاجر و جبران خسارت او حکم می نماید دراین خصوص مستاجرمی تواندتامین حقوق خودراازدادگاه درخواست نموده ودادگاه مکلف است نسبت به آن تصمیم مقتضی اتخاذ نماید.
ماده 18-درصورتی که دستور تخلیه مورداجاره صادرشود و مستاجر نسبت به اصالت قراردادمستند دستور ، شکایتی داشته ویامدعی تمدیدقرارداد اجاره باشد،شکایت خودرابه دادگاه عمومی محل وقوع ملک تقدیم می نماید.اعلام شکایت مانع اجرای دستور تخلیه نمی باشد ، مگر اینکه دادگاه رسیدگی کننده ،شکایت مستاجررامدلل بداند،دراین صورت پس از اخذ تامین متناسب باضرروزیان احتمالی موجر، قرار توقیف عملیات اجرایی تخلیه را صادر خواهد نمود.
ماده 19-چنانچه شکایت مستاجر مورد اشاره در ماده قبل به موجب حکم نهایی رد شود ، موجرحق داردخسارتی راکه ازتوقیف اجرای دستورتخلیه به بوواردشده است برطبق قوانین ومقررات مطالبه کند.
ماده 20-چنانچه موجرمبلغی به عنوان ودیعه یا تضمین یا قرض الحسنه و یا سند تعهدآور و مشابه آن از مستاجردریافت کرده و درسنداجاره (عادی ویارسمی )درج شده باشدیاتوسط خودموجرعنوان شود،دراین صورت تخلیه و تحویل مورد اجاره به موجر موکول به استردادسند یا وجه یاد شده به مستاجر و ارایه رسید آن به ضمیمه درخواست تخلیه به مرجع قضایی ویا ارایه آن به دایره اجرای ثبت و یا سپردن آن برحسب مورد به دایره اجرای ثبت می باشد.
تبصره -در صورتی که ودیعه یا تضمین یا قرض الحسنه و یا سند تعهدآور و مشابه آن در سند اجاره (عادی و یا رسمی ) ذکر نشده باشد و توسط موجر نیز هنگام درخواست و تقاضای تخلیه مطرح نشود و مستاجر از این جهت مدعی حقی شود ، می تواند طبق ماده (5)قانون اقدام به احقاق حق خود نماید .
معاون اول رئیس جمهور-حسن حبیبی
---------------------------------
اصلاحيه آئين نامه اجرائي قانون روابط موجر و مستاجر
شماره 11445/ت 23002 هـ 24/3/1379
وزارت مسكن و شهرسازي ـ وزارت دادگستري
هيات وزيران در جلسه مورخ 18/3/1379 با توجه به نظر رييس محترم مجلس شوراي اسلامي (موضوع نامه شماره 2629هـ /ب مورخ 27/2/1379) تصويب نمود:
موارد (15)و(16) آيين نامه اجرايي قانون روابط موجر و مستاجر (موضوع تصويب نامه شماره 69145/ت 19845هـ مورخ 17/3/1378) به شرح زير اصلاح مي شود:
ماده (15) آيين نامه ياد شده حذف و ماده (16) به عنوان ماده (15) تغيير و به شرح زير اصلاح مي گردد و شماره مواد بعدي به همين ترتيب تغيير مي يابد .
ماده 15 ـ مستاجر اماكن تجاري در مدت اجازه چنانچه حق انتقال به غير از او سلب نشده باشد مي تواند با اخذ مبلغي به عنوان سرقفلي مورد اجاره را براي همان شغل و در صورتي كه منع قانوني وجود نداشته باشد و با قرارداد اجاره منافات نداشته باشد براي مشاغل ديگر با رعايت ساير شرايط مندرج در اجاره نامه به ديگري منتقل نمايد .
معاون اول رييس جمهور ـ حسن حبيبي
------------------------------------------------
قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1362
فصل اول - کلیات
ماده 1 - اماکنی که برای سکنی با تراضی با موجر به عنوان اجاره یا صلح منافع و یا هر عنوان دیگری به منظور اجاره به تصرف متصرف داده شده یا بشود اعم از این که سند رسمی یا سند عادی تنظیم شده یا نشده باشد مشمول مقررات این قانون است .
ماده 2 - موارد زیر مشمول این قانون نمی باشد.
الف - تصرف ناشی از معاملات با حق استرداد یا معاملات رهنی .
ب - خانه های سازمانی و سایر محلهای مسکونی که از طرف وزارتخانه ها و موسسات دولتی و وابسته به دولت یا اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی به مناسبت شغل در اختیار و استفاده کارکنان آنها قرار می گیرد. این موارد تابع قوانین خاص خود یا طبق قرارداد فیمابین است .
فصل دوم - اجاره بها
ماده 3 - اجاره بهای هر محل همان است که در اجاره نامه قید شده و اگر اجاره نامه ای نباشد به مقداری است که بین طرفین مقرر یا عملی شده است و در صورتی که مقدار آن احراز نشود، دادگاه طبق موازین قضایی نسبت به تعیین مقدار مال الاجاره اقدام خواهد کرد.
تبصره - در موارد بطلان اجاره و استیفای مستاجر از مورد اجاره ، موجر مستحق دریافت اجرت المثل می باشد.
ماده 4 - مستاجر باید در موعد تعیین شده اجاره بها را بپردازد و در صورت امتناع از پرداخت تمام اجاره بها به موجر یا نماینده قانونی او تا ده روز بعد از آخر هر ماه یا هر موعد تعیین شده دیگر موجر می تواند با رعایت این قانون در صورتی که اجاره نامه رسمی داشته باشد به دفتر خانه تنظیم کننده سند مراجعه نماید.
دفترخانه موظف است در تاریخ وصول تقاضا، اخطاریه ای به مستاجر ارسال و از تاریخ ابلاغ اگر تا ده روز بدهی خود را نپردازد یا رضایت موجر را فراهم نسازد مدارک را برای صدور اجرائیه جهت وصول اجور معوقه به ثبت محل ارسال نماید.
در صورتی که مستاجر دلیل موجهی بر عدم پرداخت به دادگاه صالح ارائه کند دادگاه عملیات اجرایی را متوقف و اجرائیه را ابطال می نماید و در صورت اثبات استنکاف مستاجر از پرداخت اجاره بها موجر می تواند تقاضای وصول اجاره بهای معوقه بنماید.
فصل سوم - در اجاره نامه
ماده 5 - دفاتر اسناد رسمی مکلفند علاوه بر نکاتی که به موجب قوانین و مقررات باید رعایت شود نکات زیر را در اجاره نامه تصریح کنند:
1 - اقامتگاه موجر به طور کامل و مشخص .
2 - نشانی کامل مورد اجاره و قید این که از لحاظ رابطه اجاره این محل اقامتگاه قانونی مستاجر می باشد مگر این که طرفین به ترتیب دیگری تراضی نموده باشند.
3 - عین مستاجره در تصرف کدام یک از طرفین می باشد و در صورتی که در تصرف مستاجر نباشد تحویل آن در چه مدت و یا با چه شرایطی صورت خواهد گرفت .
4 - تعیین اجاره بها و نحوه پرداخت و مهلت نهایی پرداخت هر قسط.
5 - تصریح به آنکه مستاجر حق انتقال به غیر را کلا یا جز یا به نحو اشاعه دارد یا ندارد.
6 - تعهد مستاجر به تخلیه و تحویل مورد اجاره به موجر پس از انقضا مدت اجاره یا تجدید اجاره با تراضی .
7 - حق فسخ موجر در صورت تخلف مستاجر از پرداخت اجاره بها در موعد مقرر یا سایر شروط اجاره نامه .
تبصره - موجر و مستاجر می توانند برای یکی از طرفین عقد اجاره یا هر دو حق فسخ شرط کنند.
فصل چهارم - موارد فسخ
ماده 6 - در موارد زیر مستاجر می تواند اجاره را فسخ نماید:
1 - در صورتی که عین مستاجره با اوصافی که در اجاره نامه قید شده منطبق نباشد. (با رعایت ماده 415 قانونی مدنی )
2 - در مواردی که مطابق شرایط اجاره حق فسخ مستاجر تحقق یابد.
3 - هر گاه مورد اجاره کلا یا جز در معرض خرابی واقع شود به نحوی که موجب نقض انتفاع گردد و قابل تعمیر نباشد.
ماده 7 - هر گاه مستاجر به علت انقضا مدت اجاره یا در موارد فسخ اجاره مورد اجاره را تخلیه کند و موجر از تحویل گرفتن آن امتناع کند مستاجر می تواند به دادگاه محل وقوع ملک مراجعه و تخلیه کامل مورد اجاره را تامین دلیل نماید و کلید آنرا به دفتر دادگاه تسلیم کند.
از این تاریخ موجر حق مطالبه اجاره بها را نسبت به آینده ندارد و دفتر دادگاه ظرف 24 ساعت به موجر یا نماینده قانونی او اخطار می کند که برای تحویل گرفتن مورد اجاره و دریافت کلید حاضر شود.
ماده 8 - موجر می تواند در موارد زیر اجاره را فسخ و حکم تخلیه را از دادگاه درخواست کند.
الف - در موردی که مستاجر با سلب حق انتقال به غیر مورد اجاره را کلا یا جز به هر صورتی که باشد به غیر واگذار نموده و یا عملا از طریق وکالت و یا نمایندگی و غیره در اختیار و استفاده دیگری جز اشخاص تحت الکفاله قانونی خود قرار داده باشد.
ب - در صورتی که در اجاره نامه حق فسخ اجاره هنگام انتقال قطعی شرط شده باشد.
ج - در صورتی که از مورد اجاره بر خلاف منظور و جهتی که در قرارداد اجاره قید شده استفاده گردد.
د - در صورتی که مستاجر با تعهد به پرداخت اجاره بها در مهلت مقرر از آن شرط تخلف نماید.
تبصره 1 - در صورتی که عین مستاجره برای مقصودی غیر از کسب یا پیشه و یا تجارت به اجاره داده شود از هر حیث تابع مقررات مربوط به اجاره محل سکنی است .
تبصره 2 - اگر مستاجر مورد اجاره را مرکز فساد قرار داده باشد به محض ثبوت آن در دادگاه به درخواست موجر مورد اجاره را تخلیه و در اختیار موجر قرار می دهد.
ماده 9 - در مواردی که دادگاه تخلیه ملک مورد اجاره را به لحاظ کمبود مسکن موجب عسر و حرج مستاجر بداند و معارض با عسر و حرج موجر نباشد، می تواند مهلتی برای مستاجر قرار بدهد.
تبصره - شورای عالی قضایی مکلف است در اولین فرصت دادگاههای ویژه ای را تشکیل داده و کلیه احکام تخلیه که از طرف دادگاهها یا اداره ثبت صادر گردیده و هنوز اجرا نشده است مورد تجدید نظر قرار دهند چنانچه تخلیه منزل مستلزم عسر و حرج برای مستاجر باشد آن حکم را متوقف سازد.
فصل پنجم - تعمیرات
ماده 10 - تعمیرات کلی و اساسی مورد اجاره که مربوط به اصل بنا یا تاسیسات عمده منصوبه در آن از قبیل دستگاههای حرارت مرکزی و تهویه و آسانسور باشد، به عهده موجر است و تعمیرات جزیی و همچنین تزیین و تعمیری که مربوط به استفاده بهتر از مورد اجاره باشد با مستاجر خواهد بود. مگر آنکه در قرارداد به صورت دیگری شرط شده باشد.
ماده 11 - رسیدگی به اختلاف بین موجر و مستاجر راجع به تعمیرات با دادگاه است در صورتی که موجر تعمیرات مورد حکم دادگاه را در مهلتی که از طرف دادگاه تعیین می شود انجام ندهد، مستاجر می تواند حق فسخ خود را اعمال کند یا دادگاه به مستاجر اجازه دهد که تعمیرات مزبور را به قدر متعارف با نظارت دائره اجرا انجام بدهد.
ماده 12 - هر گاه مستاجر مالک را از انجام تعمیرات ضروری مانع شود دادگاه مستاجر را به رفع ممانعت ملزم و مهلت مناسب برای انجام تعمیرات تعیین می نماید.
تبصره - رسیدگی به دعاوی مذکور در مواد 11 و 12 خارج از نوبت و بدون رعایت تشریفات دادرسی صورت خواهد گرفت و حکم دادگاه قطعی است .
ماده 13 - اقامه دعوی تخلیه از طرف موجر مانع قبول و رسیدگی به دعوی تعمیرات نیست و در صورتی که دادگاه مورد را از موارد تخلیه نداند و آنرا رد کند به دعوی تعمیرات رسیدگی و حکم خواهد داد.
ماده 14 - نظر به مشکلات مسکن در شهرها و ضرورت تثبیت اجاره بها برای مدت پنج سال به وزارت مسکن و شهرسازی اجازه داده می شود 2 ماه پس از تصویب این قانون بر اساس آیین نامه ای که توسط وزارتین دادگستری و مسکن و شهرسازی تهیه و به تصویب هیات دولت برسد اجاره بهای واحدهای مسکونی را با توجه به سطح زیربنا و کیفیت ساختمان و نوع بنا و مقتضیات محلی و منطقه ای تعیین و اعلام نمایند.
تبصره 1 - شهرهای بزرگ مذکور در این ماده عبارتند از کلیه مراکز استانها به انضمام قزوین ، کرج ، اردبیل ، دزفول ، آبادان ، نیشابور، بابل ، گرگان ، قم .
تبصره 2 - چنانچه موجر بیش از قیمت اعلام شده از مستاجر وجهی اضافی دریافت دارد به درخواست مستاجر و به حکم دادگاه به پرداخت مبلغ اضافی به نفع مستاجر محکوم می گردد.
تبصره 3 - اگر مالک از اجاره دادن مستغل معداجاره بدون عذر موجه امتناع نماید بنا به ضرورت تا مدت پنج سال به حاکم شرع هر محل اجازه داده می شود به قائم مقامی مالک نسبت به اجاره دادن محلهای مسکونی خالی اقدام و اجاره بهای دریافتی را به حساب مالک واریز نمایند.
ماده 15 - از تاریخ تصویب این قانون اجاره محلهایی که برای سکونت واگذار می شود تاریخ مقررات قانون مدنی و این قانون و شرایط مقرر بین طرفین می باشد.
قانون فوق مشتمل بر پانزده ماده و نه تبصره در جلسه روز سه شنبه سیزدهم اردیبهشت ماه یک هزار و سیصد و شصت و دو مجلس شورای اسلامی تصویب و به تایید شورای نگهبان رسیده است .
رئیس مجلس شورای اسلامی - اکبر هاشمی
----------------------------------------------
قانون الحاق یک ماده به قانون روابط موجر و مستاجر
ماده واحده - از تاریخ تصویب این قانون کلیه اماکن استیجاری که با سند رسمی بدون دریافت هیچگونه سرقفلی و پیش پرداخت به اجاره واگذار میشود ،در راس انقضاء مدت اجاره مستاجر موظف به تخلیه آن میباشد مگر آنکه مدت اجاره باتوافق طرفین تمدید شود در صورت تخلف دوائر اجرای ثبت مکلف به اجرای مفاد قانون هستند 0
قانون فوق مشتمل برماده واحده در جلسه روز پنجشنبه پانزدهم آبان ماه یکهزارو سیصدو شصت و پنج مجلس شورای اسلامی تصویب ودرتاریخ 21/8/1365 به تایید شورای نگهبان رسیده است 0
رئیس مجلس شورای اسلامی - اکبر هاشمی
----------------------------------------------
قانون الحاق یک بند به عنوان بند ج و دو تبصره به ماده 2 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال 1362
ماده واحده - بند زیر به عنوان بند ج با دو تبصره به ماده 2 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال 1362 اضافه می گردد:
ج - محل کار پزشکان که تابع قرارداد فیمابین بوده و در صورت نبودن قرارداد تابع قانون مدنی است .
تبصره 1 - وصول هر نوع وجهی تحت عنوان سرقفلی در مطب های استیجاری و واگذاری محل مطب به غیر در صورتی که در متن قرارداد بین موجر و مستاجر ذکر نشده باشد ممنوع است .
تبصره 2 - استفاده از محلهای مسکونی در محلهایی که در قرارداد موجر و مستاجر عنوان استفاده از مطب قید نگردیده بدون رضایت مالک ممنوع است . قانون فوق مشتمل بر ماده واحده (شامل الحاق یک بند و دو تبصره ) در جلسه روز یک شنبه بیست و چهارم بهمن ماه یک هزار و سیصد و هفتاد و دو مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 27/11/1372 به تایید شورای نگهبان رسیده است .
رئیس مجلس شورای اسلامی - علی اکبر ناطق نوری
------------------------------------------
قانون الحاق دو تبصره به عنوان تبصره های 3 و 4 به ماده 9 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1362/2/13
ماده واحده - دو تبصره زیر به عنوان تبصره های 3 و 4 به ماده 9 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 13/2/1362 مجلس شورای اسلامی الحاق می گردد:
تبصره 3 - در مواردی که دادگاه صدور حکم تخلیه اماکن مورد استفاده مهاجرین جنگی را به علت کمبود جای مناسب عسر و حرج تشخیص دهد موظف است تا رفع عسر و حرج حداکثر به مدت دو سال از تاریخ 3/7/1369 از صدور حکم تخلیه خودداری کند.
تبصره 4 - در شهرها و بخشها و روستاهایی که ساکنان آن به واسطه جنگ تحمیلی مهاجرت کرده اند و در حال حاضر در اماکن دولتی ساکن هستند به محض این که اماکن جدید و یا قدیم آنها در محل سکونت قبلی آنان آماده شود لازم است با اعلام نظر مقامات استانهای جنگزده و تایید وزارتین کشور و کار و امور اجتماعی مهاجرین جنگ تحمیلی اماکن دولتی را تخلیه نمایند.
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ هشتم مهر ماه یک هزار سیصد و شصت و نه بر اساس ضرورت به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده و در اجرای اصل نود و چهارم قانون اساسی برای اجرا ابلاغ می گردد.
رئیس مجلس شورای اسلامی - مهدی کروبی
-------------------------------
قانون الحاق یک تبصره بعنوان تبصره یک به ماده 9قانون روابط موجرومستاجرمصوب 1362/2/13
ماده واحده -تبصره زیربعنوان تبصره 1به ماده 9قانون روابط موجر ومستاجرمصوب 13/2/1362مجلس شورای اسلامی الحاق وتبصره ماده بعنوان تبصره 2قرارمیگیرد.
تبصره 1-درمواردیکه دادگاه صدورحکم تخلیه اماکن آموزشی رابعلت کمبودجای مناسب موجب عسروحرج تشخیص دهددادگاه مکلف است تارفع عسروحرج بمدت پنج سال ازصدورحکم خودداری کندواین قانون ازتاریخ تصویب لازم الاجراءاست .
قانون فوق مشتمل برماده واحده درجلسه روزپنجشنبه بیست وهشتم شهریورماه یکهزاروسیصدوشصت وچهارمجلس شورای اسلامی تصویب ودر تاریخ 31/6/1364به تاییدشورای نگهبان رسیده است .
رئیس مجلس شورای اسلامی -اکبرهاشمی
---------------------------------------------------------
قانون اصلاح تبصره یک مصوب 1364/6/28 ماده 9 قانون روابط موجر ومستاجرمصوب 1362/2/13 مجلس شورای اسلامی
ماده واحده - تبصره یک مصوب 28/6/1364 ماده 9 قانون روابط موجر ومستاجرمصوب 13/2/1362 مجلس شورای اسلامی بشرح زیر اصلاح میگردد:
تبصره 1- در مواردی که دادگاه صدور حکم تخلیه اماکن آموزشی و دولتی و مورد اجاره مهاجرین جنگی و رزمندگان رابعلت کمبود جای مناسب عسر و حرج تشخیص دهد دادگاه موظف است تا رفع عسر و حرج تا مدت پنجسال از تاریخ 28/6/1364 از صدور حکم خودداری کند و مستاجرین اماکن آموزشی و دولتی مکلفند ظرف این مدت جهت رفع کمبود اماکن تدابیر لازم اتخاذ نمایند0
این قانون از تاریخ تصویب لازم الاجراء است 0
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه روزپنجشنبه بیست وچهارم مهرماه یکهزارو سیصدو شصت و پنج بتصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است 0
رئیس مجلس شورای اسلامی - اکبر هاشمی
----------------------------------
قانون تمدید و اصلاح تبصره های 3 و 4 ماده 9 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1362/2/13
ماده واحده - تبصره های 3 و 4 ماده 9 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 13/2/1362 مجلس شورای اسلامی به شرح زیر تمدید و اصلاح می گردد:
تبصره 3 - در مواردی که دادگاه صدور حکم تخلیه اماکن مورد استفاده مهاجرین جنگی را به علت کمبود جای مناسب عسر و حرج تشخیص دهد موظف تا رفع عسر و حرج حداکثر به مدت 2 سال از تاریخ 3/7/1371 از صدور حکم تخلیه خودداری کند. این حکم ، مخصوص به صورتی است که عسر و حرج مذکور مزاحم با عسر و حرج مالک نباشد.
تبصره 4 - در شهرها و بخشها و روستاهایی که ساکنان آن به واسطه جنگ تحمیلی مهاجرت کرده اند و در حال حاضر در اماکن دولتی و شخصی ساکن هستند به محض این که اماکن جدید و یا قدیم آنها در محل قبلی سکونت آنان آماده شود لازم است با اعلام نظر ستاد بازسازی ، مهاجرین جنگ تحمیلی اماکن دولتی و شخصی را تخلیه نمایند.
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده (شامل اصلاح دو تبصره ) در حلسه روز یکشنبه دهم آبان ماه یک هزار و سیصد و هفتاد و یک مجلس شوری اسلامی تصویب و در تاریخ 20/8/1371 به تایید شورای نگهبان رسیده است .
رئیس مجلس شورای اسلامی - علی اکبر ناطق نوری
-
----------------------------------------
قانون روابط موجر و مستأجر ـ مصوب ۲/۵/۱۳۵۶
فصل اول: كليات
ماده ۱ ـ هر محلي كه براي سكني يا كسب يا پيشه يا تجارت يابه منظور ديگري اجاره داده شده يا بشود در صورتي كه تصرفمتصرف بر حسب تراضي با موجر يا نمايندة قانوني او به عنواناجاره يا صلح منافع و يا هر عنوان ديگري به منظور اجاره باشد اعماز اينكه نسبت به مورد اجاره سند رسمي يا عادي تنظيم شده يانشده باشد، مشمول مقررات اين قانون است.
ماده ۲ ـ موارد زير مشمول مقررات اين قانون نميباشد:
۱ ـ تصرف ناشي از معاملات با حق استرداد يا معاملات رهني.
۲ ـ اراضي مزروعي محصور و غير محصور و توابع آنها وباغهايي كه منظور اصلي از اجاره بهرهبرداري از محصول آنها باشد.
۳ ـ ساختمانها و محلهايي كه به منظور سكونت عرفاً به طورفصلي براي مدتي كه از ششماه تجاوز نكند اجاره داده ميشود.
۴ ـ كليه واحدهاي مسكوني واقع در محدوده خدماتي شهرها ودر شهركها كه گواهي خاتمه ساختماني آنها از تاريخ لازمالاجراءشدن قانون معاملات زمين مصوب سال ۱۳۵۴ صادر شده وميشود.
۵ ـ خانههاي سازماني و ساير محلهاي مسكوني كه از طرفوزارتخانهها و مؤسسات دولتي و وابسته به دولت يا اشخاص، اعماز حقيقي يا حقوقي به مناسبت شغل در اختيار و استفاده كاركنانآنها قرار ميگيرد.
در اين مورد رابطه متصرف با سازمان يا اشخاص مربوط تابعقوانين و مقررات مخصوص بخود يا قرارداد فيمابين ميباشد.
هرگاه متصرف خانه يا محل سازماني كه به موجب مقررات ياقرارداد مكلف به تخليه محل سكونت باشد از تخليه خودداري كندبر حسب مورد از طرف دادستان يا رئيس دادگاه بخش مستقل به اواخطار ميشود كه ظرف يكماه محل را تخليه نمايد در صورتامتناع به دستور همان مقام محل مزبور تخليه شده و تحويل سازمانيا مؤسسه يا اشخاص مربوط داده ميشود.
۶ ـ واحدهاي مسكوني كه پس از اجراي اين قانون به اجارهواگذار گردد.
فصل دوم: ميزان اجاره بها و ترتيب پرداخت آن
ماده ۳ ـ در مواردي كه اجارهنامه تنظيم شده باشد ميزاناجارهبها همان است كه در اجارهنامه قيد شده و هرگاه اجارهنامهتنظيم نشده باشد به ميزاني است كه بين طرفين مقرر يا عملي شدهاست و در صورتي كه ميزان آن معلوم نشود با رعايت مقررات اينقانون از طرف دادگاه ميزان اجاره بها به نرخ عادله روز تعيينميشود.
ماده ۴ ـ موجر يا مستأجر ميتواند به استناد ترقي يا تنزل هزينةزندگي درخواست تجديدنظر نسبت به ميزان اجاره بها را بنمايد،مشروط به اينكه مدت اجاره منقضي شده و از تاريخ استفادهمستأجر از عين مستأجره يا از تاريخ مقرر در حكم قطعي كه بر تعيينيا تعديل اجارهبها صادر شده سه سال تمام گذشته باشد، دادگاهباجلب نظر كارشناس اجارهبها را به نرخ عادله روز تعديل خواهدكرد حكم دادگاه در اين مورد قطعي است.
ماده ۵ ـ موجر ميتواند مابهالتفاوت اجارهبها را ضمندادخواست تعديل نيز مطالبه نمايد.
در اين صورت دادگاه ضمن صدور حكم راجع به تعديل،مستأجر را به پرداخت مابهالتفاوت از تاريخ تقديم دادخواست تاروز صدور حكم، محكوم مينمايد. دايره اجرا مكلف استخسارت تأخير تأديه از تاريخ قطعيت تا تاريخ اجراي حكم را به قراردوازده درصد در سال احتساب و از مستأجر وصول و به موجربپردازد مستأجر نيز ميتواند ضمن تقاضاي تعديل اجارهبهامابهالتفاوت پرداخت شده را به انضمام خسارت تأخير تأديه بهشرح فوق درخواست كند.
تبصره ـ مقررات اين ماده در مواردي كه دادگاه حكم به تعييناجارهبها صادر مينمايد نيز جاري خواهد بود.
ماده ۶ ـ مستأجر مكلف است در موعد معين در اجارهنامهاجرتالمسمي و پس از انقضاء مدت اجاره اجرتالمثل را به ميزاناجرتالمسمي آخر هرماه اجاري ظرف ده روز به موجر يا نمايندهقانوني او بپردازد و هرگاه اجارهنامهاي در بين نباشد اجارهبها را بهميزاني كه بين طرفين مقرر و يا عملي شده و در صورتيكه ميزان آنمعلوم نباشد به عنوان اجرتالمثل مبلغي كه متناسب با اجاره املاكمشابه تشخيص ميدهد براي هرماه تا دهم ماه بعد به موجر يانمايند قانوني او پرداخت يا در صندوق ثبت و يا بانكي كه از طرفسازمان ثبت تعيين ميشود سپرده و قبض رسيد را اگر اجارهنامهرسمي است به دفترخانه تنظيمكننده سند هرگاه اجارهنامه عاديبوده يا اجارهنامهاي در بين نباشد قبض رسيد را با تعيين محل اقامتموجر به يكي از دفاتر رسمي نزديك ملك تسليم و رسيد دريافتدارد.
دفترخانه بايد منتهي ظرف ده روز بوسيله اداره ثبت محلمراتب را به موجر يا نماينده قانوني او اخطار كند كه براي دريافتوجه توديع شده با دفترخانه مزبور مراجعه نمايد.
فصل سوم: در تنظيم اجارهنامه
ماده ۷ ـ در مواردي كه بين موجر و كسي كه ملك را به عنوانمستأجر در تصرف دارد اجارهنامه تنظيم نشده يا اگر تنظيم شدهمدت آن منقضي گشته طرفين راجع به تنظيم اجارهنامه با تعييناجارهبها و شرايط آن اختلاف داشته باشند هريك ميتواند برايتعيين اجارهبها (در مواردي كه اجارهنامه در بين نباشد) و تنظيماجارهنامه به دادگاه مراجعه كند. دادگاه ميزان اجارهبها را از تاريختقديم دادخواست تعيين ميكند، ولي اين امر مانع صدور حكمنسبت به اجرتالمثل زمان قبل از تقديم دادخواست وخسارتتأخير تأديه آن نخواهد بود.
تبصره ۱ ـ هرگاه از طرف موجر تقاضاي تخليه عين مستأجرهشده باشد رسيدگي به درخواست تنظيم اجارهنامه از طرف مستأجرمتوقف بر خاتمه دادرسي در موضوع تخليه خواهد بود اين حكم درموردي كه از طرف مالك درخواست خلع يد از ملك شده باشد نيزجاري است.
ماده ۸ ـ دادگاه شرايط اجارهنامه جديد را طبق شرايط مرسوم ومتعارف در اجارهنامهها و شرايط مندرج در اجارهنامه سابق (درصورتي كه قبلاً اجارهنامه تنظيم شده باشد) با رعايت مقررات اينقانون تعيين خواهد كرد.
ماده ۹ ـ در تمام مدتي كه دادرسي در جريان است مستأجر بايدطبق ماده ۶ اين قانون و شرايط قبلي مالالاجاره را بپردازد و از تاريخابلاغ حكم قطعي طرفين مكلفند ظرف يك ماه به ترتيب مقرر درحكم، اجارهنامه تنظيم كنند.
هرگاه در اين مدت اجارهنامه تنظيم نشود به تقاضاي يكي ازطرفين دادگاه رونوشت حكم را جهت تنظيم اجارهنامه به دفتر اسنادرسمي ابلاغ و به طرفين اخطار ميكند كه در روز و ساعت معينبراي امضاي اجارهنامه در دفترخانه حاضر شوند. هرگاه موجر حاضربه امضاي اجارهنامه نشود نمايندة دادگاه اجارهنامه را به مدت يكسال از طرف او امضا خواهد كرد و اگر مستأجر تا ۱۵ روز از تاريختعيين شده حاضر به امضا نشود دادگاه در صورتي كه عذر مستأجر راموجه نداند به تقاضاي موجر حكم به تخليه عين مستأجره صادرميكند و اين حكم قطعي است.
ماده ۱۰ ـ مستأجر نميتواند منافع مورد اجاره را كلاً يا جزئاً يابه نحو اشاعه به غير انتقال دهد يا واگذار نمايد مگر اينكه كتباً ايناختيار به او داده شده باشد.
هرگاه مستأجر تمام يا قسمتي از مورد اجاره را به غير اجاره دهدمالك ميتواند در صورت انقضاي مدت يا فسخ اجاره درخواستتنظيم اجارهنامه با هر يك از مستأجرين را بنمايد.
در صورتي كه مستأجر حق انتقال مورد اجاره را به غير داشتهباشد هريك از مستأجرين نيز ميتواند در صورت فسخ و يا انقضايمدت اجاره اصلي درخواست تنظيم اجارهنامه را با مالك يا نمايندهقانوني او بنمايند. و
ماده ۱۱ ـ دفاتر اسناد رسمي مكلفند علاوه بر نكاتي كه بهموجب قوانين و مقررات بايد رعايت شود نكات زير را در اجارهنامهتصريح بنمايد:
۱ ـ شغل موجر و مستأجر و اقامتگاه موجر بطور كامل ومشخص.
۲ ـ نشاني كامل مورد اجاره و قيد اينكه از لحاظ رابطه اجاره اينمحل اقامتگاه قانوني مستأجر ميباشد مگر اينكه طرفين به ترتيبديگري تراضي نموده باشند.
۳ ـ عين مستأجره در تصرف كدام يك از طرفين ميباشد و درصورتي كه در تصرف مستأجر نيست تحويل آن در چه مدت و باچه شرايطي صورت خواهد گرفت.
۴ ـ مهلت مستأجر براي پرداخت اجارهبها منتهي ده روز از تاريخسررسيد هر قسط خواهد بود، مگر اينكه طرفين به ترتيب ديگريزائد بر اين مدت توافق كرده باشند كه در اين صورت ترتيب مذكوربايد در سند قيد گردد.
۵ ـ اجاره به منظور سكني يا كسب يا پيشه يا تجارت با تعييننوع كسب و پيشه و تجارت و هرگاه به منظور ديگري باشد قيد آن بهطور صريح.
۶ ـ مستأجر حق انتقال به غير را كلاً يا جزئاً يا به نحو اشاعه دارديا خير.
۷ ـ تعهد مستأجر بهپرداخت اجرتالمثل پس از انقضاي مدتو يا فسخ اجاره تا موقع تجديد اجاره يا تخليه ملك به ميزاناجرتالمسمي.
فصل چهارم: موارد فسخ اجاره و تخليه عين مستأجره
ماده ۱۲ ـ در موارد زير مستأجر ميتواند صدور حكم به فسخاجاره را از دادگاه درخواست كند:
۱ ـ در صورتي كه عين مستأجره با اوصافي كه در اجارهنامه قيدشده منطبق نباشد. (با رعايت ماده ۴۱۵ قانون مدني)
۲ ـ اگر در اثناي مدت اجاره عيبي در عين مستأجره حادث شودكه آن را از قابليت انتفاع خارج نموده و رفع عيب مقدور نباشد.
۳ ـ در مواردي كه مطابق شرايط اجاره حق فسخ مستأجر تحققيابد.
۴ ـ در صورت فوت مستأجر در اثناء مدت اجاره و درخواستفسخ اجاره از طرف كليه ورثه.
۵ ـ هرگاه مورد اجاره كلاً يا جزئاً در معرض خرابي بوده و قابلتعمير نباشد و يا براي بهداشت و سلامت مضر بوده و بايد خرابشود.
ماده ۱۳ ـ هرگاه مستأجر به علت انقضاي مدت اجاره يا درمواردي كه به تقاضاي او حكم فسخ اجاره صادر شده مورد اجاره راتخليه كند و موجر از تحويل گرفتن آن امتناع كند مستأجر مكلفاست بوسيله اظهارنامه از موجر يا نماينده قانوني او تقاضا كند كهبراي تحويل مورد اجاره حاضر شود.
در صورتي كه موجر ظرف پنج روز از تاريخ ابلاغ اظهارنامهحاضر نگردد مستأجر بايد به دادگاه محل وقوع ملك مراجعه وتخليه كامل مورد اجاره را تأمين دليل نمايد و كليد آن را به دفتردادگاه تسليم كند.
از اين تاريخ رابطه استيجاري قطع ميشود و دفتر دادگاه ظرف۲۴ ساعت به موجر يا نماينده قانوني او اخطار ميكند كه برايتحويل گرفتن مورد اجاره و دريافت كليد حاضر شود. تا زماني كهمستأجر به ترتيب فوق عمل نكرده باشد تعهدات او به موجبمقررات اين قانون و شرايط اجارهنامه برقرار است.
ماده ۱۴ ـ در موارد زير موجر ميتواند حسب مورد صدورحكم فسخ اجاره يا تخليه را از دادگاه درخواست كند دادگاه ضمنحكم فسخ اجاره دستور تخليه مورد اجاره را صادر مينمايد و اينحكم عليه مستأجر يا متصرف اجرا و محل تخليه خواهد شد.
۱ ـ در موردي كه مستأجر مسكن بدون داشتن حق انتقال به غيردر اجارهنامه و يا موردي كه اجاره نامهاي در بين نباشد مورد اجاره راكلاً يا جزئاً به هر صورتي كه باشد به غير واگذار نموده يا عملاً ازطريق وكالت يا نمايندگي و غيره در اختيار و استفاده ديگري جزاشخاص تحتالكفاله قانوني خود قرار داده باشد.
۲ ـ در موردي كه عين مستأجره به منظور كسب يا پيشه و ياتجارت خود مستأجره اجاره داده شده و مستأجر آن را به عناويني ازقبيل وكالت يا نمايندگي و غيره عملاً به غير واگذار كند بدون اينكهطبق ماده ۱۹ اين قانون با مستأجر لاحق اجارهنامه تنظيم شده باشد.
۳ ـ در صورتي كه در اجارهنامه محل سكني حق فسخ اجارههنگام انتقال قطعي شرط شده باشد مشروط به اينكه خريداربخواهد شخصاً در مورد اجاره سكونت نمايد و يا آن را برايسكونت اولاد يا پدر يا مادر يا همسر خود تخصيص دهد. در اينصورت اگر خريدار تا سه ماه از تاريخ انتقال ملك براي تخليهمراجعه ننمايد درخواست تخليه به اين علت تا انقضاي مدت اجارهپذيرفته نميشود.
۴ ـ در صورتي كه مورد اجاره محل سكني بوده و مالك پس ازانقضاي مدت اجاره احتياج به مورد اجاره براي سكونت خود يااشخاص مذكور در بند فوق داشته باشد.
۵ ـ هرگاه مورد اجاره محل سكني در معرض خرابي بوده و قابلتعمير نباشد.
۶ ـ در صورتي كه از مورد اجاره محل سكني بر خلاف منظوريكه در اجارهنامه قيد شده استفاده گردد.
۷ ـ در مورد محل كسب و پيشه و تجارت هرگاه مورد اجاره برايشغل معيني اجاره داده شده و مستأجر بدون رضاي موجر شغلخود را تغيير دهد مگر اينكه شغل جديد عرفاً مشابه شغل سابقباشد.
۸ ـ در صورتي كه مستأجر در مورد اجاره تعدي يا تفريط كردهباشد.
۹ ـ در صورتي كه مستأجر در مهلت مقرر در ماده ۶ اين قانون ازپرداخت مالالاجاره يا اجرتالمثل خودداري نموده و با ابلاغ اخطاردفترخانه تنظيمكننده سند اجاره يا اظهارنامه (در موردي كهاجارهنامه عادي بوده يا اجارهنامهاي در بين نباشد) ظرف ده روزقسط يا اقساط عقب افتاده را نپردازد. در اين مورد اگر اجارهنامهرسمي باشد موجر ميتواند از دفترخانه يا اجراي ثبت صدوراجرائيه بر تخليه و وصول اجارهبها را درخواست نمايد.
هرگاه پس از صدور اجرائيه مستأجر اجارهبهاي عقب افتاده راتوديع كند اجراي ثبت تخليه را متوقف ميكند ولي موجر ميتواندبه استناد تخلف مستأجر از پرداخت اجارهبها از دادگاه درخواستتخليه عين مستأجره را بنمايد.
هرگاه اجارهنامه عادي بوده يا سند اجاره تنظيم نشده باشد موجرميتواند براي تخليه عين مستأجره و وصول اجارهبها به دادگاهمراجعه كند.
در موارد فوق هرگاه مستأجر قبل از صدور حكم دادگاه اضافه براجارهبهاي معوقه صدي بيست آن را به نفع موجر در صندوِدادگستري توديع نمايد حكم به تخليه صادر نميشود و مستأجر بهپرداخت خسارت دادرسي محكوم و مبلغ توديع شده نيز به موجرپرداخت ميگردد، ولي هر مستأجر فقط يكبار ميتواند از اين ارفاِاستفاده كند، حكم دادگاه در موارد مذكور در اين بند قطعي است.
تبصره ۱ ـ در صورتي كه مستأجر دوبار ظرف يكسال در اثراخطار يا اظهارنامه مذكور در بند ۹ اين ماده اقدام به پرداختاجارهبها كرده باشد و براي بار سوم اجارهبها را در موعد مقرر بهموجر نپردازد و يا در صندوق ثبت توديع ننمايد موجر ميتواند باتقديم دادخواست مستقيماً از دادگاه درخواست تخليه عين مستأجررا بنمايد. حكم دادگاه در اين مورد قطعي است.
تبصره ۲ ـ در صورتي كه مورد اجاره به منظوري غير از كسبيا پيشه يا تجارت اجاره داده شود از هر حيث تابع مقررات مربوط بهاجاره محل سكني خواهد بود.
تبصره ۳ ـ در مورد بند شش اين ماده اگر مستأجر مركز فساد كهقانوناً داير كردن آن ممنوع است در مورد اجاره داير نمايد. دادستانعلاوه بر انجام وظايف قانوني خود به محض صدور كيفر خواستبه درخواست موجر مورد اجاره را در اختيار موجر قرار ميدهد.
تبصره ۴ ـ در صورتي كه مستأجر محل سكني در شهر محلسكونت خود مالك يك واحد مسكوني باشد موجر حق دارد پس ازانقضاي مدت اجاره تقاضاي تخليه مورد اجاره را بنمايد.
ماده ۱۵ ـ علاوه بر موارد مذكور در ماده قبل در موارد زير نيزپس از انقضاي مدت اجاره درخواست تخليه محل كسب يا پيشه ياتجارت از دادگاه جائز است:
۱ ـ تخليه به منظور احداث ساختمان جديد مشروط بر اينكهپروانه ساختماني يا گواهي شهرداري مربوط ارائه شود. و شهرداريهامكلفند در صورت مراجعه مالك با رعايت مقررات مربوط پروانهساختمان و يا گواهي مورد نظر را صادر و به مالك تسليم نمايند.
۲ ـ تخليه به منظور احتياج شخص موجر براي كسب يا پيشه ياتجارت.
۳ ـ در صورتي كه محل كسب يا پيشه يا تجارت مناسب برايسكني هم باشد و مالك براي سكونت خود يا اولاد يا پدر يا مادر ياهمسر خود درخواست تخليه نمايد.
در موارد سهگانه فوق دادگاه ضمن صدور حكم تخليه بهپرداخت حق كسب يا پيشه يا تجارت نيز حكم خواهد داد.
ماده ۱۶ ـ در موارد مذكور در ماده قبل و همچنين در مواردمذكور در بند ۳ و ۴ ماده ۱۴ هرگاه مالك حسب مورد تا ششماه ازتاريخ تخليه شروع به ساختمان نكند يا حداقل مدت يكسال ازمحل مورد اجاره به نحوي كه ادعا كرده استفاده ننمايد به درخواستمستأجر سابق بپرداخت مبلغي معادل يكسال اجارهبها يااجرتالمثل مورد اجاره در حق او محكوم خواهد شد مگر آنكهثابت شود تأخير شروع ساختمان يا عدم استفاده از مورد اجاره دراثر قوه قاهره يا مبتني بر علل و جهاتي خارج از اراده مالك بودهاست.
تبصره ـ در صورتي كه در ملك مورد تخليه مستأجرينمتعددي باشند و موجر تقاضاي تخليه ساير قسمتها را نيز نمودهباشد مهلت فوق از تاريخ تخليه آخرين قسمت شروع خواهد شد.
ماده ۱۷ ـ در تمام مواردي كه تخليه عين مستأجره در نتيجه اجرايحكم يا به ترتيب مقرر در ماده ۱۳ صورت ميگيرد بايد از طرفدادگاه به دفترخانه تنظيمكننده سند اجاره اعلام شود تا در ستونملاحظات ثبت اجاره قيد گردد.
فصل پنجم: حق كسب يا پيشه يا تجارت
ماده ۱۸ ـ ميزان حق كسب يا پيشه يا تجارت كه در اين قانون وقوانين ديگر قيد شده است بر مبناي اصول و ضوابطي كه آئيننامهآن از طرف وزارتخانه دادگستري و مسكن و شهرسازي تهيه و بهتصويب كمسيونهاي مربوط مجلسين خواهد رسيد، تعيين ميگردد.
ماده ۱۹ ـ در صورتي كه مستأجر محل كسب يا پيشه يا تجارتبه موجب اجارهنامه، حق انتقال به غير داشته باشد ميتواند برايهمان شغل يا مشابه آن منافع مورد اجاره را با سند رسمي به ديگريانتقال دهد.
هرگاه در اجارهنامه حق انتقال به غير سلب شده يا اجارهنامهايدر بين نبوده و مالك راضي به انتقال به غير نباشد بايد در مقابلتخليه مورد اجاره، حق كسب يا پيشه يا تجارت مستأجر را بپردازدوالا مستأجر ميتواند براي تنظيم سند انتقال به دادگاه مراجعه كند،در اين صورت دادگاه حكم به تجويز انتقال منافع مورد اجاره به غيرو تنظيم سند انتقال در دفترخانه تنظيمكننده سند اجارهنامه سابق يادفترخانه نزديك ملك (اگر اجارهنامه رسمي در بين نباشد) صادر ورونوشت آن را به دفترخانه مربوط ارسال مينمايد و مراتب را بهموجر نيز اعلام خواهد نمود، مستأجر جديد از هر حيث نسبت بهتمام شرايط اجاره قائم مقام مستأجر سابق خواهد بود.
هرگاه ظرف ششماه از تاريخ ابلاغ حكم قطعي منافع مورد اجارهبا سند رسمي به مستأجر جديد انتقال داده نشود حكم مزبورملغيالاثر خواهد بود.
تبصره ۱ ـ در صورتي كه مستأجر بدون رعايت مقررات اينماده مورد اجاره را به ديگري واگذار نمايد موجر حق درخواستتخليه را خواهد داشت و حكم تخليه عليه متصرف يا مستأجر اجراخواهد شد. و در اين مورد مستأجر يا متصرف حسب مورداستحقاق دريافت نصف حق كسب يا پيشه يا تجارت را خواهدداشت.
تبصره ۲ ـ حق كسب يا پيشه يا تجارت به مستأجر همان محلاختصاص دارد و انتقال آن به مستأجر جديد فقط با تنظيم سندرسمي معتبر خواهد بود.
فصل ششم: تعميرات
ماده ۲۰ ـ تعميرات كلي و اساسي مورد اجاره كه مربوط به اصلبنا يا تأسيسات عمده منصوبه در آن از قبيل دستگاههاي حرارتمركزي و تهويه و آسانسور باشد به عهده موجر است و تعميراتجزيي و همچنين تزيين و تعميري كه مربوط به استفاده بهتر از مورداجاره باشد يا مستأجر خواهد بود.
ماده ۲۱ ـ رسيدگي به اختلاف بين موجر ومستأجر راجع بهتعميرات با دادگاه است در صورتي كه موجر تعميرات كلي موردحكم دادگاه را در مهلتي كه از طرف دادگاه تعيين ميشود انجام ندهدمستأجر ميتواند براي فسخ اجاره به دادگاه مراجعه كند يا از دادگاهدرخواست كند به او اجازه داده شود تعميرات مزبور را با نظارتدايره اجرا انجام داده مخارج آن را حداكثر تا معادل ششماه اجارهبهابه حساب موجر بگذارد.
ماده ۲۲ ـ هرگاه مستأجر مانع مالك از انجام تعميرات ضروريشود دادگاه مستأجر را به رفع ممانعت ملزم و مهلت مناسبي برايانجام تعميرات تعيين مينمايد.
در صورت ادامه ممانعت دادگاه ميتواند حكم به تخليه موقتبنا براي مدت مذكور بدهد. در هرحال مستأجر مسؤول خسارتياست كه در نتيجه ممانعت از تعمير بنا حاصل شده باشد.
تبصره ـ رسيدگي به دعاوي مذكور در مادتين ۲۱ و ۲۲ خارجاز نوبت و بدون رعايت تشريفات دادرسي صورت خواهد گرفت وحكم دادگاه قطعي است.
ماده ۲۳ ـ اقامه دعوي تخليه از طرف موجر مانع رسيدگي بهدعوي تعميرات نيست.
هرگاه دادگاه حكم به تخليه مورد اجاره صادر نموده باشد و حكممزبور قطعي نباشد حكم الزام به تعمير در صورت فسخ حكم تخليهبه ترتيب مقرر در ماده ۲۱ قابل اجرا خواهد بود.
ماده ۲۴ ـ در صورتي كه مستأجر در مورد اجاره حق استفاده ازانشعاب آب يا برق يا تلفن يا گاز يا تأسيسات حرارت مركزي ياتهويه يا آسانسور و امثال آن داشته باشد موجر نميتواند جز درمورد تعميرات ضروري آن را قطع يا موجبات قطع آن را فراهمنمايد مگر اينكه مستأجر بهاي مصرف خود را طبق شرايط اجارهنپرداخته باشد.
در صورت تخلف، دادگاه به درخواست مستأجر فوراً بدونرعايت تشريفات دادرسي موضوع را مورد رسيدگي قرار دادهعندالاقتضاء ترتيب وصل آن را خواهد داد.
دستور دادگاه بلافاصله قابل اجرا است. موجر ميتواند ظرف دهروز از تاريخ ابلاغ دستور دادگاه به آن اعتراض كند. اعتراض در هماندادگاه رسيدگي ميشود و تصميم دادگاه قطعي است.
تبصره ۱ ـ هرگاه علت قطع جريان برق يا آب يا تلفن و غيربدهي موجر به سازمانهاي مربوط بوده و اتصال مجدد مستلزمپرداخت بدهي مزبور باشد و مستأجر ميتواند براساس قبوضسازمانهاي مربوط وجوه مذكور را بپردازد و از اولين اجارهبها كسرنمايد.
تبصره ۲ ـ تعميرات تأسيسات و قسمتهاي مشتركآپارتمانهاي مشمول قانون تملك آپارتمانها تابع مقررات مربوط بهخود خواهد بود.
ماده ۲۵ ـ هرگاه مالك قصد فروش ملك خود را داشته يابخواهد وضع ملك را از جهت امكان وجود خرابي يا كسر و نقصاندر آن، مشاهده نمايد و متصرف ملك مانع از رؤيت خريدار يا مالكگردد، مالك يا نماينده قانوني او ميتواند براي رفع ممانعت بهدادستان يا دادرس دادگاه بخش مستقل محل وقوع ملك مراجعهكند. دادستان يا دادرس دادگاه حسب مورد به مأمورين شهرباني يا ژاندارمري و يا مأمورين اجرا دستور ميدهد تا خريدار و مالك بهمعيت مأمورين ملك را رؤيت نمايند. تشخيص ضرورت امر درحدود متعارف با مقام صادركننده دستور است.
ماده ۲۶ ـ رسيدگي بهكليه دعاوي موضوع اين قانون در دادگاهشهرستان و در نقاطي كه دادگاه شهرستان نباشد در دادگاه بخشمستقل به عمل ميآيد. مگر دعاوي راجع به دولت كه منحصراً دردادگاه شهرستان رسيدگي ميشود حكم دادگاه در هرصورتحضوري محسوب و فقط قابل پژوهش است، مگر در مواردي كهخلاف آن مقرر شده باشد رسيدگي به دعاوي مربوط به اتاقهاياستيجاري كماكان در صلاحيت شوراي داوري است.
تبصره ـ در موردي كه ميزان خواسته در تقاضاي تعييناجارهبهاي ماهانه زايد بر چهار هزار ريال نباشد حكم دادگاه قطعياست.
ماده ۲۷ ـ در مواردي كه حكم تخليه صادر ميشود دادگاه ضمنصدور حكم مهلتي كه از ده روز كمتر و از دو ماه بيشتر نباشد برايتخليه تعيين مينمايد. حكم تخليه مدارسي كه با اجازه رسميمقامات صلاحيتدارتأسيسشدهدرتعطيلاتتابستاناجراخواهد شد.
تبصره ۱ ـ در مواردي كه حكم تخليه با پرداخت حق كسب ياپيشه يا تجارت صادر ميشود مهلتهاي مذكور در اين ماده از تاريختوديع يا پرداخت وجه مزبور شروع خواهد شد.
تبصره ۲ ـ در مواردي كه حكم تخليه به علت عدم پرداختاجارهبها صادر ميشود حداكثر مهلت ۱۵ روز خواهد بود.
ماده ۲۸ ـ در مواردي كه حكم تخليه عين مستأجره با پرداختحق كسب يا پيشه يا تجارت صادر و قطعي ميشود موجر مكلفاست ظرف سه ماه از تاريخ ابلاغ حكم قطعي وجه معينه را درصندوق دادگستري توديع يا ترتيب پرداخت آن را به مستأجر بدهدوالا حكم مزبور ملغيالاثر خواهد بود مگر اينكه طرفين به مدتبيشتري توافق كرده باشند. در ساير موارد نيز هرگاه موجر ظرفيكسال از تاريخ ابلاغ حكم قطعي تقاضاي صدور اجرائيه ننمايدحكم صادر شده ملغيالاثر است مگر اينكه بين موجر و مستأجربراي تأخير تخليه توافق شده باشد.
تبصره ـ مدتهاي مذكر در ماده فوق نسبت به احكامي كه درزمان اجراي قانون روابط مالك و مستأجر مصوب ۱۳۳۹ صادر وقطعي گرديده از تاريخ اجراي اين قانون شروع ميشود.
ماده ۲۹ ـ وزارت دادگستري از بين كارشناسان رسمي عدهاي رابه منظور اجراي اين قانون حداكثر براي دو سال انتخاب و بهدادگاهها معرفي مينمايد و تا زماني كه تجديد انتخاب به عملنيامده دادگاهها از كارشناسان مزبور استفاده خواهند كرد.
طرز تعيين و شرايط انتخاب و ميزان حقالزحمه كارشناسان بهموجب آييننامه وزارت دادگستري است.
در نقاطي كه وزارت دادگستري كارشناس معرفي ننمايد طبقمقررات عمومي مربوط به كارشناسي عمل خواهد شد.
ماده ۳۰ ـ كليه طرق مستقيم يا غير مستقيم كه طرفين به منظورجلوگيري از اجراي مقررات اين قانون اتخاذ نمايند پس از اثبات دردادگاه بلااثر و باطل اعلام خواهد شد.
ماده ۳۱ ـ اين قانون در نقاطي اجرا ميشود كه تاكنون قانونروابط مالك و مستأجر مصوب خرداد ۱۳۳۹ در آن نقاط به مرحلهاجرا گذاشته شده يا وزارت دادگستري با جلب نظر وزارت مسكن وشهرسازي و لزوم اجراي آن را آگهي نمايد در ساير نقاط رابطه موجرو مستأجر براساس قوانين و مقررات عمومي خواهد بود.
ماده ۳۲ ـ از تاريخ اجراي اين قانون، قانون روابط مالك ومستأجر مصوب سال ۱۳۳۹ و ساير قوانين و مقرراتي كه مغاير بااين قانون است لغو ميشود.
قانون فوق مشتمل بر سي و دو ماده و هفده تبصره پس ازتصويب مجلس سنا در جلسه فوِالعاده روز چهارشنبه ۲۲/۴/۱۳۵۶، در جلسه فوِالعاده روز يكشنبه دوم مرداد ماه ۱۳۵۶به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد.
رییس مجلس شورای ملی - عبدالله ریاضی
--------------------------------
شماره 9994/7 3/9/1356
در اجراي ماده 29 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 آئين نامه زير تصويب مي شود :
ماده 1 - كارشناساني ممكن است به كارشناسي در امور مربوط به قانون روابط موجر و مستاجر انتخاب شوند كه داراي شرايط زير باشند :
1 - پروانه كارشناسي آنها مربوط به امور مذكور در قانون روابط موجر و مستاجر باشد .
2 - حداقل 5 سال از تاريخ صدور پروانه كارشناسي آنها گذشته باشد .
3 - سابقه محكوميت انتظامي از درجه 3 به بالا نداشته بعلاوه طي دو سال منتهي به زمان انتخاب هيچگونه محكوميت انتظامي نداشته باشند .
ماده 2 - اداره فني وزارت دادگستري هر دو سال يك بار در بهمن ماه اسامي كارشناسان واجد شرايط هر حوزه را با توجه بضوابط مذكور در ماده فوق تهيه مي كند .
ماده 3 - كميسيوني مركب از رئيس كل دادگاه استان مركز و رئيس كل دادگاه شهرستان تهران و مدير كل قضائي و مدير كل دفتر تشكيلات و بودجه ورئيس اداره فني وزارت دادگستري پس از بررسي گزارش اداره فني اسامي كارشناسان لازم مربوط به هر حوزه را تعيين مي كند و اداره فني قبل از پايان سال صورت اسامي آنان را به دادگاه ها اعلام مي نمايد .
ماده 4 - نام هر يك از كارشناسان منتخب كه محكوميت انتظامي پيدا كند از صورت مزبور حذف مي شود و اين حذف نام هم بوسيله اداره فني به دادگاه هاي حوزه قضائي مربوط اعلام مي گردد.
ماده 5 - حق الزحمه كارشناسان در دعاوي موجر و مستاجر از طرف دادگاه با توجه به كميت و كيفيت و شرايط كار و خواسته دعوي در حدود تعرفه زير تعيين خواهد شد :
الف - براي تعيين اجاره بها در موارد نامعلوم بودن ميزان اجاره از سه هزار ريال تا يكصد و بيست هزار ريال .
ب - در مورد تعميرات از پنج هزار ريال تا يكصدو پنجاه هزار ريال .
پ - در مورد تعيين حق كسب و پيشه يا تجارت از شش هزار ريال تا دويست هزار ريال .
وزير دادگستري ـ غلامرضا كيانپور
|
چارديواري ، اختياري نيست |
|
◄نگاهي به قوانين آپارتمان نشيني |
|
آدمها حريم خصوصي دارند ، ندارند ؟ پس چه دارند ؟ من نمي توانم با خيال راحت در راهرو و آسانسور ساختمان با زيرشلواري و دمپايي راه بروم ؟ مگه راهرو از مشاعات ساختمان نيست ؟ خوب منم شريک هستم . منم دلم مي خواهد اين جوري در راه پله راه بروم . اصلا دلم مي خواهد با صداي بلند موزيک گوش کنم ، اين همه پول شارژ ، مفت ، مفت مي دهم که راحت باشم ، پس حريم خصوصي من کجاست ؟ |
|
◄آفتهاي آپارتمان نشيني ، قصه اي تکراري |
|
امروزه پس از چندين سال چهره شهرها کاملا عوض شده است . آپارتمان ها و برجهاي سر به فلک کشيده جاي خانه هاي با صفاي قديمي را گرفته و اين آپارتمان هاي جديد و مدرن ، قوانيني تازه و خاص را به همراه خود آورده اند که اين قوانين افراد را ملزم مي کند که حقوق دهها و بلکه صدها نفر از همسايگان خود را رعايت کنند که متاسفانه آن گونه که آپارتمان ها رشد کرده اند ، فرهنگ آپارتمان نشيني هنوز براي خيلي از ساکنان آپارتمان ها معني نشده است . حتما تصديق خواهيد کرد که وقتي خسته از کار روزانه به منزل مي آييد ، به اميد اين که نفسي تازه کنيد ، هنوز آب خنک از گلويتان پايين نرفته که صداي ناهنجار و گوشخراش موزيک ميخکوبتان مي کند ، آن وقت شما هستيد و يک اعصاب خرد و شروع روزکاري مجدد ... . |
|
◄ضرورت حضور مدير |
|
زندگي در آپارتمان ها افزون بر اين که موجب تداخل خرده فرهنگ هاي متفاوت مي شود ، نابهنجاري هاي ديگر را هم رقم مي زند که هر يک پيچيدگي هاي خاص خود را دارد . از آن جمله اداره امور آپارتمان هاست ؛ از آنجا که هر اجتماعي اعم از خانواده به عنوان اجتماعي کوچک يا جامعه به عنوان اجتماعي بزرگتر نيازمند مدير يا مديراني براي اداره امور خود هستند ، در مجتمع هاي مسکوني نيز اين ضرورت بوضوح احساس مي شود . |
|
◄مشترکات |
|
براساس ماده نخست قانون تملک آپارتمان ها ، مصوب ۱۳۴۳ مالکيت در آپارتمان ها شامل ۲ قسمت يعني مالکيت قسمتهاي اختصاصي و مالکيت قسمتهاي مشترک است و مهمترين مشکلات آپارتمان نشينان مربوط به تعهدات حاصله از مالکيت در خصوص قسمتهاي مشترک است . |
|
◄تکاليف و حقوق |
|
اکنون که تعريف مختصري از قسمتهاي مشترک آپارتمان به دست آمد ، به تکاليف و حقوق آن مي پردازيم . |
مقدمه
در اين پژوهش با توجه به اهميت روابط همسايگان با يكديگر ورعايت حقوق آنها از سوي يكديگر تلاش كرديم به پاره اي از حقوق همسايگان از لسان روايات اشاره كرده وبا بيان چگونگي روابط كنوني همسايگان در دنياي امروز به نقاط قوت و ضعف آن اشاره كنيم .و آنچه كه موجب قوت بيشتر نقاط مثبت ميشود بيان كرده و شيوه هاي از بين بردن نقاط منفي روابط همسايگان را به صورت كاربردي با استفاده از روايات و تجربيات شخصي بيان كنيم. در اين تحقيق از شيوه موردي و كتابخانه اي استفاده شده است و در روش كتابخانه اي از منابع معتبر روايي سود جسته ايم .
در برخي از موارد تجربيات شخصي و مشاهدات عيني در تحقيق ذكر شده است .اميد است با مطالعه اين مجموعه كوچك انگيزه اي پيدا كنيم تا به صورت گسترده تر پيرامون مسأله مهم همسايه و حقوق آن به پژوهش پرداخته و عملا به رعايت حقوق يكديگر مبادرت كنيم .از آنجايي كه همسايگان حق بزرگي بر گردن ما دارند از خداوند مي خواهيم ما را در اداي اين حقوق ياري كند تا انشاءالله با اعمال نيكو در سراي باقي در كنار همسايگان خدا جايگاهي بيابيم چنانكه مولا علي عليه السلام ميفرمايد :
«فبادروا باعمالكم تكونوا مع جيران الله في داره رافق راسله و ازارهم ملائكته و اكرم اسماعهم ان تسمع حسيس نار ابداو صان اجسادهم ان تلقي لغوبا ونصبا و ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و الله ذو الفضل العظيم»(1)
پس با اعمالتان بشتابيد كه در كنار همسايگان خداي ودر سراي خاص او جايگاهي بيابيد سرايي كه ديدار كنندگان ساكنانش پيامبران دوستان و فرشتگان خدايند و خداوند گوشهايشان را ارجي فراتر از آن داده است كه با زوزه آتش آزرده شوند وبدنهاشان را نيز از هر سختي و رنجي مصون داشته است و...اين امتياز خدايي است كه به هر كه خواهد ارزاني دارد و خداي را برترين عظمت باشد
فرهنگ برخورد با همسايه در اسلام
فرهنگ
واژه فرهنگ در فارسي معادل كلمه "ثقاخه "در عربي و cultureدر انگليسي است. در علوم انساني كمتر واژه اي را ميتوان يافت كه در معناي آن وفاقي وجود داشته باشد واژه فرهنگ نيز چنين است .
معناي لغوي :
اين كلمه در اصل به معناي كشت وكار و پرورش جسمي بوده است كه در برخي اصطلاحات و تركيبات نيز هنوز در همين معنا به كار ميرود . در زبان فارسي فرهنگ گر چه كلمه اي مركب از فر به معناي (لوز بزرگي و شركت )و هنگ به معناي (سنگيني و وقار قصد واراده آهنگ كاري و چيزي را كردن قوم وقبيله فوج سياه )ميباشد .اما به شكل مركب آن در معناي ديگري همچون دانش و فرزانگي خرد و عقل سليم تدبير و سنجيدگي كتاب لغت ادب و اخلاق و آموزش و پرورش آمده است .شايد آنچه در معناي فارسي بيشتر از اين واژه مراد ميشود همين دو معناي اخير است .با فرهنگ درزبان رايج مردم ما بيانگر كسي است كه آشنا به مبادي اخلاق و آداب و رسوم اجتماعي و خوش مشرب است اهل ارتباطات اجتماعي مناسب است و كسي كه چنين ويژگي اي ندارد بي فرهنگ خوانده ميشود .
معناي اصطلاحي :
فرهنگ مجموعه اي از هنجارها، قوانين و عادات، آداب و رسوم، عقايد و باورها و ارزشها و الگوهاي ارتباطي و نيز امور مادي ارزشمند و معقول يك جامعه است كه افكار احساسات و رفتاراعضاي آن اجتماع را شكل ميدهد ويا به نوعي تحت تأثير قرار ميدهد .
عناصر فرهنگ
استخراج عناصر فرهنگ و تبيين آنها گذشته از آنكه ما را بيش ازپيش با مفهوم فرهنگ آشنا مي سازد و در تبيين كاركردهاي آن نيز مؤثر است .علاوه بر اين داراي كاربرد علمي نيز ميباشد و در برنامه ريزي براي حفظ تثبيت و ترويج فرهنگ نيز مديران فرهنگي را مدد ميرساند مهمترين عناصر فرهنگ عبارتند از:
الف )هنجارها :
هنجار به معناي معيار و الگو ميباشد .هنجارها نه تنها تعيين كنند ه نوع رفتارهايي هستند كه در شرايط خاصي بايد انجام شود يا نبايد انجام شود بلكه بر اساس هنجارها ميتوان رفتارها ي افراد را در موقعيتهاي زماني و مكاني مختلف پيش بيني كرد .هنجارها گاهي الزامي است مانند رعايت جان ومال ديگران .گاهي مرجح است مانند پرهيز از خلف وعده و گاهي مجاز است مانند نحوه معاشرت با اعضاي خانواده .هنجارها شامل شيوه هاي قومي يا عادات روزانه و آداب و رسوم اخلاقي ميباشد .
ب )ارزشها:
ارزش عبارت است از بار معنايي خاصي كه انسان به برخي اعمال پاره اي حالتها و بعضي پديده ها نسبت ميدهد و براي آن در زندگي خود جايگاه و اهميت ويژه اي قائل است .
ج )عقايد و باورها
ويژگي هاي فرهنگ:
يكي از فوايد شناخت اين ويژگيها اين است كه ميتوان بواسطه آن امور فرهنگي رااز امور غير فرهنگي تميز داد .از سوي ديگر با شناخت اين ويژگيها با راههاي ترويج و تثبيت و انتقال فرهنگ آشناتر خواهيم شد .
الف)پذيرش اجتماعي
زماني يك فرهنگ تحقق پيدا ميكند كه راجع به همان موضوع خاص مورد پذيرش و مقبوليت اجتماعي قرار گرفته باشد در واقع از سد مقبوليت فردي گذشته باشد . بسيار امور مقدسي هستند كه نزديك فرد مقبوليت دارند اما زماني اين امور به شكل فرهنگ در مي آيد كه به مقبوليت اجتماعي نيز برسد .
ب)اكتسابي بودن
فرهنگ چيزي نيست كه از طريق وراثت وژن به افراد منتقل شود بلكه فرهنگ يك امر اكتسابي است و درقالب تعليم و تربيت فراگرفته ميشود .
ج)تحول پذيري
عوامل مؤثر در فرهنگ
مقصود از عوامل مؤثر در فرهنگ عواملي است كه از يك سو ممكن است باعث پويايي و باروري وتثبيت يك فرهنگ گردد و از سوي ديگر ممكن است تضعيف و انحطاط يك فرهنگ را به دنبال داشته باشد كه اين عوامل را به سه دسته تقسيم ميكنيم .
الف.عوامل ذاتي
قبلا گفتيم كه فرهنگ از عناصري تشكيل شده است. در واقع يك فرهنگ براي اينكه از لحاظ مقبوليت افزايش يا كاهش داشته باشد و همچنين شدت و ضعف مربوط به عناصر آن و نحوه ارتباط و انسجام آنها با يكديگر ميباشد .
هماهنگي عناصر تشكيل دهنده
اگر عناصر فرهنگ از جمله هنجارها ارزشها و عقايد و باورها با يكديگر هماهنگي بيشتري داشته باشند درجه قوت و كارآمدي آنها نيز بيشتر خواهد شد .ولي اگر به عنوان مثال هنجارها در جامعه به صورت الزامي يا توصيه اي مطرح باشند اما عقايد وارزشها باآن هماهنگ نباشد رعايت آزادانه هنجارها نيز تضمين نميشود .
درجه قوت عناصر فرهنگ
هر ميزان كه عناصر فرهنگ از قوت بيشتري برخوردار باشند تأثير پذيري آنها از عوامل مخرب كاهش پيدا ميكند .
انعطاف پذيري و پاسخگويي به نيازهاي بشري
از آنجايي كه انسان موجودي متغير است و نيازهاي او نيز ثابت نميباشد لذا فرهنگ بايد در مقاطع مختلف پاسخگوي نيازهاي متغير آدمي باشد در غير اين صورت تلاش براي تثبيت و يا ترويج آن راه به جايي نبرده و زمينه تحقير فرهنگ و هضم شده آن در فرهنگهاي بيگانه فراهم خواهد شد .
جذابيت و دلنشيني
عناصر فرهنگ از جمله عقايد و باورها و...بايد جذاب و دلنشين باشند چرا كه اين عامل در تثبيت اين عناصر و عمل به آنها تأثير بسزايي دارد .
ب.عوامل دروني
فرايند جامعه پذيري
فرايند جامعه پذيري يا اجتماعي شدن عبارتست از جرياني كه به بركت آن انساني در طول دوران حيات خويش تمامي عناصر اجتماعي –فرهنگي محيط خود را فراميگيرد و دروني ميسازد و با ساخت شخصيت خود تحت تأثير تجارب و عوامل اجتماعي معنا دار يگانه ميسازد تا خود را با محيط اجتماعي كه بايد در آن زيست نمايد تطبيق دهد .عوامل مؤثر در جامعه پذيري عبارتند از آموزش وپرورش ، تبليغات ، نهادهاي گوناگون از جمله خانواده مربيان و روحانيون صدا وسيما و...
نظارت وكنترل اجتماعي
با وجود فرايند جامعه پذيري امكان اينكه افراد برخي از عناصر فرهنگي را محترم شمارند و جود دارد لذا براي حل اين مشكل بايد از فرايند نظارت و كنترل اجتماعي مدد بگيريم .بخشي از اين واكنشها همان مجازاتها ي دولتي است كه به شكل قضايي ويا اداري بسته به نوع رفتار افراد اعمال ميشود .بخش ديگر اين فرايند توسط آحاد و گروههاي اجتماعي به اجرادر ميآيد كه در لسان روايات از آن تحت عنوان امر به معروف ونهي از منكر ياد ميشود .
فرهنگ همسايه داري در اسلام
خطوط كلي آداب معاشرت در اسلام
در ديدگاه اسلامي جامعه وروابط انساني آن رنگ الهي به خود ميگيرد و همه چيز در جهت نيل به هدف غايي آفرينش ميباشد همان هدفي كه كمال مطلوب اوست لذا جامعه براي انسان همانند صحنه آزمايشي ميباشد كه او ميتواند در اين صحنه با ايجاد روابط صحيح و انساني به همنوعان خود صفات نيكويي را كه مورد توجه و رضايت حق تعالي است در خود پرورش دهد و از سوي ديگر صفات ناپسند و رذا يل اخلاقي را كه موجب سقوط و انحطاط وجود ارزشمند اوست از وجود خويش پاك كنند .آداب همنشني با ديگران را ميتوان در دو مرحله انديشه و عمل خلاصه كرد:
الف .مرحله انديشه
از ديدگاه اسلام روابط اجتماعي انسانها در مرحله انديشه بر اصول خير خواهي محبت و مودت ، حسن ظن ومانند آن مبتني است يعني مسلمانان بايد صفحه انديشه خود را نسبت به سايرين نيكو سازد .انديشه خير خواهي نصيحت دوستي و سعادت آنها را در سر داشته و از نقشه كشي و توطئه چيني بر ضرر آنان بپرهيزد .
امير مؤمنان عليه السلام ميفرمايند:
"ان الله سبحانه يحب ان تكون نيت الانسان للناس جميله "
خداي سبحان دوست داردكه نيت انسان درباره همنوعانش نيكو باشد.
ب . مرحله عمل
اسلام در مرحله عمل براي تنظيم روابط اجتماعي انسانها آداب و وظايفي قرار داده و پايه آن را بر ايمان به خدا و تقويت روح فضيلت و انسانيت بنا نهاده است .تعاليم اسلام در اين زمينه بقدري دقيق و هماهنگ با فطرت انسان است كه اگر به آن عمل شود و معاشرتها رنگ انساني الهي به خود گيرد سيماي زندگي عوض ميشود بسياري مايلند در ارتباط با همنوعان خويش زندگي موفقي داشته باشند ولي به جهت نا آگاهي از چگونگي آداب معاشرت ونيز عدم رعايت اين آداب توانايي برقراري روابط مناسب و اسلامي را از دست ميدهند و به ناچار منزوي ميشوند .بنابراين شناخت اين آداب در مرحله عمل و توانايي ايجاد ارتباط مناسب با قشرهاي مختلف جامعه براساس بينش مكتبي از اهميت بسياري برخوردار است خطوط كلي آداب معاشرت در مرحله عمل اين است كه انسان رفتار خود را با ديگران نيكو سازد انصاف را رعايت كرده آنچه براي خود مي پسندد براي ديگران نيز بپسندد و آنچه براي خود دوست نميدارد براي ديگران نيز نپسندد با آنان مدارا كند به امور آنان اهتمام ورزد به نفع آنها حركت از تك روي بپرهيزد با آنها همكاري داشته باشد و...
اميرمؤمنان علي عليه السلام در وصيت خود به امام حسن عليه السلام به بخشي از اين خطوط كلي اشاره كرده ميفرمايد :
اجعل نفسك فيما بينك و بين غيرك فاحبب لغيرك ما تحب لنفسك و اكره له ما تكره لها و لا تظلم كما لا تحب ان تظلم و احسن كما تحب ان يحسن اليك
خويشتن را ميان خود و ديگران ميزان قرار ده آنچه را براي خود ميخواهي براي ديگران بخواه وآنچه را براي خود خوش نميداري براي ديگران نيز خوش ندار .به كسي ستم نكن چنانكه دوست نداري به تو ستم شود و نيكي كن همانگونه كه دوست داري به تو نيكن شود .
امام صادق عليه السلام در ترسيم آن خطوط كلي ميفرمايد :
خالطواالناس و اتوهم و اعينوهم ولا تجانبوهم و قولو ا لهم كما قال الله تعالي "وقولو اللناس حسنا "
با مردم بياميزيد و در اجتماعشان شركت كنيد و آنها را در كارها ياري نماييد منزوي نشويد و از جامعه كناره نگيريد و با آنان چنان سخن بگوييد كه خدا فرموده است با مردم به خوبي سخن بگوييد .
انتخاب خانه و اهميت همسايگي
پيامبربزرگوار اسلام صلي الله عليه واله كيفيت رفتار همسايه ها را با يكديگر تأمين سعادت و آسايش انسانها مؤثر ميدانست وبه يارانش توصيه ميكرد تا در جايي مسكن گزينند كه بتوانند از نعمت وجود همسايگان شايسته تري برخوردار شوند در حالي كه امروزه شاهد هستيم كه تنها چيزي كه در انتخاب خانه به آن كم توجهي ميشود مسأله همسايگان است .امروزه بيش از هر چيز ظاهر زيباي مناظر مسافت آنها و مسائل كم اهميت ديگر مد نظر افراد در انتخاب خانه ميباشد كه نتيجه آن نيز جز نا رضايتي و عدم آسايش چيز ديگري نخواهد بود . يكي از اصحاب پيامبر صلي الله عليه واله از ايشان پرسيد اي رسول خدا تصميم دارم خانه اي بخرم به نظر شما كدام محله را انتخاب كنم حضرت بدون آنكه محله خاصي را به او پيشنهاد كنند فرمودند "الجوار ثم الدار الرفيق ثم السفر "نخست همسايه سپس خانه نخست رفيق آنگاه سفر
همسايه بد
از آنجايي كه انسان با همسايه خود سالها در يك محل زندگي ميكند لذا ارتباط و بر خورد زيادي با او پيدا خواهد كرد كه هر چقدر اين برخوردها جنبه نيكوتري به خود بگيرد انسان آرامش و سكونت بيشتري خواهد داشت و بالعكس اگر همسايه او حقوق ديگران را رعايت نكند زندگي برا ي او سخت و آزار دهنده خواهد شد .
امام باقر عليه السلام ميفرمايند " من القواصم الفواقر التي تقصم الظهر جار السوء ان رأي حسنه اخفاها و ان رأي سيئه افشاها"
يكي از چيزهايي كه كمر انسان را خرد ميكند همسايه بد است كه اگر خوبي ببيند پنهان ميكند و اگر بدي ببيند افشاءميكند .
همانطو كه دراين حديث ملاحظه شد يكي از امور مهم همسايه داري پنهان كردن سر و افشاء نيكيهاست كه اگر مورد غفلت واقع شود بسيار آزار دهنده خواهد بود.
حرمت همسايه
اسلام براي همسايه حرمت زيادي قائل است تا جايي كه پيامبر اسلام صلي الله عليه واله در جايي ميفرمايند :حرمت همسايه آدمي مثل نفس اوست كه بايد به اوضرر نرساند و در جايي ديگر ميفرمايند "حرمت الجار علي الانسان كحرمت امه "احترام همسايه مانند احترام مادر برانسان لازم است. لذا بايد توجه داشته باشيم كه با حفظ حقوق همسايه حرمت اورا پاس بداريم .
تقسيم همسايه از لحاظ حقوق
همسايگي مقتضي حقوقي است. بالاتر از حقوق برادري. در اسلام همسايه تمام حقوقي را كه يك مسلمان دارد با اضافاتي دارا ميباشد .از پيامبر صلي الله عليه واله روايت شده كه همسايگان بر سه دسته اند :
ا.همسايه اي كه يك حق دارد 2.همسايه اي كه دو حق دارد 3.همسايه اي كه سه حق دارد .همسايه اي كه سه حق دارد همسايه مسلماني است كه فاميل هم باشد او يك حق همسايگي دارد يك حق مسلماني و يك حق خويشاوندي .همسايه اي كه دو حق دارد همسايه اي است كه فقط مسلمان باشد او يك حق همسايگي دارد ويك حق مسلماني همسايه اي كه يك حق دارد همسايه مشرك است .
حقوق همسايه
حقوق همسايگان در اسلام از دقت و تعداد زيادي برخوردار است در اينجا بابيان چند حديث برخي از اين حقوق را متذكر ميشويم .در حديثي از پيامبر صلي الله عليه واله آمده است كه :آيا ميدانيد حق همسايه چيست ؟اينكه اگر ياري خواست ياري اش كني و اگر طلب قرض كرد قرضش دهي و اگر تو را طلبيد در پيش او حاضر باشي و اگر مريض شد عيادتش كني و اگر مرد جنازه اش را تشييع كني و اگر چيزي به او رسيد تبريكش گويي و اگر مصيبتي به او رسيد تسليتش دهي و بدون اجازه او ساختمان خانه ات را از او بلندتر نكني كه راه باد را براو ببندي و هنگامي كه ميوه اي خريدي آن را به او هديه كن و اگر هديه نكردي در پنهان برايش ببر و آن را بوسيله فرزندت نفرست كه فرزند اورا ناراحت كند و بوسيله بوي غذايت اورا اذيت نكن مگر اينكه از آن غذا برايش مقداري ببري .
امام صادق عليه السلام ميفرمايد :
ليس منا من لم يحسن مجاوره من جاوره
از ما نيست كسي كه با همسايگانش خوش رفتار نباشد .
امام باقر عليه السلام ميفرمايد :
ما من اهل قريه يبيت و فيهم جائع ينظر الله اليهم يوم القيامه
در هر شهري كه در آن كسي گرسنه بخوابد اهل آن شهر در قيامت مورد توجه خدا نخواهد بود .
امام سجاد عليه السلام در رساله حقوق حق همسايه را بر ده قسم ميشمارند :
اما حق جارك فحفظه غائبا و اكرامه شاهدا و نصرته اذا كان مظلوما و لا تتبع له عوره فان علمت عليه سوءسترته عليه و ان علمت انه يقبل نصيحتك نصحته فيما بينك و بينه و لا تسلمه عند شدائده و تقبل عثراته وتغفر ذنبه و تعاشره معاشره كريمه
اما همسايه را بر تو ده حق است:
1.در غيابش حقش را مراعات كني
2.در حضورش اكرامش نمايي
3.اگر مورد ظلم قرار گرفت ياريش دهي
4.در اسرار او تجسس نكني
5.زشتيهايش را پرده پوشي
6.اگر مطمئن شدي پذيرش نصيحت دارد او را در پنهان نصيحت كني در اموري كه به تو مربوط ميشود
7.در گرفتاريها اورا به حال خود رها نكني
8.لغزشهايش را نديده بگيري
9. گناهانش را ببخشي
10.با او محترمانه معاشرت كني.
خلاصه حق همسايه اين است كه به او سلام كني با او صحبت طولاني نكني زياد از حالش سؤال نكني در مرض عيادتش كني در مصيبت تسليتش دهي در عزا با او شريك باشي در شادي تبريكش گويي و شركتت رادر شادي او اظهار كني از لغزشهايش چشم بپوشي از بام به امور پنهانش نگاه نكني اگر خواست شاخه اي بر ديوار بگذارد براو سخت نگيري در مسأله آب ناودان و خاكروبه ريختن در پشت ديوارش براو سخت نگيري راهش را تنگ نكني دقت نكني كه چه چيز به خانه ميبرد آنچه از عوراتش منكشف ميشود بر او بپوشاني و هنگامي كه مصيبتي به او ميرسد و زمين ميخورد زير بغلش را بگيري و اورا بلند كني و در غيبتش از مواظبت خانه اش غافل نشوي پنهاني به سخنانش گوش ندهي و از حرمتش چشم بپوشي و به خادمه او نظر نكني و به فرزندش مهرباني كني و اورا در امر دين و دنيايش ارشادكني .
امام سجاد عليه السلام در دعايي براي دوستان و همسايگانشان به تعدادي از حقوق همسايگان نسبت به يكديگر اشاره ميكنند :
اللهم صل علي محمد و اله و تولني في جيراني و موالي العارفين بحقنا و المنابذين لاعدائنا بافضل ولايتك و وفقهم لاقامه سنتك و الاخذ بمحاسن ادبك في ارفاق ضعيفهم و سد خلتهم و عياده مريضهم و هدايه مسترشدهم و مناصحه مستشيرهم و تعهد قادمهم و كتمان اسرارهم و ستر عوراتهم و نصرت مظلومهم و حسن مواساتهم بالماعون و العود عليهم بالجده و الافضال و اعطاءمايجب لهم قبل السؤال و اجعلني اللهم اجزي بالاحسان مسيئهم و اعرض بالتجاوز عن ظالمهم و استعمل حسن الظن في كافتهم و اتولي بالبر عامتهم و اغض بصري عنهم عفه و الين جانبي لهم تواضعا و ارق علي اهل البلاءمنهم رحمه و اسرلهم بالغيب موده و احب بقاء النعمه عندهم نصحا و اوجب لهم ما اوجب لحامتي و ارعي لهم ماارعي لخاصتي اللهم صل علي محمد واله وارزقني مثل ذلك منهم و اجعل لي اوفي الحظوظ فيما عندهم و زدهم بصيره في حقي و معرفه بفضلي حتي يسعدوا بي و اسعد بهم امين رب العالمين
بار خدايا برمحمد و آلش درود فرست و مرا در رابطه با رعايت حق همسايگان و دوستانم كه به حق ما معرفت دارند و با دشمنان ما در ستيزند به بهترين صورت ياري فرما وايشان را براي بپاداشتن سنت خود وبه كار گرفتن آداب نيكويت در ارفاق به ضعيفان و بر آوردن حاجت آنان و عيادت بيماران وهدايت راهجويان و خير خواهي نسبت به مشورت كنندگان و ديدار نمودن از مسافران برگشته به وطن و پنهان داشتن راز مردم وپوشاندن عيوب خلق خدا وياري دادن به ستمديدگان و حين مواسات در مايحتاج زندگي با آنان و دريغ نورزيدن از پيشكش و بخشش فراوان و عطاكردن پيش از در خواست موفق فرما .با رخدايا مرا توفيق ده كه بد كاران را به احسان پاداش دهم و از ستمكارشان با گذشت و بخشش صرف نظر كنم و نسبت به همه آنها نيك گمان باشم و با همه آنان به نيكي رفتار كنم .و چشم از خطاي آنان عفيفانه بپوشم و از باب فروتني با ايشان نرم باشم و بر بلا ديدگان آنا ن به آئين رحمت رقت آورم و در نبودشان دوستي و محبت خود را بر آنان ظاهر سازم و از سر اخلاص دلبسته دوام نعمت آنان باشم وهر چه را براي خويشان خود لازم ميدانم در حق آنان لازم بدانم و آنچه را براي مخصوصان خود رعايت ميكنم براي آنان نيز رعايت نمايم .خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و مرا نيز از طرف آنان رفتاري بدين صورت نصيب فرما و سهمي كاملتر از آنچه از خوبيها نزد آنان است براي من قرار ده و بصيرت آنان را در حق من و معرفتشان را به فضل من زياد كن تا به وسيله من اهل سعادت شوند و من نيز به سبب آنان نيكبخت گردم خداوندا دعايم را مستجاب گردان .
حقوق مالي همسايه
روايت است كه در روز قيامت همسايه فقير چنگ زند بردامن همسايه غني و گويد پروردگارا از او بپرس كه چرا در بروي من بست و احسان خود را ازمن منع نمود چنين نيست كه حق همسايه همين است كه اورا اذيت نرساني زيرا اين مطلب اختصاص به همسايه ندارد بلكه حقي است كه از براي همه ثابت است بلكه بايد علاوه براين با او به مهرباني و ملاطفت سلوك كرد و احسان خود را از ا و دريغ نداشت و آنچه به ان محتاج باشد و ما مالك آن باشيم از اومضايقه نكرده و اورا مانند شريك در مال خود بدانيم .
ماعون چيست ؟
ماعون از ماده معن به معني چيز كم است و بسياري از مفسران معتقدند كه منظور از آن در آنجا اشياء جزئي است كه مردم مخصوصا همسايه ها از يكديگر به عنوان عاريه يا تملك ميگيرند مانند مقداري نمك، آب ،آتش (كبريت) ظروف و مانند اينها راوي عرض كرد كه ما همسايگاني داريم كه اگر چيزي به ايشان عاريه بدهيم ميشكنند و ضايع ميكنند در اين صورت بر ما گناهي هست كه به ايشان ندهيم فرمود هرگاه چنين باشد گناهي برشما نيست اگر به ايشان ندهيد . ودر حديث ديگر فرمود حلال نيست منع كردن نمك و آتش از همسايگان .
من يمنع الماعون جاره منعه الله خيره يوم القيامه و وكله الي نفسه و من وكله الي نفسه فما اسوءحاله كسي كه وسايل ضروري و كوچك را از همسايه اش دريغ دارد خداونداورا از خير خود در قيامت منع ميكند و اورا به حال خود واميگذارد و هركس خدا او را به خود واگذارد چه بد حالي دارد .
از حضرت صادق عليه السلام منقولست كه منع نكنيد قرض دادن خمير و نان را وطلبيدن آتش را كه اين امور باعث زيادتي روزي ميشود بر اهل خانه با آنكه از جمله مكارم اخلاق است و از حضرت امام باقر عليه السلام منقولست كه زينهار كه متعرض حقوق مشويد كه بر خود لازم كنيد و آنچه از خرجها كه بر قبيله واقع ميشود بدهيد و مضايقه نكنيد و اگر از قبيله شما كسي شما را تكليفي كند كه ضررش برشما زياده از نفعي باشد كه به او ميرسد قبول نكنيد .
لزوم رازداري
زيستن طولاني افراد در يك محل به تدريج موجب ميشود كه همسايگان از اسرار يكديگر مطلع شوند .از طرفي آشكار ساختن اسرار مردم و فاش كردن عيوب آنان در نزد اين و آن كار ناپسندي ميباشد و مؤمن نبايد در كار ديگرا ن تجسس كند و دنبال يافتن عيب آنان باشد و اگر برحسب اتفاق بررازي آگاه شد بايد آن را مخفي كند ومصداق اين مثل كه خدا ميبيند و ميپوشد همسايه نديده ميخروشد نباشد .
امام سجاد عليه السلام يكي از حقوق همسايه هارا بريكديگر رازداري دانسته و ميفرمايد فان علمت عليه سوءسترته عليه چنانچه برعيب همسايه ات آگاه شدي بايد آن رامخفي داري .
اجازه به هنگام ورود
از جمله حقوقي كه همسايگان بر عهده يكديگر دارند اجازه گرفتن به هنگام ورود به منزل يكديگر و استيناس است .
يا ايها الذين امنوا لا تدخلوا بيوتا غير بيوتكم حتي تستأنسواو تسلمو اعلي اهلها
اي آن كسانيكه كه ايمان آورديد داخل مشويد در خانه هايي كه غير خانه خودتان است تا آنكه دستوري طلبيد و سلام كنيد بر اهلش .
كلمه انس به هر چيز و بسوي هر چيز به معناي الفت گرفتن به آن و آرامش يافتن قلب به آن است و كلمه استيناس عملي است كه به اين منظور انجام شود مانند استيناس براي داخل شدن به خانه بوسيله نام خدا بردن و يا ياالله گفتن و امثال آن ... تا صاحبخانه بفهمد كه شخصي ميخواهد وارد شود و خود را براي ورود او آماده كند .چه بسا ميشود كه صاحبخانه در حالي قرار دارد كه نميخواهد كسي او را به آن حال ببيند ويا از وضعي كه دارد با خبر شود از اينجا معلوم ميشود كه مصلحت اين حكم پوشاندن عورات مردم وحفظ احترام ايمان است .پس و قتي شخص داخل شونده هنگام دخولش به خانه غير استيناس كند و صاحبخانه را از استيناس خود آگاه سازد و بعد داخل شده وسلام كند در حقيقت اورا در پوشاندن آنچه كه بايد بپوشاند كمك كرده و نسبت به خود ايمنش داده و معلوم است كه اين شيوه پسنديده مايه استحكام اخوت و الفت و تعاون عمومي بر اظهار جميل و ستر قبيح است . جمله ذلكم خير لكم لعلكم تذكرون هم اشاره به همين فوايد است .يعني شايد با استمرار بر اين سيره متذكر وظيفه خود بشويد كه اموري را بايد رعايت كنيد و چگونه سنت اخوت را ميان خود احياء سازيد و در سايه آن قلوب را مألوف با هم نموده به تمامي سعادتها ي اجتماعي برسيد .
عواقب آزار همسايه
ضرورت رعايت حقوق همسايه را ميتوان از سفارش ائمه به حقوق ايشان در روايات متعددي به دست آوردعلي عليه السلام در آخرين و صاياي خود چنين ميفرمايد:
الله الله في جيرانكم فانهم وصيه نبيكم مازال يوصي بهم حتي ظننا انه سيورثهم .
از خدا بترسيد از خدا بترسيد درباره همسايگان كه همواره مورد سفارش پيامبرتان بوده اند آن حضرت بقدري در باره آنان سفارش ميكرد كه گمان ميبرديم براي ايشان ميراثي قرار خواهد داد يعني دستور خواهد داد كه همسايه از همسايه ارث ببرد .آزار رساندن به ديگران اعم از همسايه ها و غير آنها از اموري است كه قبل از هر چيز با فطرت آدمي ناسازگار است و هيچ عقل سليمي آن را نمي پسندد .به رسول خدا صلي الله عليه واله عرض شد فلان زن روزها روزه ميگيرد وشبها به نماز مي ايستد و صدقه ميدهد ولي همسايه خود را نيز با زبانش مي آزارد. حضرت فرمود:
لا خير فيها هي من اهل النار.
خيري در او نيست او اهل آتش ا ست .
امام صادق عليه السلام نيز آزار دهنده به همسايه را از رحمت خدا دور ميداند:
ملعون ملعون من اذي جاره .
از رحمت خداي دور است از رحمت خداي دور است آنكه همسايه اش را بيازارد .
اسلام نه تنها پيروان خود را از همسايه آزاري باز داشته بلكه براي همسايه آزار ارج و حرمتي قائل نشده و دستور داده با وي برخورد كنيد و اورا بيدار كنيد .
امام باقر عليه السلام فرمود :شخصي از آزار همسايه اش نزد رسول خدا صلي الله عليه واله شكايت كرد حضرت اورا امر به صبر نمود بار ديگر نيز به شكايت آمد حضرت باز هم اورا به خويشتن داري دعوت كرد بارسوم آمد و شكايت خود را تكرار نمود پيامبر فرمود :چون روز جمعه شود زماني كه مردم براي نماز جمعه ميروند اثاثيه ات را از منزل خارج كن وبرسر راه مردم بياور چون از تو علت اينكار را جويا شدند ماجراي خود را براي آنان بازگو كن آن شخص به دستور پيامبر صلي الله عليه واله عمل كرد چون ساعتي گذشت همسايه اي كه آزارش ميداد سراسيمه نزد او آمد ه از او خواست اثاثيه اش را به منزل باز گرداند و گفت با خداوند عهد ميكنم كه ديگر تورا نيازارم.
درحديث ديگري از پيامبر صلي الله عليه واله نقل شده كه در يكي از روزها سه بار فرمود :والله لا يومن به خدا سوگند كسي ايمان ندارد ...
يكي پرسيد: چه كسي؟ پيامبر صلي اله عليه واله فرمود :الذي لا يأمن جاره بوائقه كسي كه همسايه او از مزاحمت او در امان نيست .
غفلت از حال همسايگان و بي توجهي به حقوق آنان از اموري است كه در اسلام مورد نكوهش قرار گرفته و از آن به زشتي ياد شده است .پيامبر بزرگوار اسلام كسي راكه خود سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد مؤمن نميداند :
ما امن بي من باب شعبان و جاره جائع .
به من ايمان نياورده كسي كه با شكم سير بخوابد در حالي كه همسايه اش گرسنه باشد .
از امام صادق عليه السلام نقل شده كه پس از جدايي حضرت يعقوب و فرزندش يوسف فرزند ديگرش بنيامين نيز از او جدا شد اين پيامبر بزرگ روزي در حال مناجات به درگاه خداوند عرض كرد بار الها دوري از يوسف و نابينايي مرا كم بود كه بنيامين را نيز از من گرفتي ؟به او وحي شد اي يعقوب من اگر فرزندانت را ميرانده باشم برايت زنده ميكنم و به تو برميگردانم ولي آيا به ياد داري كه در فلان روز گوسفندي كشتي و آن را كباب نموده با اهلت خوردي و به فلاني و فلاني كه همسايه تو و روزه دار بودند چيزي ندادي ؟كنايه از اين كه اين بلا بسبب بي توجهي تو به آن همسايه است .
اي كه بر مركب رهوار سواري هشدار
خر هيزم كش همسايه تپيده به گل است
آتش از خانه همسايه درويش مخواه
كانچه برروزن او ميگذرد دود دل است
رسول اكرم صلي الله عليه واله فرمودند: هر كه همسايه خود را آزار كند حق تعالي بوي بهشت را براو حرام گرداند و مأواي او جهنم باشد .
رسول اكرم صلي الله عليه واله فرمودند هر كه از همسايه اش بقدر يك وجب از زمين خيانت كند خداي تعالي آن زمين را تا طبقه هفتم طوقي گرداند و در گردن او اندازد تا چون اورا به مقام حساب آورند طوق در گردن او باشد مگر آنكه توبه كند وآن زمين را پس دهد .
از حضرت صادق عليه السلام منقولست كه هر كه آزار خود را از همسايه باز دارد حق تعالي در روز قيامت از گناهان او در گذرد .
آثار نيكي به همسايه
رفتار نيك همسايگان با يكديگر ميتواند سرچشمه بركات فراواني باشد از جمله:
1.آرامش رواني و طول عمر : تقويت روحيه همكاري و تعاون درجهت پاكيزه و آباد نگه داشتن محيط زندگي يكي از اين بركات است كه خود آرامش رواني وطول عمر انسان را درپي دارد.
امام صادق عليه السلام دراين باره فرمود :حسن الجوار يعمر الديار و يزيد في الاعمار
همسايه داري نيكو شهرها راآباد و عمرها را طولاني ميكند
2.ازدياد روزي : حسن الجوار يزيد في الرزق . همسايه داري نيكو روزي را زياد ميكند
3.آمرزش گناها ن : من مات و له جيران ثلاثه كلهم راضون عنه غفر له
هر كس بميرد در حالي كه سه همسايه داشته باشد و همگي از او راضي باشند آمرزيده ميشود .
نياز به همسايه
هميشه در زندگي اوقاتي پيش مي آيد كه انسان به كمك همسايه نياز پيدا ميكند در جايي كه هيچيك از اقوام براي ياري به او حضور ندارند بنابراين چه خوب است كه برخورد ما باهمسايگان نيكو باشد تا در مواقع لزوم بتوانيم از آنها كمك بطلبيم .
حضرت امير المؤمنين عليه السلام دربيماري به ديدن صعصعه بن صوحان كه از بزرگان اصحاب آن حضرت بود تشريف آوردند پس فرمودند: با اينكه من به عيادت تو آمدم فخر نكن برقوم خود و اگر ايشان را در امري ببيني خود را از آن امر به كنار نگير كه آدمي بي نياز نيست از قوم و قبيله خود و به ايشان محتاج است و اگر ياري ايشان نكني ياري از ايشان منع كرده اي و ياريهاي بسيار را از خود رد گردانده اي.پس اگر ايشان رادر حال خوبي ببيني ياري ايشان بكن براي آن امر و اگر در بلايي باشند ايشان را وانگذار و بايد كه ياري كردن شما يكديگر را در طاعت خدا باشد .به درستي كه هميشه بارفاه و نعمت خواهيد بود اگر ياري يكديگر را بكنيد در طاعت خدا و باز ايستيد از معصيت خدا .
ودر حديث معتبرمنقولست كه اسيري چند رابه نزد حضرت رسول صلي الله عليه واله از كافران آوردند پس يكي از ايشان را پيش آوردند كه گردن بزنند در آن حال جبرئيل نازل شد و گفت يا محمد صلي الله عليه واله اين اسير كه ميخواهي گردنش را بزني به مردم طعام ميخورانيد و مهمانداري ميكرد و خرجها ئيكه در ميان قبيله واقع ميشد ميداد و بارهاي گران اهل خود را بردوش خود برميداشت .پس حضرت به آن اسير فرمودند كه حق تعالي چينن وحي فرستاده و من تورا آزاد كردم از كشتن به سبب اين خصلتها. آن اسير گفت كه پروردگار تو اين خصلتهارا دوست ميدارد فرمود: بلي . اسير گفت: شهادت ميدهم به وحدانيت خدا وبه پيغمبري تو به حق آن خداوندي كه تورا به راستي فرستاده است كه هرگز از مال خود كسي را بر نگردانيده ام .
تضاد و تزاحم بين همسايگان
تضاد و تزاحم نيز از پيامدهاي زندگي اجتماعي است و وقتي گروهي با هم دريك محيط زندگي ميكنند ممكن است بي مبالاتي و كم توجهي بعضي به آداب اسلامي، سبب سلب آسايش ديگران گردد و موجب آزردگي آنان شود و اين خود زمينه ساز كدورتها و نزاعهاي بعدي شود .در اينصورت شايسته است طرفي كه مورد كم لطفي همسايه خود واقع شده تا ميتواند آزار همسايه را براي رضاي خدا تحمل كند و چنانچه ناچار به نشان دادن واكنش شد بارويي گشاده وزباني نرم به وي تذكر دهد به طوري كه اين تذكر موجب اصلاح وي شده و در ضمن رنجش خاطر او را هم در پي نداشته باشد .
امام كاظم عليه السلام در اين باره فرمود :
ليس حسن الجوا ر كف الاذي و لكن حسن الجوار الصبر علي الاذي
همسايه داري نيكو به آزار نرساندن نيست بلكه همسايه داري نيكو در صبر بر آزار همسايه است .
فرهنگ آپارتمان نشيني در ايران
فرهنگ آپارتمان نشيني چيست ؟
در واقع فرهنگ همسايه داري يا آپارتمان نشيني همان هنجارها و ارزشها ويا امور مادي است كه براي افراد همسايه معقول و ارزشمند مي باشد و افكار و احساسات ورفتا ر آنها را شكل داده ويا به نوعي تحت تأثير قرار ميدهد .اين هنجارها همگي در ارتباط با برخورد با همسايگان ميباشد كه البته گاهي ممكن است هنجارها و ارزشها ي افراد معقول و مطابق با شرع نباشند . به طور كلي از آنجائي كه ما مسلمان هستيم و اسلام دين كاملي است و در تمام زمينه هاي فردي و اجتماعي براي انسانها دستوراتي دارد لذا هنجارها و ارزشهاي مورد قبول ما بر طبق دستورات اسلام خواهد بود كه خود مطابق عقل نيز مي باشد .البته مانمي توانيم ادعا كنيم كه تمام اين دستورات در رفتار ما تعين پيدا كرده است زيرا واقعيت چيز ديگري را بيان ميكند اما در هرحال دستورات اسلام دراين زمينه مورد قبول عموم بوده و حتي مطابق قانون ودر برخي موارد با كساني كه رفتاري ضد آن داشته باشند برخورد خواهد شد .
بررسي وضعيت كنوني
در زندگي آپارتماني ايران فرهنگ خاصي حاكم است كه تا حدودي از شرع وقانون نشأت گرفته است. اما متأسفانه بيشتر افراد آن را زير پا ميگذارند و موجب ميشوند كه حقوق ديگران ضايع و پايمال شود .منازل آپارتماني به جهت ارتباط نزديكي كه خانه ها با يكديگر دارند همچنين وجود خانه هايي فوق يكديگرند مراعات حال همسايگان حالت ظريفتري به خود ميگيرد .مثلا از آنجائي كه هر خانواده مستقلا حق دارد كه رفت وآمد هاي خاص خود را داشته باشد بايد دقت كند كه اين رفت و آمدها ومهمانيهاي شبانه در اوقاتي نباشد كه عادتا ديگران در آن زمان مشغول استراحت هستند. چرا كه رفت و آمد افراد روي پله ها سر وصدا ي زيادي را ايجاد ميكند كه مخل آسايش ديگران است .از سوي ديگر بلند صحبت كردن در راه پله ها عاملي است كه غالبا به آن كم توجهي ميشود و خود موجب آزار ديگران را فراهم مي كند .برخي از افراد آنقدر صداي ضبط يا تلويزيون خود را بلند ميكنند كه در آسايش و آرامش ديگران ايجاد اخلال ميكند .اخيرا ديده شده كه برخي از اعضاي آپارتمانها براي تبديل خانه خود به سبك امروزي تصميم به تخريب صورت قبلي خانه گرفته و به اصطلاح خود ديوار آشپزخانه را كوتاه ميكنند و يا شومينه نصب ميكنند كه ماهها صداي گوش خراش تيشه و تبر گوش همسايگان رامي آزارد.
از سوي ديگر خانواده هاي بچه دار نيز خود به نوعي موجب آزار ديگران ميشوند چرا كه كودكان آنها با بازي هاي پرسر وصدا و دويدن موجب آزار همسايه ها در طبقه پايين تر ميشوند.
مشكل ديگر مسأله نظافت ساختمان است .از آنجائيكه همه ساختمانها مأمور مخصوص براي نظافت ندارند لذا در بسياري ا ز مجتمعها مشكل جارو كردن و نظافت آپارتمان وجود دارد و افراد همكاري لازم را در اين زمينه به عمل نمي آورند. حتي گاهي اوقات در آبياري درختان نيز با يكديگر مشكل دارند و هر كس اين مسئوليت را به عهده ديگري مي اندازد .البته مشكلات آپارتمان بسياربيشتر از اين است .و ليكن فرهنگ همسايه ها ،محل آپارتمان و حتي نوع معماري ساختمان تا حدود زيادي در حل اين مشكلات مؤثرند .
علل افت فرهنگ آپارتمان نشيني
همان گونه كه قبلا ذكر شد فرهنگ حاكم بر انديشه ما فرهنگي اسلامي است و اسلام در تمام زمينه ها وخصوصا برخورد به همسايه راهكارهاي مناسبي ارائه داده است .اما اينكه چرا ما به اين راهكارها عمل نمي كنيم دلائل مختلفي دارد. شايد مهمترين عامل عدم رعايت حقوق ديگران، بي اطلاعي از عواقب رعايت نكردن حقوق و حتي نا آگاهي نسبت به حقوق همسايه باشد .و شايد رعايت اين حقوق در جامعه از ضمانت كافي برخوردار نيست. لذا افرادي با وجود اطلاع از حقوق همسايگان نفع آني را ترجيح داده وحقوق افراد را زير پا ميگذارند. البته علل و عوامل زياد است اما ما در اينجا به برجسته ترين آنها اشاره كرديم. اما راهكارهايي در اين زمينه به ذهن مي رسد كه ميتواند در نهادينه كردن فرهنگ صحيح آپارتمان نشيني مؤثر باشد .
عوامل ارتقاءفرهنگ آپارتمان نشيني
اين عوامل از مجموعه اي از كارهاي فرهنگي وحتي قانوني تشكيل شده كه به ذكر آن ميپردازيم .شايد بهترين اقدام دراين زمينه آگاه كردن افراد به حقوقي باشد كه درشرع و قانون ذكر شده و با اجراي آن حقوق همسايگان از آزار يكديگر در امان خواهند بود .
شيوه خاص ساختمان سازيها گاهي كاملا اشتباه مي باشد و بجاي اينكه به آسايش افراد توجه شود به زيبايي آن پرداخته اند. از جمله قراردادن درهاي رفت وآمد دو خانواده در كنج ديوار بطوري كه اگر هر دو همزمان از خانه خارج شوند به يكديگر برخورد خواهند كرد .
اگر ساختمانها طوري ساخته شوند كه تأسيسات مربوط به آب وبرق همسايگان با كنتور جداگانه اي نصب شود علاوه براينكه جلو اختلافات زيادي را ميگيرد بلكه عده اي با مصرف زياده ازحق، خرج زائدي را بر مخارج ساير خانواده ها تحميل نمي كنند .
براي نظافت آپارتمان ميتوان نوبت گذاشت تا در پاكيزگي محيط اخلالي ايجاد نشده و همه افراد نيز دراين زمينه همكاري داشته باشند.
يكي از كارهاي مؤثر و مفيد در اين زمينه تعيين مدير ساختمان و تشكيل جلسات متعدد با حضور اعضاي ساختمان است. مدير ميتواند فعاليت اعضاء را كنترل كرده و به آن انتظام بخشد. از طرفي با متخلفين برخورد كند .
جلسات منظم ماهانه ويا هفتگي با حضور تمام همسايگان ميتواند آنها را با مشكلات ساختمان آشنا ساخته و وادار به چاره جويي در جهت حل آن نمايد . مدير ساختمان ميتواند فردي مطمئن خارج از افراد ساختمان باشد كه ماهيانه مبلغي از طرف همسايگان به او پرداخت ميشود و او در عوض هماهنگي امور ساختمان را به عهده ميگيرد .حتي اين مراقبت ميتواند 24ساعته وبه نوبت بافرد ديگري صورت گيرد تا در ضمن ورود و خروج افراد نيز كنترل شود .
يكي از راهكارهاي مؤثر براي وادار كردن افراد به رعايت حقوق همسايگان برخورد قانوني با فرد متخلف ميباشد .كه البته در مرحله اول با تذكر و امر به معروف ودر مراحل بالاتر با اطلاع دادن به پليس ميتوان به مشكل پايان داد .در هر حال بهترين كار آگاه كردن افراد و تبليغات دراين زمينه است كه ميتواند توسط آموزش و پرورش و مربيان و روحانيون و خصوصا صدا وسيما و...صورت گيرد آموزشهاي عمومي در درازمدت هميشه اثر مطلوبي بجا گذاشته اند .
گردآوري: فاطمه آذر مهر
استاد راهنما: خانم رحمت آبادي